تبليغاتX
AlirezA24h
تنها وبلاگی که تضمین می کند ساعتها سرگرم شوید
مترجم : بهاره صفوی

 

 
images/20060928/000000.jpg حتما شما هم پله برقي را در جاهاي مختلف مانند فروشگاه ها، فرودگاه ها، متروها و حتي پلهاي عابر پياده ديده ايد. اين پله ها مردم را به طبقات بالا يا پايين مي برند و وجود آنها باعث مي شود بدون خستگي براحتي رفت و آمد ميان طبقات انجام شوند ؛ اما آيا تا به حال فکر کرده ايد اين وسيله چگونه کار مي کند؟ نخستين پله برقي را جس وبليورنو در سال 1881 ميلادي در ايالات متحده امريکا ساخت. از اين پله براي انتقال ديرکهاي چوبي و ميله هاي فلزي به درون کشتي ها استفاده مي شد. نام پله برقي براي نخستين بار در سال 1900 ميلادي براي پلکان متحرکي به کار رفت که در نمايشگاهي در شهر پاريس به نمايش گذاشته شده بود. از آن پس ، نام پله برقي براي اين گونه پله ها رايج شد. حداکثر ارتفاع پله هاي برقي امروز 18 متر است.
اين پله ها به وسيله نيروي برق کار مي کنند و با زنجير حلقوي که بدون توقف در حال چرخش است ، به حرکت در مي آيند. يک موتور اين زنجير را مي چرخاند. زنجير به پله ها متصل است و چرخش آن موجب حرکت پله مي شود. پله ها هم پس از آن که به بالاترين يا پايين ترين نقطه رسيدند، به زير آن مي روند و پس از گذشتن از زير پا از سمت مقابل بيرون مي آيند. هنگام حرکت پلکان ، سطح پله ها به گونه اي بيرون مي آيد که ما براحتي بتوانيم روي آن بايستيم.
پله هاي برقي بزرگ مي توانند در هر ساعت 6هزار نفر را جابه جا کنند. پله هاي برقي به صورتي طراحي شده اند که اگر به هر دليلي يکي از زنجيرهاي آن بشکند يا جابه جا شود، پله از حرکت مي ايستد. علاوه بر اين ، يک کليد ايمني يعني هم در پله برقي وجود دارد که حرکت آن را در صورت بروز هر گونه ايراد يا اختلال فورا متوقف مي کند.

 

لینک : پله برقي چگونه کار مي کند؟

 

نوشته شده در : پنجشنبه 1385/07/06 - ساعت : 4:22 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: مطالب |
images/20060927/house.jpg
 
فصلنامه وزارت مسکن و شهرسازي در گزارشي از مطالعات طرح جامع مسکن نوشت : چنانچه هر سرپرست خانوار بتواند يک سوم از درآمد خود را براي تامين مسکن ملکي پس انداز کند ، صاحبان دهک نخست درآمدي بايد بيش از يک قرن در انتظار صاحب خانه شدن ، بمانند.
به گزارش ايرنا ، گزارش فصلنامه اقتصاد مسکن که صاحب امتياز آن وزارت مسکن و شهرسازي است ، نشان مي دهد: خانوارهايي که در دهک چهارم درآمدي جاي دارند ، حدود 33 سال بايد در انتظار دستيابي به مسکن ملکي باقي بمانند. همچنين در اين گزارش ، متوسط دوره انتظار خانوارهايي که در دهکهاي مختلف جاي دارند ، 18 سال پيش بيني شده است.
در عين حال در اين گزارش تصريح شده است : دوره انتظار افراد براي صاحب مسکن ملکي شدن طبق هنجارهاي بين المللي 5 تا 10 سال است.
اين فصلنامه خانوارهاي کم درآمد فاقد مسکن ملکي در سطح کشور را 1.5 ميليون خانوار اعلام کرده است.
چنانچه شاخص جمعيتي يک خانوار تعداد 5 نفر باشد ، حدود 7.5 ميليون نفر در سطح کشور در واحدهاي مسکوني غيرملکي زندگي مي کنند. در اين گزارش در مورد ويژگي هاي عمده خانوارهاي فاقد مسکن ملکي آمده است : مستاجران در دهکهاي يک تا 4 درآمدي 50 درصد از کل خانوارهاي فاقد مسکن ملکي را تشکيل مي دهند ، دهکهاي درآمدي 5 تا 7 نيز 35 درصد از اين گونه خانوارها را دربرمي گيرند. همچنين دهکهاي درآمدي 8 تا 10 به ميزان 15 درصد خانوارهاي فاقد مسکن ملکي را شامل مي شوند.
 
 
نوشته شده در : پنجشنبه 1385/07/06 - ساعت : 4:12 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: مسائل روز |
نویسنده : دوربرگردان م.ف

 

وصيت‌نامه آقاي سخنگو
آصفي از سخنگويي وزارت امور خارجه كناره گرفت و اين سمت را به حسيني واگذار كرد.

بسمه‌تعالي
جانشين عزيزم، جناب آقاي حسيني
اكنون كه پس از هشت سال از سخنگويي وزارت امور خارجه كناره مي‌گيرم، اخلاقا بر خود فرض مي‌دانم تا گوشه‌اي از تجارب ارزشمند خود را در اختيار جنابعالي قرار دهم تا از آن كمال استفاده را ببريد.
1ـ تكذيب كن تا كامروا باشي. هيچ كس از تكذيب ضرري نديده، ما هم جز سود و خيرات از آن نديديم. حتي اگر لازم شد حرف‌هاي خودت را هم تكذيب كن و اصلا هم خجالت نكش. خبرنگارها هم ديگر به تكذيب‌هاي پياپي ما عادت كرده‌اند.

2ـ هميشه منظور چيز ديگري است. يادت باشد كه يكي از وظايف رسانه‌ها و افكار عمومي اين است كه حرف‌هاي مسئولان را بد مي‌فهمند و اين وظيفه سخنگوست كه به همه گوشزد كند كه بد فهميده‌اند و منظور گوينده از فلان سخن، بهمان چيز بوده است. نيمي از اين هشت سال خدمت من در سمت سخنگو به همين كار گذشت كه پيش وجدان خودم شرمنده‌ام چون فكر مي كنم كم بوده.

3ـ همه چيز موازي است. ظاهربين نباش و فكر نكن كه چون عنوان جديدت «سخنگوي وزارت امور خارجه» است، پس اين وزارتخانه است كه مشخص مي‌كند، چه بايد بگويي.
ابدا اين‌طور نيست و دست‌كم ده سازمان و نهاد و شخصيت، در اين زمينه فعالند! هواي همه را داشته باش.

4ـ دست و دل باز باش، به خصوص با خبرنگارها، اكثر خبرنگارهاي رسانه‌‌هاي ما واقعا موجودات شريف و حرف‌گوش‌كني هستند و از اين جهت قابل احترام. به خصوص آن‌كه قانع هم هستند و در اكثر مواقع با يك هديه ناقابل هواي آدم را خوب دارند.
5ـ هيچ چيز شفافي وجود ندارد. پاسخ هيچ سوالي را درست و كوتاه و شفاف نده حتي اگر آن سؤال اين باشد كه «الان روز است يا شب؟»
يك سخنگوي خوب، رسانه‌ها را حسرت به دل يك «بله» يا «نه» خواهد گذاشت؛ همان طور كه من گذاشتم. اگر هم گهگاهي اين كلمات بي‌اختيار از دهانت بيرون پريدند، با «اما و اگر و ولي... » و اين طور حرف ربط‌هاي بي‌ربط، تا جايي كه مي‌تواني زهرشان را بگير.
قربانت - حميدرضا

اين سردبير به فروش مي‌رسد
روزنامه شرق توقيف شد. در همين رابطه نوار ضبط شده‌اي از يك مكالمه تلفني به دوربرگردان رسيده است كه بخشي از آن در پي مي آيد. كارشناس امور استراق سمع ما در اين رابطه اعلام كرد با بررسي‌هاي فني اين نهاد مشخص شده است كه تماس گيرنده (م ع) از حوالي جردن با يك نفر ديگر (ح ش) در حوالي توپخانه تماس گرفته است. اين كارشناس از اظهار نظر پيرامون ميزان صحت و سقم اين مكالمه خودداري كرد اما گفت «به عقل كه جور درمياد»!

م ع: سلام برادر ح
ح ش: سلام و زهرمار. من با شما تكنوكرات‌هاي غرب زده سكولارپيشه هيچ حرفي ندارم.
م ع: حالا شوما چرا اينقده عصباني هستي؟ خب مام با شوما خشونت طلب‌هاي متحجر حرفي نداريم، ولي دعوام نداريم.

ح ش: خب حالا كه چي؟ زنگ زدي اينا رو بگي؟
م ع: نخير. زنگ زدم بگم خبر داري روزنومه ما توقيف شده‌س؟

ح ش: اِ... نه خبر نداشتم. كِي؟
م ع: (با ناباوري) يعني شوما خبر نداشتي؟ رفيق شفيقتون ما رو تعطيل مي‌كنِد اونوخ شوما خبر نداري. جالبه‌س!

ح ش: خب كه چي؟ كارتو بگو.
م ع: مي خواستم بگم اون بنده خدايي كه طالبش بودي رو مي‌فروشيم. تخفيف هم داره!

ح ش: فصل خريد تموم شده. شرمنده. ايشالله سال بعد.
م ع: اِ تو كه تا همين هفته پيش دنبالش بودي. من كه مي دونم، شوما مي خواي بزني تو سر مال.

ح ش: همچين مالي هم نبود.
م ع: بابا خوش انصاف ديگه مي‌خواستي چه كنه؟ از انرژي هسته‌اي كه دفاع مي‌كرد، واسه لبنان كه سينه چاك مي داد، از سفرهاي استاني كه تعريف مي‌كرد، طرح رفراندم رو كه مسخره مي‌كرد، در مورد اون دانشجويي كه توي زندان مرد هم كه نوشته بود طرف اصلا عددي نبوده‌س ... ديگه كم مونده بود معلق هم بزنه!

ح ش: بد قلقي كه نمي كنه؟
م ع: ابداً. خوش‌دست‌تر از اين، سردبير پيدا نمي كوني.

ح ش: حالا كي سردبير خواست؟
م ع: هر جا بخواي واميسته.

ح ش: باشه ولي نصف قيمت. اونم تو سه قسط. قبول؟
م ع: كمه‌س. به جون شوما بيشتر از اينا خرجش كردم.

ح ش: مال بد بيخ ريش صاحابش. خداحافظ.
م ع: باشه بابا ... قطع نكن. قبول.

ح ش: پس صيغه بيع رو مي خونم...

اول مي‌بُرد، بعد مي شمارد!
جورج دبيلو بوش، رئيس‌جمهور آمريكا اندكي بعد از آن‌كه براي چندمين بار اعلام كرد كه ايران خطرناك‌ترين دشمن ايران در جهان است، گفت شخصا ويزاي سفر آقاي خاتمي به آمريكا را امضا كرده و اجازه داده است او بدون طي برخي مراحل قانوني (در آمريكا به انگشت‌نگاري‌هاي اهانت‌آميز مي‌گويند مراحل قانوني!) به آمريك سفر كند. جورج در بيان علت اين كار گفته است: «علاقه دارم بدانم افراد درون حكومت ايران چطور فكر مي‌كنند».
جالب اينجاست كه آقاي بوش اول درباره ديگران حكم صادر مي‌كند و بعد به فكر اين مي‌افتد كه ببيند ديگران چطور فكر مي‌كنند. داستان، داستان همان روباهي است كه داشت از جنگل فرار مي‌كرد، پرسيدند چرا فرار مي‌كني؟ گفت هر حيواني كه سه گوش داشته باشد، گوش‌هايش را مي‌برند، گفت تو كه سه تا گوش نداري. گفت اول مي‌برند بعد مي‌شمارند.
توضيح: قاعدتا دوستان متوجه شده‌اند كه به خاطر رعايت شئونات اسلامي ـ اخلاقي ما يك مقداري مكان وقوع حادثه را تغيير داده‌ايم و به گوش رسانده‌ايم. به بزرگي خودتان ببخشيد!

خبر خوش بازي
ما زياد ديده بوديم كه مجلات زرد براي جلب مشتري، خبرهاي خوشي را در صفحات داخلي نويد مي‌دهند و يا سريال‌هاي تلويزيون براي از دست ندادن تماشاگران (و از آنها مهمتر: آگهي‌دهندگان!) پايان يك ماجرا را صدها دقيقه به تأخير مي‌اندازند، ولي نديده بوديم مسئولان طراز اول يك مملكي دائما از اين شيوه‌ها استفاده كنند. اما در اين يك سالي كه گذشت ماهي و بلكه هفته‌اي نبود كه وزيري، وكيلي، سخنگويي... كسي، آگهي «اعلام يك خبر خوش در روزهاي آينده» را پخش نكند!

غالب اين خبرها هم يك جوري هستند كه به زحمت «مي‌گنجند»! از جمله اعلام خبر خوش كشف داروي قطعي بيماري ايدز. در حاليكه در نتيجه اين بيماري ويروسي، سيستم دفاعي بدن ضعيف مي‌شود و اين در نهايت و «به تدريج» باعث مرگ بيمار مي‌شود و به همين خاطر ادعاي كشف داروي قطعي براي اين بيماري، خيلي شگفت‌آور مي‌نمايد. (حتي شگفت‌آورتر از ادعاي دستيابي به جوش هسته‌اي در دانشگاه آزاد!)

جالب اينجاست كه اين «خبر خوش» در حالي اعلام شد كه برخي از مسئولان ذيربط در زمينه ايدز، با قاطعيت خبر دستيابي به اين دارو را رد كرده بودند و برخي هم اين مطلب را مربوط به مدتها پيش مي‌دانستند كه البته هنوز به ثبت نرسيده. جالب‌تر از همه اما اين گفته‌ وزير بهداشت است به نقل از ايسنا:
«اين داروي جديدي است كه گرفتن مجوز آن در حال اقدام است و پيگيري ثبت جهاني نيز اقداماتي است كه دوستان محقق در حال پيگيري هستند و ثبت داخلي نيز در شرف اقدام است».

ضرب‌المثل: اول خرس را شكار كن بعد پوستش را بفروش!

لینک : وصيت‌نامه آقاي سخنگو

 

Professional News Site

نوشته شده در : پنجشنبه 1385/07/06 - ساعت : 2:8 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: دوربرگردان |
نویسنده : دوربرگردان م.ف

 

مرحوم خلبان زنده است!
يك هواپيما متعلق به شركت «ايران‌ايرتور» در فرودگاه مشهد آتش گرفت و تا مأموران هميشه در صحنه آتش‌نشاني اين فرودگاه آمدند به خودشان بجنبند، سي، چهل، پنجاه، شصت، هفتاد نفري (منابع مختلف آمارهاي متفاوتي را منتشر كرده‌اند!) در آتش سوختند. متأسفانه اين بار خلبان و كادر پروازي صحيح و سالمند و «هيأت تحقيق و تفحص» احتمالا نمي‌تواند بعد از چند ماه تحقيق و تفحص، تقصير را گردن «مرحوم خلبان» بيندازد. ما ضمن تسليت به خانواده‌هاي جان‌باختگان، توصيه مي‌كنيم زياد دنبال مقصر نگردند، اين راه بن‌بست است.

نكته: راستي از اين به بعد اگر جرأت كرديد و سوار هواپيماهاي توپولف شركت‌هاي معتبر(!) داخل شديد، به درب‌هاي خروج اضطراري دقت كنيد و به نبوغ صاحبان اين شركت‌ها احسنت غرايي بگوييد؛ چون اكثر حضرات متوجه شده‌اند كه كمپاني سازنده فراموش كرده يك صندلي خوشگل جلوي هر كدام از درب‌هاي خروج اضطراري بگذارد و شركت‌هاي ايراني جور اين اهمال را كشيده‌اند!

هفت هزار گمشده
فكر نكنيد كه فقط صنعت حمل و نقل بين شهري ما، اعم از جاده، هوايي از نظر ميزان حوادث در جهان ركورددار است، چراكه در صنعت حمل‌ونقل درون شهري هم در موارد مختلف ركورددار هستيم. از جمله اين موارد، يكي هم اعلام اين خبر بود كه «دست‌كم هفت هزار تاكسي در تهران مفقود هستند»! اين خبر خوش را مسئولان سازمان تاكسي‌راني تهران اعلام كرده‌اند و البته براي آن‌كه شهروندان دچار سوءتفاهم يا وحشت نشوند، توضيح داده‌اند كه مفقودكنندگان(!) اين تاكسي‌ها نيت زياد بدي هم ندارند.

مثلا بعضي از افرادي كه كارشان در محدوده طرح ترافيك بوده و نمي‌توانسته‌اند (يا برايشان نمي‌صرفيده!) كه مجوز طرح ترافيك بخرند، يك تاكسي را اجاره يا خريداري مي‌كنند و با خيال راحت، هر وقت و هر چند بار كه دلشان بخواهد، مي‌روند داخل محدوده طرح و مي‌آيند بيرون. حالا اگر از مسافري هم خوششان بيايد، شايد سوارش كنند!

اظهار شادماني: واقعا اعلام اين خبر و توضيح خوشحالمان كرد. چون ما تا پيش از اين وقتي كه يك تاكسي خالي مي‌ديديم كه راننده‌اش هيچ توجهي به مسافران ايستاده در كنار خيابان نداشت، فكر مي‌كرديم راننده تاكسي دنبال مسافر دربستي مي‌گردد و كلي عصباني مي‌شديم. حالا نگو طرف «شخصي» لباس «تاكسي» بوده و ما خبر نداشتيم!

اشرائيل پيروژ اشت
رسانه‌هاي اسرائيلي اعلام كردند كه به دنبال ايجاد مشكلات رواني متعدد براي سربازان اسرائيلي، مجوز استعمال مواد مخدر براي سربازان صادر شد. در همين رابطه، يك كارشناس ارشد مواد مخدر در ستاد مشترك ارتش اسرائيل، نتايج برخي از تحقيقات را كه منجر به صدور اين مجوز شده است، در اختيار «دوربرگردان» قرار داد كه در پي مي‌آيد.

رضايت اهالي، عامل قطع برق
ما تا پيش از اين فكر مي‌كرديم خاموشي‌هاي مكرر اخير ريشه در بعضي چيزهاي بد دارد، اما با خواندن يكي از جوابيه‌هايي كه از سوي يكي از شركت‌هاي توزيع برق تهران در روزنامه «شرق» 11/6/85 چاپ شده بود، فهميديم كه برخي از اين خاموشي‌ها مي‌تواند ريشه در چيزهاي خوب داشته باشد، در بخشي از اين جوابيه آمده:
«خاموشي خيابان نصرت، حد فاصل كارگر شمالي و جمالزاده، مربوط به بروز اشكال در تجهيزات پست كامل بود كه پس از رفع عيب، طي تماس تلفني با مشتركين محترم محل، از ايشان كسب رضايت شد».
البته راستش را بخواهيد، ما دقيقا نمي‌دانيم خاموشي در محل مزبور به چه علت بوده، ولي حدس مي‌زنيم خاموشي بعدي ريشه در «رضايت مشتركين محل» داشته باشد كه چيز بسيار خوبي است. شما فكر مي‌كنيد شركتي كه با تك‌تك اهالي يك محدوده تماس تلفني بگيرد و «كسب رضايت» كند، وقت چنداني برايش مي‌ماند كه از خاموشي بعدي جلوگيري كند؟

آرام كردن همسر عصباني
هر زني بالاخره يك روز از كوره درمي‌رود و بايد يك جوري آرامش كرد. در خانواده ما، نوع آرام كردن يك خانوم، بستگي مستقيم دارد به سن و سال وي. مثلا اگر بانوي عصباني در دوران جواني باشد، با داروهاي آرامش‌بخش، آرامش مي‌كنند و اگر در دوران ميانسالي باشد، گل‌گاوزبان و قندآب به عنوان آرامش بخش استفاده مي‌شود.

براي خانم‌هاي پير و پرسن‌وسال هم معمولا از قليان تنباكوي برازجاني استفاده مي‌شود كه جدا خوب جواب مي‌دهد. در همين فاميل ما كه ذكرش رفت، دخترخانم‌هاي جوان معمولا به خاطر لاابالي‌گري نامزدشان يا مشروط شدن در دانشگاه يا رد شدن براي هفتمين بار در امتحان راهنمايي و رانندگي و اينجور چيزها عصباني مي‌شوند و خانم‌هاي ميانسال به خاطر مسائلي مثل دو تا شدن شلوار آقا، پررويي عروس خانم، قرض بالا آوردن آقازاده و اين جور چيزها از كوره در مي‌روند و ... خلاصه باعث و باني عصبانيت هر خانومي، يك مسئله پيش‌پاافتاده و يك آدم معمولي است كه به همين خاطر، مسئله با آب و قلياني و ديازپام رفع و رجوع مي‌شود.

اما بعضي از عصبانيت‌ها، آنقدر علت‌هاي درشتي دارد كه اگر تمام آب‌ها و گل‌گاوزبان‌ها و قليان‌ها و آرام‌بخش‌هاي شيميايي دنيا را هم به خانم عصباني بدهند، افاقه نمي‌كند. مثل همين عصبانيت عيال آقاي الهام از دست آقاي خاتمي كه گويا دليلش خيلي بيشتر از اخراج از آموزش‌وپرورش در دوران اصلاحات است! براي اين‌كه فكر نكنيد همينجور هوايي يك چيزي ‌مي‌گويم، به قسمت‌هايي از يادداشت مشعشع ايشان در سايت نوسازي توجه كنيد:

«واقعيت آن است كه رفتن محمد خاتمي به واشينگتن با استقبال كاخ ننگين سفيد در صدور ويزا و مهياسازي شرايط براي سخنراني و دعوت و ميهماني در دانشگاه‌ها، حتي در مخيله وابستگان رژيم ننگين پهلوي هم نمي‌گنجيد. واقعيت آن است كه محمد خاتمي به عنوان عامل اصلي اجراي اصلاح‌طلبي، امروز دستمزد هشت سال تلاش خود را از آمريكايي‌ها به ويژه كاخ سفيد مي‌گيرد».

و البته ايشان در ادامه يادداشت در هفت‌بند تكاليف «مجلس شوراي اسلامي، وزارت امور خارجه، دانشگاهيان، وفاداران به حضرت روح‌الله، خانواده‌هاي عزيز شهدا، مجمع تشخيص مصلحت نظام، حوزه‌هاي علميه و مراجع تقليد» را هم به ايشان يادآوري كرده است كه بخشي از آن به عنوان مشتي نمونه خروار مي‌آيد:

«بر حوزه‌هاي علميه، از مرجعيت عظيم‌الشأن تا جامعه محترم مدرسين به ويژه وارستگان اين تشكل كه قداست روحانيت شيعه را فراتر و بالاتر از همگرايي صنفي و سياسي مي‌دانند و طيف عظيم‌الشأن بالنده طلاب حقيقي مكتب امام صادق(ع) كه پيشگام قشرهاي ملت گرديده، تكليف اين دارنده لباس روحاني را در اين حركت ضدملي روشن كنند».

در پايان يك سؤال هم از همسر محترمه سخنگوي دولت داريم و آن اين است كه از نظر ايشان كلا سفر به آمريكا براي هر كدام از روحانيون (يا به قول ايشان دارنده لباس روحاني) كه بعضي از آنها چند برابر آقاي خاتمي (يا به قول ايشان: محمد خاتمي) به آمريكا سفر كرده‌اند، داراي چنين تفسيرهايي است يا فقط آقاي خاتمي مشمول چنين الطافي است؟ يك بام و دو هوا نشود يك وقت كه اصلا براي همسر سخنگوي دولت عدالت‌محور خوب نيست ها!

كپسول انرژي
دبير ستاد بزرگداشت هفته جوان گفت: جوانان كپسولي از انرژي هستند.
م.ف: بي‌خود نيست كه هي جوانان مي‌گويند «تحت فشار» هستند!

دست‌انداز
مثل اين‌كه اين همكاران ما در خبرگزاري فارس خيلي از «سردار قاليباف» خوششان مي‌آيد هنوز ول‌كن نيستند.

 

لینک : هفت‌‌هزار گمشده در تهران

Professional News Site

نوشته شده در : پنجشنبه 1385/07/06 - ساعت : 2:2 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: دوربرگردان |

 

لینک : What A Beautiful World

نوشته شده در : پنجشنبه 1385/07/06 - ساعت : 1:59 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: طبیعت |
نویسنده : دوربرگردان م.ف

 

بيمارها نخوانند!
يكي از معاونان وزير بهداشت (منظورمان آن معاوني كه هر روز در يكي از شبكه‌هاي سيما ظاهر مي‌شود نيست، استثنائا يك معاون ديگري مراد است!) بله... يكي از معاونان وزارت بهداشت يك خبر خوشي داده كه پيشنهاد مي‌كنيم اگر مبتلا به فشار خون يا بيماري قلبي هستيد، اين خبر را نخوانيد.
ايشان خبر داده كه وزارت بهداشت با برخي از عاملان توزيع داروي قاچاق در تهران برخورد كرده است. در اينجا ممكن است ذهن شما به سمت ناصرخسرو و داروفروش‌هاي آنجا برود و به ياد بياوريد كه چندي پيش، نيروي انتظامي با آنان برخورد كرده بود اما نكته كليدي در خبر جالبي است كه ايشان اعلام كرده و آن اين است كه «90 درصد داروخانه‌هاي تهران داروي قاچاق توزيع مي‌كردند». (بخوان مي‌كنند!)
عرض نكردم اگر فشار خون يا ناراحتي قلبي داريد اين خبر را نخوانيد. حرف كه گوش نمي‌كنيد، حالا بفرماييد برويد بازار سياه داروي قاچاق تهيه كنيد تا تنبيه شويد.

نامه به شهردار
فرهنگسراي كودك مسابقه‌اي را با عنوان «نامه‌اي كودكانه به شهردار تهران» برگزار مي‌كند و از كودكان خواسته است كه مطالب، مشكلات، كمبودها و درخواست‌هاي خود را ارسال كنند. «م.ف» كوچولو به اين خواسته لبيك گفته است.

آقاي شهردار تهران
سلام. من مي‌خواهم به شما نامه بنويسم و هرچي كه مي‌خواهم بنويسم، اول از همه از شما خيلي ممنون مي‌باشم كه مي‌خواهيد يك شهربازي خيلي گنده در تهران درست كنيد و خواهش مي‌كنم زود اين كار را بكنيد تا من بزرگ نشده باشم، چون خيلي زشت مي‌باشد كه اين شهربازي خيلي طول بكشد و وقتي درست بشود، من خيلي گنده شده باشم و خجالت بكشم كه سوار چرخ و فلك بشوم. بعد هم خواهش مي‌كنم كه بليت‌هاي آنجا را ارزان بفروشيد تا پدرم پولش را داشته باشد كه ما را آنجا ببرد و مثل الان كه هي ما را به جاي شهربازي مي‌برد تونل رسالت، نشود. راستي خيلي من و خواهرم از شما مرسي مي‌باشيم كه تونل رسالت را مجاني درست كرده‌ايد. خيلي خوشگل مي‌باشد و ما هي جيغ مي‌زنيم.
راستي اگر مي‌شود يك زمين فوتبال براي بچه‌هاي كوچه ما درست كنيد. پدرم مي‌گويد شهرداري خيلي پول دارد. پس حتما درست كنيد تا ديگر داداشم با توپ شيشه خانه حسن آقا را نشكند و حسن‌آقا او را كتك نزند و پدرم به حسن آقا نگويد مرتيكه قزميت كچل و او به بابام فحش ندهد و بابايم او را كتك نزند و حسن آقا گريه نكند.
اين بود نامه من
وسلام نامه تمام
راستي آقاي شهردار
اگر يك دختري به اسم «مريم» برايتان نامه نوشت و گفت كه دختر حسن‌آقا مي‌باشد و بابايش باباي من را كتك زده است، باور نكنيد، دروغ مي‌گويد. يعني خيلي راست نمي‌گويد. راستش... راستش خب... حسن آقا خيلي گنده مي باشد و... اصلا زمين نخواستيم. چشم داداشم كور، توي كوچه بازي بكند.
شهربازي يادتان نرود، زود. بوس

محسن رضايي و فدراسيون فوتبال
ما معمولا روزنامه‌هاي «گل منگلي» (يعني آنهايي كه كاغذشان برق مي‌زند و شبيه گلاسه است) را نگاه نمي‌كنيم، به خصوص اگر ورزشي هم باشد. منتها ديروز، يكي از اين گل منگلي نامه‌ها يك تيتر و عكس صفحه اولش زده بود كه عينهو برق سه فاز (كه اين روزها هي مي‌رود!) ما را گرفت. تيتر اين بود.

خبر كوتاه و بزرگ براي انتخابات رياست فدراسيون فوتبال:
محسن رضايي وارد مي‌شود

دَدَم واي!... يعني آقا محسن كه فرمانده سپاه بوده و بعد هم مدرك دكتري اقتصاد گرفته و حالا هم دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام است، مي‌خواهد هِلِك و هلك برود فدراسيون فوتبال؟
اما بعد كه جريده برق برقي را ورق زديم، ديديم، منبع خبر «هوايي» است و احتمالا براي منظورهاي ديگري تهيه شده و به قول معروف، «دعوا سر لحاف ملاست».
اما سوال اينجاست که وسط اين همه آدم، چرا رضايي؟ من فكر مي‌كنم انتخاب محسن رضايي براي اين خبر، خيلي هم بيراه نبوده. لابد خبرنگاران گل منگلي‌نامه مذكور، دنبال يك آدم مشهور و در عين حال بي‌ربط مي‌گشته‌اند تا با انتصابش به فدراسيون، فروش كنند يا به منظورهاي ديگر برسند و كلماتي مثل «دفاع»، «حمله»، «زمين»، «هوا»، «توپ»، «تهاجم»، ... را در اينترنت search كرده‌اند و صاف خورده‌اند به نام محسن رضايي، فرمانده سپاه پاسداران در دوران جنگ!

ما بهتر مي‌كاريم
در خبرها آمده بود كه رئيس‌جمهور فيليپين مي‌خواهد با كاشت پانصد هزار نهال، ركوردشكني و در كتاب گينس، اسمش را ثبت كند. ما كه نمي‌دانيم واقعا در رشته «كاشتن» ثبت رسمي تا به حال صورت گرفته يا نه ولي قطعا اگر در اين رشته ثبت و ضبط درست و درماني بود، نام يك رئيس‌جمهور ديگري بايد قبلا ثبت مي‌شد، به خاطر كاشتن آدم‌ها!
(راستي كجا وام مي‌دادند؟ اين مدارك ما آماده است ها).

لینک : محسن رضايي و فدراسيون فوتبال

نوشته شده در : پنجشنبه 1385/07/06 - ساعت : 1:50 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: دوربرگردان |
نویسنده : دوربرگردان م.ف

 

ماهواره مي‌خوايم يالّا
چندي پيش 150نفر از نمايندگان به شدت اصولگراي مجلس، درخواست بررسي خارج از نوبت طرح «استفاده مديريت‌شده از ماهواره» را امضا كردند. بر اساس اين طرح، صداوسيما موظف مي‌شود حداكثر تا شش ماه پس از تصويب قانوني، نسبت به دريافت و پخش آن دسته از برنامه‌هايي كه مغاير با ارزش‌هاي اسلامي و ملي نباشد، اقدام كند.
جالب اينجاست كه در اين طرح، تصويب شده كه صداوسيما «حداقل» بايد براي اين كار سه شبكه تلويزيوني جديد راه‌اندازي كند. جالب‌تر اينكه براي آن‌كه آقاي ضرغامي با خودش فكر نكند كه با مانيتور كردن چند صد شبكه ماهواره‌اي و سانسور و جرح و تعديل سر وقت و از روي فرصت، خواهد توانست اين شبكه‌‌ها را تغذيه كند، طراحان قيد دريافت و پخش «هم‌زمان» را هم در متن طرح قرار داده‌اند.
اينها همه در حالي است كه اين صداوسيماي مادرمرده، براي پخش استريليزه يك مسابقه فوتبال مردانه 90 دقيقه‌اي، صد بار از تصاوير جايگزين استفاده مي‌كند، حالا فكرش را بكنيد كه بخواهد 24 ساعته سه شبكه را «مستقيما» از شبكه‌هاي ماهواره‌اي تغذيه كند!
از همه عجيب‌تر آن‌كه ليدر نمايندگان براي تصويب اين طرح، يك آدم حزب‌اللهي دوآتشه است به نام سعيد ابوطالب! و لابد اگر از لابه‌لاي دست صداوسيما در آن دريافت و پخش كذا، يك‌دهم ثانيه تصوير نامربوطي در برود، همين جناب، خاك آنجا را به توبره خواهد كشيد!
(البته اين وسط يك راه‌حلي هم هست كه نه سيخ بسوزد و نه كباب و آن هم اين كه: صداوسيما، برنامه‌هاي برون‌مرزي خودش را از ماهواره بگيرد و «مستقيما» بفرستد روي آن سه تا شبكه!)

بزرگ‌ترين شهر بازي خاورميانه
قاليباف، شهردار تهران، اعلام كرد: تهران صاحب بزرگ‌ترين شهربازي خاورميانه خواهد شد. به نظر ما اين كار اصلا لازم نيست و نوعي بودجه تلف كردن است چرا كه تهران همين الان هم بزرگ‌ترين شهر بازي خاورميانه است و شهروندان با صرف هزينه‌هاي اندك، از پيشرفته‌ترين وسايل سرگرمي استفاده مي‌كنند از جمله:
تونل وحشت: وحشتناك‌ترين تونل‌هاي وحشت با امكان ريزش طبيعي كه شما را از ترس ميخكوب (يا مثل ميخ كوبيده!) مي كند مثلا تونل مترو در محدوده ميدان امام خميني.
ماشين‌بازي: طبيعي‌ترين و شلوغ‌ترين محوطه ماشين‌بازي با امكان ويراژ و تيك‌آف و بوق و به هم كوبيدن. در تمام خيابان‌ها و اتوبان‌هاي شهر.
عبور از موانع: خطرناك‌ترين و هيجان‌انگيزترين بازي عبور از موانع انساني و غيرانساني، با امكان ضرب و جرح صد درصد طبيعي! مياديني مثل انقلاب، امام حسين، ونك و...
صعود و سقوط: كاملا رايگان و صد درصد بي‌خطر توسط مسئولان ، به خصوص وقتي كه آحاد ملت را با وعده و وعيد و تعريف و تمجيد بالا مي‌برند و بعد رها مي‌كنند!
سُرسُره: صد درصد رايگان در بيشتر پل‌ها و معابر (مخصوص فصل زمستان) با امكان زمين خوردن سه بعدي!
سياه‌بازي: نمايشي هزينه‌بر كه ابتدا شما را مي‌خنداند و بعد ساعت‌ها باعث گريه‌تان مي‌شود. اجرا در بازارها و به خصوص خيابان جمهوري (راسته موبايل فروش‌ها!)

نامه به دبیرکل
رییس فراکسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی اعلام کرد که نامه این فراکسیون که درباره اعتراض به جزیره سازی امارات متحده عربی در خلیج فارس خطاب به دبیرکل سازمان ملل متحد تنظیم شده بود، چند ماه است که در وزارت امورخارجه، به خاطر اشکالاتی که این وزارتخانه بر آن گرفته معطل مانده است.
قاعدتا در اینجا دو حالت وجود دارد: یا جریان ارسال این نامه به وزارت خارجه مربوط است و اشکالات آنها هم بجا است که در این صورت مجلس باید آنها را رفع کند و یا اینطور نیست که در نتیجه وزارت خارجه باید به خاطر این تعللش توبیخ شود و نامه را سریعا برای مدیر کل بفرستد.
اما گویا مجلس حالت سوم(!) را انتخاب کرده است. رییس فراکسون محیط زیست مجلس گفته است ما می خواهیم در یک «اقدام شخصی» این نامه را با «پست فوری» برای دبیرکل سازمان ملل ارسال کنیم!

دوپینگ نبود
علی کریمی، جواد نکونام و رحمان رضایی، سه ملی پوش کشورمان که قبل از اعزام به بازی های جام جهانی 2006 آلمان از انجام آزمایشات دوپینگ سر باز زده بودند از اتهام دوپینگ تبرئه شدند. گویا دلیل محکم آنها هم این بوده که خبر نداشته اند باید در این آزمایش ها شرکت کنند! این دلایل به قدری محکم و محکمه پسند بودند که سه حقوقدان از هوش رفتند و هفت کارشناس رعشه گرفتند و بقیه هم گفتند «جل الخالق»!
اینها همه در حالی است که کارشناس دوپینگولوژی دوربرگردان ما معتقد است هیچ احتیاجی به این همه هیاهو نبوده است و از ابتدا کاملا مشخص بوده که بازیکنانی که حداکثر تحرکشان شوخی بدنی با همدیگر در هنگام پخش سرود ملی بوده است و تحرک چندانی در زمین نداشته اند اصلا نمی توانسته اند دوپینگ کرده باشند.
این در حالی است که یک کارشناس دیگر دوربرگردان معتقد است با توجه به بازی اخیر تیم ایران مقابل سوریه بهتر است به جای این کار از بازیکنان افتخار آفرینمان تست اعتیاد گرفته شود!

هان ای دل عبرت بین!
بالاخره شهردار تهران چیزی را که همه به آن رسیده بودند را رسما اعلام کرد و گفت: منوریل قابل اجرا نیست. همینکه این حرف از دهان آقای قالیباف درآمد یک عده از ژورنالیست های کم ظرفیت سر و صدا راه انداختند که پس تکلیف آن 12 میلیاردی که تا به حال هزینه شده چه می شود؟ خسارت مجری پروژه را کی می دهد؟ این گودال ها را کی پر می کند؟... و از این حرفها.
اتفاقا به نظر ما هرچند که منوریل قابل اجرا نیست، ولی پولی که تا بحال صرف آن شده نه تنها تباه نشده که فایده رسانی آن بسیار بیشتر از آن چیزی خواهد بود که برایش در نظر گرفته بودند. مگر برج کج پیزا صدها برابر بیشتر از برج های بزرگتر و راست تر به مردم ایتالیا سود نرسانده؟ مگر برج ایفل که در ابتدای ساخت به خاطر عدم کاربرد مورد انتقاد شدید پاریسی ها بود به نماد فرانسه و عاملی برای جذب میلیون ها توریست تبدیل نشده؟
چرا ما نتوانیم گودال های عظیم منوریل در صادقیه را به یک نماد تبدیل کنیم؟ مثلا نماد مدیریت ضرب الاجلی و تحقیقات الله بختکی! و روز 17 اسفند (روزی که شهردار وقت در سال82 به هر ضرب و زوری که بود طرح منوریل را در شورای شهر به تصویب رساند) در آنجا مراسم خاصی برگزار کنیم و همه با هم آواز بخوانیم:
هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان                  گودال منوریل را آیینه عبرت دان!
هان؟

 

لینک : تهران، بزرگترين شهربازي خاورميانه

Professional News Site

نوشته شده در : پنجشنبه 1385/07/06 - ساعت : 1:48 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: دوربرگردان |
بنا به پژوهشی تازه لبخندی که بر لبان مونا ليزا نشسته يا به خاطر آنست که او باردار است و يا اينکه به تازگی بچه ای به دنيا آورده است.

دانشمندان کانادايی به کمک اشعه ليزر موفق شده اند تصويری سه بعدی از تابلوی معروف لئوناردو داوينچی تهيه کنند.

با مطالعه دقيق تابلو و کشف لايه های زيرين آن، گفته شده است مونا ليزا جامه ای به تن دارد که زنان حامله و يا فارغ از زايمان به تن می کرده اند.

اين تحقيق همچنين نشان می دهد که تابلو در طول 500 سال آسيب چندانی نديده است.

فراسوی سايه های تيره

هيئتی از مرکز پژوهش ملی کانادا اجازه داشتند بر اصل تابلو که به موزه لوور تعلق دارد کار کنند.

با مطالعه دقيق ليزری، بخش های تيره و ناشناخته تابلو کشف شده است: مانند مد لباس موناليزا و فرم گيسوی او.

با پژوهش اخير روشن شده است نوع بالا تنه ای که مونا ليزا به تن دارد، در قرن شانزدهم ميلادی مخصوص زنان حامله بوده و يا زنانی که تازه از بستر زايمان برخاسته اند.

اين جزئيات تا کنون شناخته نبود، زيرا در سايه های تيره تابلو فرو رفته بود.

درباره هويت زن گفته شده است که او همسر بازرگانی از اهالی فلورانس به نام فرانچسکو دل جوکوندو بوده است.

رازهای ديگر

داوينچی سفارش نقاشی اين اثر را بين سالهای 1503 و 1506 دريافت کرد اما آن را به موقع تحويل نداد و چند بار آن را عوض کرد.

درباره اين اثر هنوز رازهايی باقی است از جمله اين که معلوم نيست اين تابلو چگونه پديد آمده است.

شگردهای شيوه نقاشی مات يا به اصطلاح دودآلود داوينچی هنوز کاملا روشن نشده است.

به گفته کارشناسان داوينچی با ابزارها و رنگهای خود، سبک تازه ای ابداع کرده بود که اجزای تصوير در عين ظرافت و هماهنگی، مشخص و برجسته ديده می شد.

 

لینک : راز لبخند ژوکوند: 'مونا ليزا آبستن بوده است'

نوشته شده در : پنجشنبه 1385/07/06 - ساعت : 0:46 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: مطالب |

همه چيز در مورد پليس

بيشترين صحبتي كه پليس مي كند : حركت كن  

ـ بيشترين نظم و انضباط ترافيك : فقط جايي كه پليس ديده مي شود

ـ احساس بعد از جريمه شدن : بد شانسي

ـ دوست داشتيد پليس بوديد؟ نه خيلي سخته

ـ اگه پليس بوديد چه مي كرديد ؟ با دقت و پشتكار درست كار مي كردم

ـ سخت ترين كار پليس : ايستادن در چهار راه هاي كثيف تهران

ـ بيشترين جريمه : مد روز ـ چراغ زرد ـ موبایل

ـ پركارترين پليس : پليس تهران

ـ مجهزترين پليس : پليس آلمان

ـ شيك ترين پليس : پليس آمريكا

ـ پليس بد داريم: بله تعداد انگشت شماري حرمت اين لباس را نمي شناسند

ـ پليس خوب داريم : زياد

ـ امكانات پليس خوب : واسه اين شهر كه بي فرهنگي در ترافيك رشد كرده خيلي كمه

ـ وقتي پليس تو جاده پشت سر شماست : همه قوانين را رعايت مي كنم

ـ وقتي پليس پشت سر شما نيست : بعضي از قوانين را رعايت مي كنم

ـ وقتي پليس نباشه : افتضاح

 

لینک : همه چیز در مورد پلیس

نوشته شده در : پنجشنبه 1385/07/06 - ساعت : 0:30 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: خواندنیها |
 

نوشته شده در : پنجشنبه 1385/07/06 - ساعت : 0:29 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: دیدنیها |
ليست‌ اصلي‌

خوش‌اندام‌ و قشنگ‌ باشد
جذاب‌ باشد
اراي‌ موقعيت‌ شغلي‌ باشد
شنونده‌ خوبي‌ باشد
شوخ‌ و بذله‌گو باشد
قامت‌ برازنده‌ داشته‌ باشد
خوش‌لباس‌ باشد
قدرشناس‌ باشد
در ذهنش‌ انديشه‌هاي‌ حيرت‌انگيز و شگفت‌آور وجود داشته‌ باشد
عاشق‌ خوبي‌ باشد و اهل‌ خيالپردازي‌ باشد


ليست‌ بازنويسي‌ شده‌ در 32 سالگي‌

قيافه‌اش‌ خوب‌ باشد(اولويت‌ با كساني‌ كه‌ دچار كچلي‌ يا كم‌مويي‌ نيستند
در ماشين‌ را براي‌ خانم‌ باز كند و صندلي‌ را براي‌ خانم‌ از پشت‌ ميز بيرون‌ بكشد
به‌ قدر كافي‌ براي‌ خوردن‌ يك‌ شام‌ گران‌ قيمت‌ در خارج‌ از منزل‌ پول‌ داشته‌ باشد
بيش‌ از آنچه‌ حرف‌ مي‌زند، گوش‌ كند
به‌ لطيفه‌هاي‌ خانم‌ بخندد
براحتي‌ بتواند ساكهاي‌ سنگين‌ حاوي‌ مواد خوراكي‌ را حمل‌ كند
حداقل‌ يك‌ كراوات‌ داشته‌ باشد
در قبال‌ خوردن‌ يك‌ غذاي‌ خوب‌ خانگي‌ تشكر كند
تاريخ‌ تولد و سالروز ازدواج‌ را به‌ خاطر داشته‌ باشد
حداقل‌ يك‌ بار در هفته‌ حرفهاي‌ عاشقانه‌ بزند


ليست‌ بازنويسي‌ شده‌ در 42 سالگي‌

خيلي‌ زشت‌ نباشد
قبل‌ از آمدن‌ من‌، با ماشين‌ به‌ راه‌ نيفتد
يك‌ كار ثابت‌ داشته‌ باشد و بتواند حداقل‌ يك‌ بار در سال‌ خرج‌ شام‌ بيرون‌ از خانه‌ را بپردازد
وقتي‌ من‌ حرف‌ مي‌زنم‌ بتواند سرش‌ را تكان‌ بدهد
لطيفه‌هاي‌ كهنه‌ و قديمي‌ را به‌ خاطر داشته‌ باشد
به‌ قدر كافي‌ توانايي‌ داشته‌ باشد تا بتواند در جابه‌جاكردن‌ مبلمان‌ كمك‌ كند
پيراهني‌ بپوشد كه‌ برآمدگي‌ شكمش‌ را بپوشاند
شيشه‌ آبليمويي‌ را كه‌ نوار اطمينان‌ درش‌ باز شده‌، تشخيص‌ بدهد و آن‌ را نخرد
به‌ خاطر داشته‌ باشد كه‌ درب‌ محافظ‌ توالت‌ فرنگي‌ را قبل‌ از خروج‌ سر جايش‌ بگذارد
آخر هر هفته‌ صورتش‌ را اصلاح‌ كند


... در 52 سالگي‌

موهاي‌ گوش‌ و بيني‌اش‌ را كوتاه‌ كند
در اماكن‌ عمومي‌ آروغ‌ نزند و خرخر نكند
خيلي‌ زياد پول‌ قرض‌ نگيرد
وقتي‌ من‌ ابراز محبت‌ مي‌كنم‌ به‌ خواب‌ نرود
لطيفه‌هاي‌ تكراري‌ را هفته‌يي‌ چندبار نگويد
ظاهرش‌ به‌ قدري‌ مناسب‌ باشد كه‌ گاهي‌ آخر هفته‌ها بشود با او به‌ پيك‌نيك‌ رفت‌ والبته‌ حال‌ و حوصله‌ بيرون‌ رفتن‌ را داشته‌ باشد
كمتر جوراب‌ لنگه‌ به‌ لنگه‌ بپوشد و لباسهاي‌ زيرش‌ را زود زود عوض‌ كند
در برابر خوردن‌ يك‌ شام‌ حاضري‌ تشكر كند
اسم‌ و آدرسش‌ را به‌ خاطر داشته‌ باشد
چند هفته‌ يك‌ بار در تعطيلات‌ آخر هفته‌ اصلاح‌ كند


... در 62 سالگي‌

از بچه‌يي‌ كوچك‌ نترسد
به‌ خاطر داشته‌ باشد حمام‌ خانه‌ كجاست‌
براي‌ منظم‌ و با قاعده‌ بودن‌ او، نياز به‌ خرج‌ كردن‌ پول‌ زيادي‌ نباشد
فقط‌ هنگام‌ خواب‌ به‌ آرامي‌ خرخر كند
به‌ خاطر داشته‌ باشد كه‌ چرا مي‌خندد
آنقدر توانايي‌ داشته‌ باشد كه‌ بدون‌ كمك‌ قادر به‌ ايستادن‌ باشد
معمولاص بتواند بعضي‌ از لباسهايش‌ را بدون‌ كمك‌ ديگران‌ بپوشد
غذاهاي‌ سبك‌ را دوست‌ داشته‌ باشد
به‌ ياد بياورد كه‌ دندانهاي‌ مصنوعي‌اش‌ را كجا گذاشته‌ است‌
به‌ خاطر داشته‌ باشد كه‌ چه‌ وقت‌ آخر هفته‌ است‌

... در 72 سالگي‌

نفس‌ بكشد
كنترل‌... خودش‌ را از دست‌ نداده‌ باشد

 

 

لینک : زن ها از مردها چه می خواهند؟

نوشته شده در : پنجشنبه 1385/07/06 - ساعت : 0:26 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: خواندنیها |
نویسنده : دوربرگردان م.ف
 
علي‌الحساب!
رئيس دانشگاه آزاد، جاسبي كبير در مورد شهريه امسال دانشگاه آزاد گفت: «امسال هيچ افزايش شهريه‌اي نداريم» و در مورد شهريه‌هاي سنگيني كه براي ترم اول سال تحصيلي جديد گرفته شده، توضيح داد: «فعلا علي‌الحساب مي‌گيريم» در پي اين توضيح، كارشناس بخش «از هفت دولت آزاد» دوربرگردان سه مترمكعب كف از خودش صادر كرد. وي با زحمت فراوان گفت: «اِ.. پَق... مگه ... پَق ... جاسبي... پَق... توضيح هم... پَق پَق... مي‌ده پَق پَق پَق؟!».
*توضيح: از آنجايي كه دهان كارشناس ما بدجوري كف كرده بود، در هنگام صحبت‌هاي وي، حباب‌هاي كف مي‌تركيدند و اين «پق»، صداي همان تركيدن حباب‌هاي كف است كه البته خيلي بيشتر از اينها بوده‌اند، ولي شما فعلا اين چند «پق» را «علي‌الحساب» داشته باشيد!

ژرمن‌ها آريايي‌اند
يكي از مدعاهاي جنجالي تاريخ در قرن گذشته، اين بود كه آيا ايراني‌ها و آلماني‌ها از يك نژادند يا خير؟ اين قضيه باعث گيس و گيس‌كشي‌هاي فراواني بين برخي تاريخ‌دانان شده بود، اما همواره كفه سنگين‌تر به نفع آنهايي بود كه معتقد بودند اين فرضيه چاخاني بوده كه در دوران هيتلر براي همراه كردن ايراني‌ها با متحدان ساخته شده است.
چند روز پيش، وقوع يك اتفاق نادر در آلمان، براي هميشه تكليف اين ادعا را روشن كرد و ثابت شد كه قطعا و يقينا آلماني‌ها با ايراني‌ها هم‌نژاد هستند. «در پي برخورد يك قطار با يك واگن در آلمان، 23 نفر كشته و ده‌ها نفر مصدوم شدند. شدت تصادف به حدي بود كه قطعات قطار تا 300 متري اطراف پرت شدند... ».

نامه نامه رئيس‌جمهور
قرار شده است چون ما سه جزيره «تنب كوچك»، «تنب بزرگ» و «ابوموسي»مان را به اماراتي‌ها نمي‌دهيم تا سه هزار سال ديگر از گل نازك‌تر به دسته‌گل‌هاي اماراتي كه هر روز هم دسته‌گل‌هايي به آب مي‌دهند، نگوييم.
آخرين گزارش‌ها، حاكي از آن است كه نامه رئيس‌جمهور كه در پي فشار برخي نمايندگان مجلس و فعالان محيط زيست، در اعتراض به جزيره‌سازي اماراتي‌ها، خطاب به جوامع جهاني نوشته شده بود، در وزارت امور خارجه مانده و علت اين امر هم مسائل مربوط به جزاير سه‌گانه عنوان شده است. در همين رابطه، نامه مذكور، نامه‌اي به دفتر رياست‌جمهوري نوشته است كه در پي مي‌آيد:

از: نامه دكتر احمدي‌نژاد
به: دفتر دكتر احمدي‌نژاد

با سلام و عرض نازكي فراوان. احتراما به عرض مي‌رساند، اينجانب «نامه اعتراض رئيس‌جمهور ايران نسبت به ساخت 325 جزيره مصنوعي در خليج فارس»، مدت مديدي است كه در وزارت امور خارجه خاك مي‌خورم. خواهشمند است با توجه به آلژري شديد موروثي اينجانب نسبت به خاك و خاك‌خوردگي، هرچه سريع‌تر نسبت به ارسال بنده، اقدامات لازم را مبذول داريد. باور كنيد پاره شدن به دست يك امير عرب، برايم از تحمل اين شكنجه، راحت‌تر است.
با تقديم صميمانه‌ترين عطسه‌ها
نامه رئيس‌جمهور

دوربرگردان مثبت مي‌شود
در حالي كه تنها يك سال از پايان دوره محروميت تيم ملي وزنه‌برداري ايران مي‌گذرد، با تلاش خستگي‌ناپذير وزنه‌برداران كشورمان، تيم ملي وزنه‌برداري ما براي يك دوره محروميت درست و حسابي آماده شد. بنا بر اعلام مسئولان فدراسيون بين‌المللي وزنه‌برداري، از يازده وزنه‌بردار عضو تيم ملي كه براي شركت در مسابقات جهاني در اردو بودند، تست دوپينگ 9 نفر، «مثبت» از آب درآمد و در نتيجه، اردو لغو و ورزشكاران روانه منازل خود شدند.
اين هم يك مطلب «مثبت» براي كساني كه «دوربرگردان» را به منفي‌بافي متهم نكنند!
 

Professional News Site

نوشته شده در : پنجشنبه 1385/07/06 - ساعت : 0:7 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: دوربرگردان |

نویسنده : اميرعباس امامی

با خواندن خبر جراحي گردن يك سگ در هفته گذشته و اشاره صريح خبرگزاري به اينكه سگ مورد نظر تا قبل از عمل نمي‌توانست «پارس» كند، نگارنده را بر آن داشت تا به بيان خاطره اي آموزنده بپردازم.

سالها قبل كه طراحي جدول يكي از نشريات را به عهده داشتم، تلفني از فرهنگستان زبان و ادب فارسي به دفتر نشريه شد و خواهان گفت‌وگو با طراح جدول شدند. آقايي كه خود را از مديران فرهنگستان معرفي كرد با لحني عتاب انگيز از شرحي كه در جدول براي لغت «پارس» گذارده بودم انتقاد كرده و بسيار گله مند بود از شرح «بانگ سگ» كه در جدول. لغت چهارحرفي «پارس» در مي‌آمد.

وي در تشريح اين انتقاد يادآور شد كه در زمانهاي گذشته اعراب براي تمسخر ايرانيان. «عوعوي سگ» را با لفظ «پارس» اطلاق مي‌كردند و متاسفانه طي زمان اين عبارت بديمن در فرهنگ و محاورات ايراني نيز جاي گرفت.
ادله قابل تاملي بود كه شايد در هيچ كتاب يا رسانه‌اي به آن اشاره نشده بود و طي سالها بعد هم تاكنون به آن اشاره‌اي نشد.

راقم اين سطور بارها در سريالها و برنامه‌هاي تلويزيوني و حتي مطبوعات به اطلاق نامناسب بانگ سگ به «پارس» برخورد كردم و از اينكه در اين زمينه تذكري از فرهنگستان زبان و ادب فارسي نشد در عجب بودم كه حتي اطلاق «خليج عربي» نيز تمسخر و توهين امروزين اعراب به ايرانيان به شمار مي‌رود كه بي‌تفاوتي در اين مبحث نيز شايسته نبوده و خوشبختانه با آن اقداماتي عاجل صورت گرفته است.
به هر حال شايسته ديدم با يادآوري اين مطالب حداقل همكاران رسانه اي در پاسداري از «پارس» و شكوه و جلال پارس دقت نظر داشته باشند.

لینک : پارسی را پاس بداریم!

Professional News Site

نوشته شده در : چهارشنبه 1385/07/05 - ساعت : 23:59 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: مطالب |

پسرها

با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک
کارت رو داخل دستگاه ميذارن
کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن
پول و کارت رو ميگيرن و ميرن

دخترها

با ماشين ميرن دم بانک
در آينه آرايششون رو چک ميکنن
به خودشون عطر ميزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن
در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن
در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن
بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن
کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون
دنبال کارت عابربانکشون ميگردن
کارت رو وارد دستگاه ميکنن
توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن
کد رمز رو وارد ميکنن
۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
کنسل ميکنن
دوباره کد رمز رو ميزنن
کنسل ميکنن
دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستی رو ميزنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن
انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن
پول رو ميگيرن
برميگردن به ماشين
آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن
توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
استارت ميزنن
پنجاه متر ميرن جلو
ماشين رو نگه ميدارن
دوباره برميگردن جلوی بانک
از ماشين پياده ميشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمی‌ذارن برای آدم)
سوار ماشين ميشن
کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده
آرايششون رو توی آينه چک ميکنن
احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن
میندازن توی خيابون اشتباه
برميگردن
ميندازن توی خيابون درست
پنج کيلومتر ميرن جلو
ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره)

 

لینک : فرق دخترها و پسرها براي کشيدن پول از عابر بانک

نوشته شده در : دوشنبه 1385/07/03 - ساعت : 0:57 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: خواندنیها |
آخرین اخبار
جدیدترین اخبار برگرفته از سایتهای خبری معتبر
منوی اصلی
به نام خدا

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
خلیج همیشه فارس

لا فتی الا علی و لا سیف الا ذوالفقار

(( نمایش همه منوها ))


درباره وبلاگ
ساعت و تقویم
امکانات

اين وبلاگ را صفحه خانگی خود كنید   تماس با نویسنده وبلاگ   اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها   لینک RSS   ماشین حساب     

تبلیغات

نکته
تقاضا
بازدید کننده گرامی
طیف مطالب منتشره در این وبلاگ گسترده بوده و در انتخاب و نشر آنها سعی بر این است که رضایت همه عزیزان با سلایق مختلف جلب شود.
لذا از شما سروران با توجه به اینکه چندین بار در روز مطالب جدید اضافه می شود و صفحه اصلی گنجایش همه را ندارد تقاضا دارد حتما به آرشیو موضوعی مراجعه نمایید.
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آرشیو موضوعی
نرم افزار
عشق
طبیعت
موبایل
اینترنت
یادداشتها
موسیقی
آوانماها
مطالب
پاینده ایران
پیام حق
دیدنیها
خواندنیها
دوربرگردان
مسائل روز
شعر
نویسندگان
پیوندها
بلاگرد
قرآن و فال حافظ
پیش بینی وضع هوا
آخرین تغییرات بورس
لوگوی ما
لوگو سایتها
دنیای ویروسها
نظر سنجی
خبرنامه
آن لاین هستم؟
گفتگو
جستجوی مطالب
شمارنده ها

This is my Google PageRank™ - SmE Rank free service Powered by Scriptme This is my Google PageRank™ - SmE Rank free service Powered by Scriptme
Search Engine Optimization


تعداد افراد حاضر در وبلاگ

درباره قالب
 


وضعیت و دمای هوای تهران





کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .

All Rights Reserved 1385-2006 © by alireza24h.blogfa.com
Best Viewed In IE 6.0 - 800x600 Or Better
High Speed Internet Connection Recommended