تبليغاتX
AlirezA24h
تنها وبلاگی که تضمین می کند ساعتها سرگرم شوید
هیچ وقت نگو ای خدا من مشگل دارم! همیشه بگو ای مشگل من خدا رو دارم!

 

نوشته شده در : چهارشنبه 1385/02/13 - ساعت : 22:24 | توسط : لینک ثابت | موضوع: عشق |
متن زیر از سایت بازتاب اقتباس شده که اونها هم از ایسنا گرفتن!!!

شب بر همه خوش تا صبح فردا

مريم نشيبي، متولد 1325 و ليسانسه جغرافياي اقتصادي از دانشگاه تهران است. او از سال 51 13تا 74 مدرس رشته جغرافيا در دبيرستان‌هاي تهران بوده، كار گويندگي خود را از سال 57 آغاز كرده است و امروز ـ 13 ارديبهشت ماه ـ مصادف با تولد 61 سالگي اوست.

نشيبي مي‌گويد: در بچگي آدم بسيار خجالتي بودم و پاسخگويي به سوالات شفاهي برايم سخت بود.
به گفته او كه اصرار دارد نشيبا با «نشيبي» نوشته شود، نخستين بار صداي او توسط علي‌اصغر دريابيگي كه معلم جغرافي او در دبيرستان بهمنيار بوده كشف شده است. «شب بخير كوچولو» برنامه به ياد ماندني و خاطره‌انگيز اين گوينده در اذهان بسياري از شنوندگان در طول سال‌هاي گذشته است كه پخش آن از سال گذشته متوقف شد.

نشيبي، از پايان «شب بخير كوچولو» به عنوان برنامه‌اي ياد مي‌كند كه از مادر خود جدا شده است. او در اجراي اين برنامه همواره معتقد بوده كه كلامش بايد كودكان دورترين نقاط اين سرزمين را كه حتي از حداقل‌هايي محروم‌اند، بنوازد.

اين گوينده پيشكسوت خرسند است كه هنوز صداي او را مي‌شناسند و در جاهاي مختلف با اين جمله روبه رو مي‌شود: سلام خانمه «شب‌بخير كوچولو»!

در حال حاضر مريم نشيبي، گوينده برنامه‌هاي راديويي «‌گلبانگ» ،« قصه ظهر جمعه» در شبكه سراسري صدا و «قصه‌هاي ايراني براي بچه‌هاي ايراني» در شبكه صداي آشناست، بخش عصرگاهي چهارشنبه‌هاي شبكه راديويي پيام، راوي «از رمان تا نمايش» شبكه فرهنگ و نريتور برنامه تلويزيوني «‌ديار يادها» از شبكه اول سيما كارهاي ديگر او در بهار 61 سالگي است.

ورود به راديو
مريم نشيبي، درباره چگونگي ورود خود به راديو گفت: در سال 56 در آزمون گويندگي قبول شدم و كار گويندگي را از سال 57 با كار گويندگي خبر آغاز كردم، در آن زمان با توجه به اين كه معلم بودم، فكر مي‌كردم بايد گوينده خبر باشم. غافل از اين كه بايد گويندگي را با كار توليد شروع مي‌كردم. چرا كه آدم احساساتي بودم و در حين خواندن خبرها چه شاد و چه تلخ، دچار احساسات مي‌شدم.

وي ‌افزود: در سال 60، كار گويندگي خبر را كنار گذاشتم و در تحريريه خبر به فعاليت مشغول شدم، اما پس از آن متوجه شدم كه اصلا كار خبر، كار من نيست و پس از آن 6 سال فعاليت خاصي نداشتم تا اين كه اوايل سال 66 زمينه ورود من به راديو، دوباره فراهم شد و پس از تست دادن پذيرفته شدم.

دعوت به كار براي «شب بخير كوچولو»
نشيبي با بيان اين مطلب كه در سال 69 از دفتر ساعد باقري براي قصه‌گويي در يك برنامه راديويي براي تست دعوت شدم اظهار كرد: در آن زمان ساعد باقري را نمي‌شناختم، پشت ميكروفن نشستم و قصه خاله پيرزني كه ميهمان‌هاي ناخوانده را در خانه خود مي‌پذيرد خواندم و پس از آن براي كار در برنامه «شب بخير كوچولو» پذيرفته شدم.

وي از مهدي سديفي نخستين تهيه‌كننده «شب بخير كوچولو» به نيكي ياد ‌كرد و گفت: سديفي من را با فاكتورهاي قصه‌گويي در زمينه گويندگي كودك و بيان ضعف و قوت عبارات قصه نظير گرگه، موشه آشنا كرد.

اين گوينده با اشاره به اين كه در راديو به نسبت بيرون به «برنامه شب بخير كوچولو» كمتر توجه شده است، ادامه ‌كرد: البته «شب بخير كوچولو»، در نخستين جشنواره راديو به عنوان برنامه برتر و در دومين جشنواره من به عنوان گوينده برتر شناخته شدم.

نشيبي، درباره اين كه چرا بزرگترها هم مخاطبان «شب بخير كوچولو» بودند گفت: زماني فردي به من القاء كرد كه در كلام و صدايم مهري نهفته است كه تصنعي نيست و آدم‌ها همه به دنبال اين گمشده هستند و آن را در هر چهره و يا كلامي حس كنند، احساس مي‌كنند آن را قبلا ديده‌اند و من بارها وقتي در اتوبوس، تاكسي، خيابان و به آدم‌هايي برخورد كرده‌ام كه گفته‌اند «خانم، سلام، من شما را مي‌شناسم! در دانشگاه با هم نبوديم! نمي‌دانم عجيب است انگار حتي با شما سفر هم كرده‌ام!» و اين اتفاق بارها افتاده است.

تربيت شاگرد در راديو
اين گوينده در اين باره كه آيا در راديو شاگرداني تربيت كرده است، ‌گفت: به شكل اجرايي كلاسي در زمينه آموزش گويندگي نداشتم. چرا كه فكر مي‌كنم در حيطه كاري من نيست. اما گاه‌گاهي وقتي شنونده راديو در خانه هستم، اگر اشكالاتي در تلفظ عبارات و نحوه بيان آن از سوي گوينده بشنوم، تماس مي‌گيرم و آن اشكال را مي‌گويم.
نشيبي با بيان اين مطلب كه هر چه دارم خوب و بد، از پر قنداق دارم. گفت: درست است كه فاكتورهايي در گويندگي بايد رعايت شود، اما انگار من از شكم مادر گوينده به دنيا آمدم و نمي‌توانم فن بيان را ياد دهم.

خاطره بازگشت دوباره «شب بخير كوچولو»
نشيبي از برنامه «قصه‌هاي ايراني براي بچه‌هاي ايراني» به عنوان برنامه‌اي ياد مي‌كند كه برايش مثل «شب بخير كوچولو»ست و او در آن راوي قصه‌هايي است كه براي بچه‌هاي خارج از كشور گفته مي‌شود.
وي درباره اين برنامه ‌گفت: بعد از توقف «شب بخير كوچولو» و يك شب قبل از اعلام كارم در روايت قصه‌هاي اين برنامه جديد، از تعدادي از بچه‌هاي راديو كه در مكه بودند خواستم تا براي دميده شدن روحي به كالبد مرده «شب بخير كوچولو» و زنده شدن آن دعا كنند كه همين طور هم شد، و من دوباره به آن فضا نزديك شدم .

روند طي شده گويندگي در راديو
نشيبي درباره روند طي شده گويندگي در راديو طي سال‌هاي گذشته به ايسنا گفت: به اعتقاد من راديو در اين زمينه افت داشته است و گويندگان شاخص گذشته، مثل مولود كنعاني گوينده «در انتهاي شب» و گويندگان برنامه «گل‌ها» را كم داريم يا اصلا نداريم.

وي با بيان اين مطلب كه شايد برخي از ضوابط براي انتخاب گوينده برداشته شده است اظهار كرد: بسياري از گويندگان ما نياز به كلاس‌هاي آموزشي دارند و اين كه اساتيد با آن‌ها دلسوزانه كار كنند.

به اعتقاد او، در بحث حضور گويندگان جديد، صداي گويندگان مرد شرايط قابل قبول‌تري در زمينه فاكتورهاي گويندگي مورد نظر در راديو را دارد.

نويسندگي راديو
نشيبي با بيان اين مطلب كه به‌ غير از تعدادي از برنامه‌هاي راديويي كه اساتيد و نويسنده‌هاي دلسوز پشت آن هستند، تعدادي از برنامه‌ها پرمحتوي نيست، اظهار كرد: حتي به لحاظ ويرايش نيز به برخي از متن‌ها بايد مطالبي اضافه و يا كم شود.

وي تعدد شبكه‌هاي راديويي گسترده و جذب مخاطب به اين شبكه‌ها را بسيار سخت دانست و ادامه داد: براي هركدام از اين شبكه‌هاي راديويي به يك تيم‌هاي بسيار قوي و افراد دلسوز نيازمند هستيم.

نريتوري در برنامه‌هاي سينمايي تلويزيون
اين گوينده با اشاره به نريتوري خود در برنامه‌هاي سينمايي تلويزيون اظهار مي‌كند: در آن زمان بسياري از افراد گمان مي‌كردند كه من در اين زمينه كارشناس هستم؛ چرا كه در تلفظ عبارات به شكل صحيح بسيار دقت مي‌كردم.

نپذيرفتن تيزرخواني براي تبليغات بازرگاني
نشيبي با بيان اين مطلب كه صداي من در يك تبليغ بازرگاني مي‌تواند مهر استانداردي باشد، مي‌گويد: شايد در برخي از مواقع پشت تبليغات بازرگاني زمينه‌هاي سودجويي نهفته باشد كه من از آنها اطلاع ندارم و هرگز اين كار را نمي‌پذيرم.

پيشنهاد اين گوينده 61 ساله به راديو در 66 سالگي
نشيبي، روند راديو را طي 66 سال گذشته روند صعودي دانست و ‌گفت: در اين سال‌ها تلاش‌هاي زيادي از سوي مسؤولان راديو و تلويزيون انجام شد و ما به آخرين پيشرفت‌ها مجهز شديم و طبعا در روز چهارم ارديبهشت ماه جاي همه پايه‌گذاران و تلاشگران و همكاران عزيز راديو كه الان در بين ما نيستند خالي است.

به اعتقاد اين گوينده، راديو به لحاظ جغرافيايي همه جا هست.
اين گوينده با بيان اين مطلب كه راديو با توجه به برد خود مي‌تواند همه جا كارساز باشد، تاكيد كرد: راديو بايد كمي به كيفيت برنامه‌هاي خود توجه كند و برنامه تنها آنتن پر كن نباشد.

نشيبي در پايان با اشاره به لزوم وجود متخصصان برنامه‌ساز در راديو مي‌گويد: متاسفانه يكي از صدمات راديويي‌ها در اين است كه دريافتشان با عملكرد آن‌ها نمي‌خواند و مجبور هستند به كار دوم و سوم روي آورند. اما به هر حال ما راديو را با همين شرايط پذيرفته‌ايم.

 

منبع : ایسنا

لینک : شب بر همه خوش تا صبح فردا

Professional News Site
نوشته شده در : چهارشنبه 1385/02/13 - ساعت : 21:57 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: مطالب |

ابرقدرت فوتبال دستي در فدراسيون فوتبال ايران


بازيكنان پلاستيكي او از رم تا خرابه‌هاي تخت‌جمشيد را ديده‌ و حتي در كمپ اصلي اورست نيز بوده‌اند. آنان با كساني مثل «پله»، «سپ بلاتر»، «اسون گوران اريكسون» و بسياري ستاره‌هاي ديگر فوتبال بازي كرده‌اند. او خطي را روي نقشه كشيد و 23 نامه به 23 فدراسيون فوتبال نوشت و تنها يك جواب دريافت كرد؛ نامه‌اي كه با «به نام خداوند بخشنده مهربان» آغاز مي‌شد و از طرف فدراسيون فوتبال ايران بود.

 

حتماً مسابقه‌هاي فوتسال آسيا را كه صادق درودگر با هدايت بازيكن تيم ملي فوتسال كشورمان، يكي از معروف‌ترين مقامات آن بازي‌ها شده بودند و تصاوير آنها مدتها بحث جذاب شبكه‌هاي تلويزيوني شده بود را به خاطر داريد. اما به تازگي، خبر جالبي از يك هنر بزرگ وي در سطح جهان مخابره شده است.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، روزنامه «تايمز» در گزارشي نوشت: آقاي اسلوان تنها به خاطر يك فوتبال دستي سفر مي‌كرد. بازيكنان پلاستيكي او از رم تا خرابه‌هاي تخت‌جمشيد را ديده‌ و حتي در كمپ اصلي اورست نيز بوده‌اند. آنان با كساني مثل «پله»، «سپ بلاتر»، «اسون گوران اريكسون» و بسياري ستاره‌هاي ديگر فوتبال بازي كرده‌اند.

هم اكنون فوتبال دستي اين آقا در بخش خيريه سايت eBay به فروش مي‌رسد. داستان سفرهاي ايشان در همين ماه منتشر شد؛ سفري كه توسط آقاي «اندي اسلوان»، حقوقدان انگليسي، از انگليس تا ژاپن در جام جهاني گذشته با هدف صلح صورت گرفت. او اين تصميم را در سال آخر تحصيلش گرفت و مصمم شد تا به سه قاره جهان سفر كرده و با فدراسيون‌هاي فوتبال كشورهاي آنان فوتبال‌دستي بازي كند.

او خطي را روي نقشه كشيد و 23 نامه به 23 فدراسيون فوتبال نوشت و تنها يك جواب دريافت كرد؛ نامه‌اي كه با «به نام خداوند بخشنده مهربان» آغاز مي‌شد و از طرف فدراسيون فوتبال ايران بود.

مقامات فيفا هم بازي با «سپ بلاتر» را رد كردند، اما زماني كه وي به زوريخ و مقر فيفا رسيد، بلاتر هم به مسابقه رضايت داد.

«اسلوان» به همراه دوستانش موفق شدند، عده زيادي را از لهستان تا كامبوج شكست دهند و حتي در ايران از او دعوت شد تا در مسابقات مقدماتي جام جهاني نيز در كنار تيم باشد.

آنان شبي در تركيه از سوي عده‌اي دزد محاصره مي‌شوند، ولي با درآوردن فوتبال دستي از كيفشان، دزدها فراموش مي‌كنند كه چه قصدي داشته‌اند.

«اسلوان» با مچ‌هاي آهنين خود، تورنمنتي بدون شكست را پشت سر گذاشت و تنها يك بار از يكي از مقامات فدراسيون ايران به نام آقاي درودگر شكست خورد. او كه خود را قهرمان جهان مي‌ناميد با نتيجه 10 بر 4 وي را شكست داد.

او مي‌گويد: پس از اين شكست، سرسخت‌ترين رقيبش «گرث سوث گيت» فوتباليست انگليسي بوده است.
فوتبال دستي او به دست «پله» و بقيه امضا شده و هم اكنون به فروش گذاشته شده است.«اسلوان» مي‌گويد: نبود فوتبال دستيم در كنار من در آلمان بسيار سخت است، اما خوشحالم كه به هدف خير آن را از دست مي دهم.

 

لینک : ابرقدرت فوتبال دستی در فدراسیون ایران

 

Professional News Site
نوشته شده در : چهارشنبه 1385/02/13 - ساعت : 21:48 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: مطالب |
نوشته شده در : چهارشنبه 1385/02/13 - ساعت : 4:21 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: طبیعت |
 

نویسنده : دوربرگردان م.ف

رئيس‌جمهور مظلوم

جزيره‌هاي اماراتي در خليج‌فارس
دولت امارات متحده عربي، اعلام كرده است كه «تا ده سال آينده، 325 جزيره مصنوعي در آب‌هاي خليج فارس خواهد ساخت».
راستش من كه پس از خواندن اين خبر، خيلي گيج شدم و شك كردم كه اين امارات، همان امارات خودمان است يا يك امارات ديگر است. بعد رفتم، روي نقشه كره زمين و هرچه گشتم، تنها يك امارات متحده عربي پيدا كردم، كه در جنوب خليج‌فارس و به قاعده يك بند انگشت بود. پس با اين حساب، امارات احتمالا مي‌خواهد، بيشتر از مساحت خاكش، جزيره تأسيس كند!

با خواندن اين خبر، من ياد يك فيلم مستند افتادم درباره زندگي فاخته‌ها. همان‌گونه كه مي‌دانيد، فاخته‌ها وقتي كه مي‌خواهند تخم بگذارند، مي‌روند در آشيانه پرنده‌هاي ديگر تخم مي‌‌گذارند. در آن فيلم، يك فاخته در خانه يك پرنده خيلي كوچك‌تر از خودش تخم گذاشت و پرنده كوچك هم گول خورد و فكر كرد تخم، تخمِ خودش است. (كسي چه مي‌داند، شايد هم با خودش گفت: آفرين به من كه اندازه هيكلم تخم گذاشتم و دردم هم نيامد!).

خلاصه، پرنده كوچك با هر بدبختي كه بود، جوجه فاخته را از تخم درآورد و شروع كرد به سير كردن شكم جوجه فاخته. ولي مگر سير مي‌شد؟ همه‌اش منقارش باز بود و صبح تا شب، پرنده كوچك تنها كارش اين بود كه شكم جوجه فاخته را پر كند. جالب اينجا بود كه پس از اندكي، جوجه فاخته آن قدر بزرگ شد كه پرنده كوچك روي جوجه مي‌نشست و بهش غذا مي‌داد، اما پرنده كه لابد با خودش فكر مي‌كرد، روزي مزد زحماتش را خواهد گرفت و جوجه غول‌پيكر، عصاي دست پيري‌اش خواهد شد، تا سرحد مرگ، غذا به جوجه مي‌رساند.
تا اين‌كه سرانجام، يك روز جوجه فاخته پريد و رفت. به همين سادگي! پشت سرش را هم نگاه نكرد.

نتيجه‌گيري: اگر احساس كرديد، تخمي بزرگ‌تر از هيكل خود گذاشته‌ايد، خيلي خوشحال نشويد، شايد كارِ يكي ديگر باشد!
پرسش: پيدا كنيد فاخته را!
ضرب‌المثل جديد: اول اندازه لانه‌ات را بِسَنج، بعد تخم بگذار!
نكته: تخمِ بزرگ‌تر از مرغ، براي مرغ تنها دردسر دارد!

رئيس‌جمهور مظلوم
اين روزها، بحث بر سر دستورهاي جنجالي آقاي رئيس‌جمهور، ‌به ويژه در حوزه مسائل فرهنگي بالا گرفته است و برخي از صدور دستورهاي ضد و نقيض و كارشناسي نشده آقاي احمدي‌نژاد متعجب شده‌اند و مي‌گويند: اسكندر چون ارسطوي فرزانه و حكيم را به مشاورت و وزارت اختيار كرد، توانست جهاني را مغلوب خود كند.
از سوي ديگر، من فكر مي‌كنم، اگر حتي حكيم فرزانه‌اي نظير افلاطون (استادِ ارسطو) هم از مشاورانِ آقاي احمدي‌نژاد استفاده مي‌كرد، آن‌چنان دستورهاي عجيب و غريبي از خودش صادر مي‌كرد كه سوفسطائيان را هم شگفت‌زده مي‌نمود.

من از آنهايي كه دايم از موضعگيري‌هاي فرهنگي اين رئيس‌جمهور مظلوم انتقاد مي‌كنند يا خداي ناكرده، آنها را به سخره مي‌گيرند، درخواست مي‌كنم كه خودشان را در موقعيت ايشان قرار دهند و ببينند، خداوكيلي اگر خودشان از كساني مثل اين حضرات براي مشاوره و همياري فكري براي امور فرهنگي استفاده مي‌كردند، ديگر اعصاب و روان سالمي برايشان باقي مي‌ماند تا تصميمات درست و حسابيِ فرهنگي بگيرند؟

آقاي سعيدلو: معاون اسبق آقاي عسگراولادي، معاونِ بازرگاني اخراجي منطقه آزاد قشم و رئيس هيأت مديره باشگاه پرسپوليس، وزير نفت رأي نياورده!

آقاي كلهر: معروف به «موقشنگ» و طرفدار پروپاقرص خوانندگان لوس‌آنجلسي، مشاور فرهنگي رئيس‌جمهور و نماينده ايشان در شوراي نظارت بر صداوسيما.

آقاي هاشمي ثمره: مسئولِ اسبق گزينش در وزارت امور خارجه و مشاور سياسي(!) سابق شهر در تهران. مشاور ارشد در تمام امور!

آقاي رحيم مشائي: مبتكرِ طرح اختصاص سه ميليارد توماني از شهرداري به هيأت‌هاي مذهبي، رئيس سابق سازمان فرهنگي ـ هنري شهرداري تهران و رئيس فعلي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري.

آقاي شمقدري: فيلمساز معروفي كه پس از ساختن فيلمي به نام «سايه‌هاي هجوم»، ميلياردها تومان بودجه به سويش هجوم آوردند تا «توفان شن» به پا كند! سازنده فيلم تبليغاتي احمدي‌نژاد در ايام انتخابات و صادركننده حرف‌هايي در باب گردن زدن علما و شمشير صاحب‌الزمان و مشاور هنري رئيس‌جمهور.

آقاي جوانفكر: مدير رده دو ايرنا در گذشته و مشاور مطبوعاتي و رسانه‌اي آقاي احمدي‌نژاد در شهرداري و حال.

حالا هر‌كس فكر مي‌كند مي‌تواند با داشتن مشاوراني از اين دست، بهتر از دستورهايي از آن دست(!) صادر كند، دستش را بگيرد بالا!!! نبود؟!

چند مطلب كوتاه
1ـ سازمان «سيا» به شدت مشغولِ جذبِ نيروست. خيال بد به خودتان راه ندهيد. مطابق فرم كاريابي در سايت روزنامه «نيويورك‌تايمز»، سازمان «سيا» در صدر كارآفرينان براي فارسي‌زبان‌هاست و بيشترين چيزي هم كه نياز دارد، «معلم زبان فارسي» است. فعالان سياسي سابق و نابغه‌هاي بورسيه(!) فعلي كه در آمريكا هستند، اين فرصت را از دست ندهند. معلمي زبان فارسي، به هر حال، آبرومندتر از بعضي كارهاست، حتي اگر در «سيا» باشد!

2ـ رئيس اتحاديه پوشاك اعلام كرد: «مانتوهاي كوتاه‌تر از 110 سانتي‌متر توليد نمي‌شود؛ ايشان در مورد توليد شلوارهاي كوتاه‌تر از 50 سانتي‌متر چيزي نگفته است.

3ـ واحد مركزي خبر، ركورد فارسي‌نويسي را شكست. تصوير يكي از خبرهاي ارسالي روي سايت اين رسانه را مي‌بينيد. خبر به طور اتفاقي در مورد «استعدادهاي درخشان» است!

4ـ سايت گوگل در بخش «گوگل اِرث»، نقشه مربوط به تأسيسات هسته‌اي ايران را دقيق‌تر مخابره كرد و آن را در دسترس عموم قرار داد؛ لابد براي جهانگردان و توريست‌هايي كه دنبال جاي خوش ‌آب و هوا مي‌گردند!

5ـ روزنامه كارگزاران منتشر شد. نخستين روزنامه سراسري با كاغذ گلاسه!

دست‌انداز
شما مي‌توانيد با خودتان بگوييد، اين «م.ف» هم چه آدم چاخانيه ها! ولي باور كنيد كه بخش نظرات (همان كامنت‌هاي خودمان!) در سايت «بازتاب»، نه تنها خراب نيست، بلكه درست هم هست! همان‌گونه كه پيشتر هم مسئولان سايت توضيح داده‌اند، نظريات كاربران، كه در پايين هر مطلب منتشرشده در «بازتاب» قابل ارسال است. اين نظريات، در سيستم مديريت، توسط چند «نظرخوان» بررسي مي‌شوند و حتي منشأ برخي خبرهاي سايت «بازتاب»، همين نظرات هستند.

علاوه بر اين، من (م.ف يا به قول يكي از خواننده‌ها: مفنگي فضول!) به طور جداگانه همه نظراتي را كه براي مطالبم ارسال مي‌شود، مي‌خوانم. بعد يا به خاطر فحش‌هاي ركيك، عصباني مي‌شوم يا براي تعريف و تمجيدها، خوش خوشانم مي‌شود يا از طنازي بعضي از كامنت‌ها قاه‌قاه مي‌زنم زير خنده يا از برخي نظرات، ايده مي‌گيرم يا... (اين «يا...»؛ يعني خيلي كارهاي ديگر!).
پس لطفا هي كامنت نزنيد كه «مي‌دونم كه بخش نظراتتون دكوري است» يا «لامصبا چرا كامنت‌ها رو نمايش نمي‌دين» يا «اگه راست مي‌‌گيد، اين نظرمو نمايش بديد» يا... (اين «يا...» در اينجا؛ يعني نظراتي از اين دست!).

بسيار خُب... حالا كه متوجه شديد كه من خيلي انتقادپذير و پاسخگو مي‌باشم، برويم سراغ چند پيام:
Amir.auk: «به نظر بنده در تمام سايت بازتاب، تنها مقالات جناب م.ف ارزش خواندن دارد و بس!»
م.ف: اي خدا خيرت بدهد امير آقا... من هم بارها همين را به مسئولان سايت «بازتاب» گفته‌ام، ولي آنان هر بار مي‌گويند: «بابا... تواضع!» و من هم اصلا نمي‌فهمم، اين نظر كارشناسي چه ربطي به تواضع دارد. آن‌وقت بعد هي ناله مي‌كنند كه «فرار مغزها شدت گرفته»!

بي‌نام: «آمريكا اعلام كرده كه با وجود چهار برابر شدن حملات(!) تروريستي(!) در سال 2005 و كشته شدن 14600 نفر، دنيا امن‌تر شده! اينو چطور ميشه توضيح داد»؟
م.ف: لابد در گذشته، شش برابر بوده! شما هم چه انتظاراتي از اين آقاي بوش داريد ها، اين بنده خدا رئيس‌جمهوره، رياضي‌دان كه نيست!

آقاي محمد از بحرين! برادر جان، ايميل بنده را مي‌خواهي چه كني كه هر بار پيغام مي‌دهي و مي‌پرسي؟ ضمنا تهديد هم نكن، خدا رو خوش نمي‌آ‌يد براي يك ايميل بي‌قابليت، اعصاب من و خودت را خرد كني.

 

لینک : رئيس‌جمهور مظلوم

Professional News Site

نوشته شده در : چهارشنبه 1385/02/13 - ساعت : 0:31 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: دوربرگردان |
بیا و دوست من باش
چه زیباست اگر دوست من باشی
هر زنی گاه محتاج دست دوست است
محتاج خیمه گرمی که از کلمات ساخته شده است
اما نیازمند طوفان بوسه ها نیست
دوست من باش
چرا به خواسته های کوچکم نمی اندیشی
چرا به آنچه زنان را خشنود می سازد نمی اندیشی
دوست من باش
دوست من باش
بعضی وقتها دلم می خواهد با تو روی شنها راه بروم
و با هم کتاب شعری بخوانیم
و من همچون زنی خوشبخت  می شوم که تو را بشنوم
ای مرد شرقی
چرا فقط مجذوب چهره ی منی
چرا فقط سرمه ی چشمانم را می بینی
و عقلم  را نمی بینی
من همچون زمین نیازمند رود گفتگویم
چرا فقط به دستبند طلایم نگاه می کنی
چرا هنوز در تو چیزی از شهریار باقی است
دوست من باش
من نمی خواهم که با عشقی بزرگ عاشق من باشی
من نمی خواهم برایم قایقی بخری
و کاخ را هدیه ام کنی
من نمی خواهم که عطرها را بر سرم ببارانی
و کلید های ماه را به من ببخشی
نه این چیزها مرا خوشبخت نمی سازد
خواسته ها و سرگرمی هایم کوچک اند
دلم می خواهد ساعت ها
با تو زیر موسیقی باران راه بروم
 دل تنگی به گریه ام می اندازد
دلم می خواهد صدای تو را بشنوم
دوست من باش
به شدت محتاج آغوش گرم آرامشم
از قصه های عشق و اخبار عاشقانه خسته شده ام
 
دل خسته ام از دوره ای که
زن را مجسمه ی مرمرین می انگارد
مرا که می بینی حرف بزن
چرا مرد شرقی،
وقتی زنی را می بیند
نصف حرفش را فراموش می کند
چرا مرد شرقی زن را مانند یک تکه شیرینی
و جوجه کبوتر می بیند
و چرا از درخت قامت زن
سیب می چیند وبخواب می رود.

نوشته شده در : سه شنبه 1385/02/12 - ساعت : 19:45 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: عشق |

آينده‌نگري در كلام امام علي(ع)

نویسنده : مسلم سلیمانی

 

آينده‌نگري (فتوريسم) يكي از موضوعات جذاب در زندگي بشري بوده و هست. و در اين عرصه صاحبان فكر و خرد به قدر درك و فهم خود از اتفاقات آينده خبر مي‌دهد. آينده نگري و اعجاز دومقوله جداي از هم مي‌باشد. در اعجاز گوينده مطالبي عنوان مي‌كندكه به صورت وحي در اختيار او قرار گرفته است اما پيشگويي و آينده نگري زائيده علم و تجربه شخص گوينده است. بزرگ مرد ميدان عمل و سخن، امام علي(ع) در خطبه 229 نهج البلاغه نسبت به حوادث آينده مطالبي را بيان مي‌فرمايد كه به نظر مي‌رسد در جامعه ماشيني امروز مي‌توان مصاديق بارزي را براي آن جست.

امام علي(ع) در ابتداي اين خطبه با تواضع خاصي نسبت به ساحت مقدس ائمه اطهار(ع) مي‌فرمايد: «پدر و مادرم به فداي آناني باد كه نامشان در آسمان معروف و در زمين مجهول است.»

ائمه بزرگوار ما با داشتن روحي بلند و معرفتي عميق در بين انسان‌ها گمنام و ناشناخت ماندند و عقل كوته نظر زمينيان در گل مانده، ياراي درك آن همه معنويت و دانش آنان نشد. لهذا آنان علي(ع) و ساير ائمه(ع) را چون خود مي‌پنداشتند و اگر خيلي خوشبينانه مي‌نگريستند مي‌گفتند: «آنها (ائمه(ع)) قدري علم و تقوايشان از ما بيشتر است» لهذا آن ائمه بزرگوار را نشناختند و آنهايي كه خوشه چين معرفتشان بودند تنها از روزنه اي كوچك توانستند ارتباط برقرار كنند. مويد اين مدعي ارتكاز ذهني علماء و عوام نسبت به شخصيت آن بزرگواران است. نام علي(ع) براي يك شخص تداعي كننده جنگ‌هاي سخت و براي شخص ديگر تداعي كننده شب زنده داري و مناجات دردل شب با چاه زمزم است. يكي علي(ع) را به علم مي‌شناسد و يكي به عمل. يكي او را خداي سخن مي‌داند و يكي خداي رحمت و... اما بهترين و جامعترين تعبير، تعريف خود حضرت است كه در طليعه آمد.

الف: بداقبالي و خوش اقبالي
امام علي(ع) بداقبالي و خوش اقبالي فردي و اجتماعي را نتيجه كارها و اقدامات انجام شده مي‌داند. (الافتوقعوا مايكون من ادبار اموركم) امام علي(ع) در اين جمله خط بطلان بر بحث «شانس و اقبال» مي‌زند و با اين عبارت آن را جزو امور واقعي نمي داند. لهذا هر آباداني و خرابي ريشه در نتيجه كردار و كارهاي انجام شده دارد. كار و تلاش خوب نتيجه خوب و كار و تلاش بد نتيجه بد دارد.

ب: گسيختگي پيوند
فرهنگ اسلام نسبت به موضوع ارتباطات و پيوندهاي اجتماعي حساسيت داشته و در فقه اسلامي دامنه، حدود و كيفيت ارتباط را به خوبي بيان داشته است. اسلام به هيچ وجه قطع رابطه با خويشاوندان نزديك (كه پيوند خوني با هم دارند) را جايز نمي داند و همواره به مسلمانان ياد داده است كه اين پيوند را گرچه با دادن يك ليوان «شربت آب» باشد آن را حفظ كنند. (وانقطاع وصلكم) گرچه در اين عبارت معناي قطع صله رحم متبادر به ذهن است اما اگر آن را به معني عام (يعني انتطاع پيوند) بگيريم شامل دونوع پيوند مي‌شود. پيوند دنيوي و ديني.

انقطاع پيوند دنيوي همان قطع ارتباط با اقوام نزديك نظير پدر، مادر، برادر، خواهر و... است و شامل اقوام كه از اين ارتباط نزديك نيز برخوردار نيست هم مي‌شود. نهايتاً پيوند دنيوي به صحنه اجتماعي زندگي بشر نيز كشيده مي‌شود. اما هر كدام حدود و قوانين خاص خود را دارد. ارتباط با اقوام نزديك به منظور تقويت بنيه روحي و تجديد محبت و ارتباط در صحنه اجتماعي به منظور رفع نيازها و كسب مهارت است....

اما انقطاع ديني بريدن از خالق هستي بخش و قطع ارتباط با منبع فيض مطلق است. به عبارتي روابط انسان به سه صورت خلاصه مي‌شود:
1-انسان با طبيعت:
2-انسان با انسان:
3-انسان با خدا:

در رابطه با اولي انسان مي‌آموزد كه چگونه طبيعت را مسخر خود كرده و نيازهاي ضروري خود را چگونه برطرف كند.
در رابطه دوم انسان مي‌آموزد كه چگونه با ديگران ارتباط برقرار كرده، نيازهاي مادي خود را چگونه برطرف سازد و چگونه در داد و ستدهاي علمي و تجربي با ديگران شريك شود.

در رابطه سوم مي‌آموزد كه نسبت به خالق و هستي بخش خود چه وظيفه اي دارد و براي وصل و ارتباط با او چه تمهيدات و مقدماتي را بايد طي كند. اگر اين ارتباط به شكل صحيح و حقيقي برقرار نشود زندگي آدمي به زندگي حيواني شبيه خواهد شد. زيرا در زندگي حيواني جز خوردن، خوابيدن، شهوت و زور چيز ديگري معنا ندارد و نگهداري از فرزندان جز يك اقدام غريزي چيز ديگري نيست...

پس جامعه غيرالهي مي‌بايست انواع بالاها و دام‌ها را به جان بخرد. جامعه غيرالهي از رحمات و الطاف خاصه حضرت حق محروم است. در جامعه غيرالهي حوادث، زلزله‌ها، سيل‌ها و... بسيار اتفاق مي‌افتد و قرآن آن را عاقبت و نتيجه قوم بدكاران مي‌داند)...

ج: روي كارآمدن بچه‌ها
تصدي مسانيد، محاكم و مواضع حكومتي توسط آدم‌هاي كم سن و سال و كم تجربه، خود ضربه مهلكي به پيكره جامعه خواهد بود (و استعمال صغاركم) نيروي جوان با توجه به شايستگي‌ها و انرژي سرشاري كه دارد مي‌بايست در مسير اصلي خود كه كسب دانش و تجربه است قرار گيرد تا كوران حوادث از آنها مرداني آبديده براي عرصه‌هاي مختلف بسازد.

به كار گماردن نيروهاي جوان براي مساعيدي چون فرمانداري، استانداري، وزارت و ديگر مسئوليت‌هاي حساس جز ضرر و خسران محصول ديگري در برندارد و خود يك خيانت ملي است كه مورد لعن و نفرين آيندگان قرار مي‌گيرد.
از حكيمي علت انقراض ساسانيان را پرسيدند و او گفت: «بكار گماشتن افراد كوچك براي كارهاي بزرگ» كارهاي بزرگ، مردان بزرگ مي‌خواهد تا در عرصه تصميم، تصويب و اجرا بتوانند كاربردي ترين، كم هزينه ترين و بهينه ترين طرح را پياده كنند. در يك جامعه پويا و كارآمد «شايسته سالاري» به مفهوم حقيقي و دقيق لغوي آن كاربرد دارد و سعي برآن است تا در همه جا و همه طرح‌ها، شايسته سالاري حرف اول را بزند. استفاده از كهتران به جاي مهتران زنگ خطر انحطاط و سقوط يك جامعه است...

امام علي(ع) اثرات وضعي چنين جامعه اي را (كه درآن اقدامات با عدم عقلانيت همراه است و انقطاع وصل و استعمال صغار مي‌شود) اينگونه برمي شمارد:
1- سختي در رزق حلال:
به دست آوردن «رزق حلال» بسيار مشكل خواهد بود و به تعبير امام علي(ع): «ضربه شمشير بر مؤمن آسان تر از به دست آوردن يك درهم حلال است.»

مردم براي به دست آوردن مال دنيا از هيچ كوششي دريغ نمي كنند. از زير بار كار شانه خالي مي‌كنند. بدون اجازه مرخصي به سراغ انجام كارهاي شخصي خود مي‌روند. در ازاي كاري كه وظيفه شان است طلب چيزي (رشوه) مي‌كنند. در كار خود خيانت مي‌كنند و... آري اگر بنده مؤمني بخواهد به صداقت و راستي كار كند مورد هجوم تهمت‌ها، مسخره‌ها و... قرار مي‌گيرد. چون مؤمن درستكار را سد راه خود مي‌دانند و او را مزاحم حيف و ميل‌هاي خود مي‌شمارند. مدام سعي در آزار و اذيت و حذف او دارند. خدا مي‌داند در اين شرايط مؤمن صالح چه خون دل‌ها كه نمي خورد! و چه آزار و اذيت‌ها كه نمي بيند. مؤمن صديق به كم حلال قانع، اما مسلمان ظاهرنما نسبت به هرچه كه در دنياست حريص و طمع كار است. مؤمن حقيقي خوب مي‌داند كه دنيا سرابي بيش نيست و همه سختي‌ها و زيبايي‌هاي آن چون رعدي زودگذر است. خود را آماده مي‌كند كه براي هرچه كه بدست آورده پاسخ دهد. مؤمن دائما در تلاش است اما ذره اي خيانت نمي كند و به حال ديگران يا بيت المال چشم طمع نمي دوزد... ممكن است قدري ناملايمات دنيا او را اذيت كند اما خوب مي‌داند كه: «شيريني دنيا، تلخي آخرت و تلخي دنيا، شيريني آخرت است.»

2- مستي بدون باده:
يك نوع مستي بر مردم غلبه مي‌كند كه آنها را از رفتن به سوي مقصد بازداشته و سرگرم لذات زودگذر مي‌كند. آنان بدون نوشيدن مشروب مست مي‌شوند. و اين مستي از زيادي نعمت و خوشگذراني است (ذاك حيث تسكرون من غير شراب بل من النعمه والنعيم) آري مستي فقط نوشيدن شراب نيست بلكه به شيوه‌هاي مختلف حاصل مي‌شود:

1-2- شنيداري
يكي از عوامل تحذير فكر و زائل كننده عقل آدمي، شنيدن صوت‌ها و ترانه‌هاي غيرمشروع مي‌باشد. اين آهنگ‌ها به همان ميزان (اگر صحيح و شرعي باشد) كه تأثير مثبت برآدمي مي‌گذارد، اگر دربردارنده مطالب مهيج شهوت، كفرآميز و پوچگرايي باشد، رفته رفته جامعه را به همان سمت و سو سوق مي‌دهد. و اين عوامل شنيداري جامعه را مست شهوت و حيوانيت مي‌كند...

2-2- ديداري
ديگر عامل زوال عقل، عوامل ديداري است، كه آن به وسيله عكس، فيلم و صحنه‌هاي عريان و نيمه عريان در اختلاط‌هاي زن و مرد به وجود مي‌آيد. شهوت غريزه اي است كه خداوند براي بقاء نسل آدمي در انسان به وديعه گذاشته است. افراط در اين امر باعث متزلزل شدن كانون مقدس خانواده و بي بندوباري‌هاي اجتماعي مي‌شود. ارتباط دو جنس مخالف اگر با شرايط و حدود لازم انجام شود، علاوه بر آنكه مضر به حال جامعه نيست بلكه به قول قرآن عوامل تسكين و آرامش را به وجود مي‌آورد. اگر چه دولت مردان (با اين شرط كه آنها از پختگي علمي و تجربي كافي برخوردار باشند.) وظيفه دارند تا شرايط ازدواج آسان را فراهم كرده و ميانگين سن ازدواج را تقليل دهند...

3-2- تفاخر
از ديگر عوامل تحذير عقل تفاخر است. فخر فروشي بر ديگران به خاطر داشتن پول و دارايي، علم، زيبايي و هر پديده ديگر انسان را به غرور و نابودي مي‌كشاند. انسان فاخر جز خود هيچكس را نمي بيند. انسان مغرور به هنگامي كه بر روي زمين قدم از قدم برمي دارد ملائكه او را لعنت مي‌كنند و خداوند تبارك و تعالي انسان را از ابتلا به غرور و خودخواهي نهي فرموده است (ولا تمشوا في الارض مرحا) شخص فاخر مست از باده غرور مي‌شود و تنها روزي متوجه مي‌شود كه ديگر خيلي دير شده است- انشاءالله قبل از آن روز متوجه شويم.

4-2- وفور نعمت
زيادي نعمت براي بسياري از انسان‌ها نعمت است همچنان كه فقر نيز براي بسياري از آنان نقمت. انسان ناقص با عدم بضاعت فكري و شناخت عميق وقتي در فراخي روزي و زيادي نعمات الهي قرار مي‌گيرد خودش را گم مي‌كند. كم كم به مجالس لهو و لعب و خوشگذراني وارد مي‌شود و از اين رو خود را غرق در مستي و گناه مي‌كند... تجربه نشان داده است كه در سرزمين‌هاي خوش آب و هوا بي بندوباري و فساد نسبت به جاهاي ديگر بيشتر است.

5-2- موادمخدر
انواع موادمخدر زائل كننده عقل آدمي است. مصرف كننده با استفاده از اين مواد منفور خود را مست در نفهمي و حيوانيت مي‌كند. آنگاه نه مي‌تواند از طبيعت بهره مند شود و نه در اجتماع كار مفيدي انجام دهد و نه در مرتبه سير و سلوك و شناخت حقايق هستي و حضرت حق جل الشانه حركتي را آغاز كند...
عوامل مستي هرچه كه باشد محصولي جز نابودي و اضمحلال نخواهد داشت...

3- قسم‌هاي بي جا
قسم (سوگند يا حلف) وسيله اي است كه تنها در شرائطي خاص كاربرد دارد. آنجا كه مدعي حقي را از خود ضايع مي‌بيند و براي اثبات شاهدي ندارد، چاره اي جز سوگند برايش باقي نمي ماند. اما مع الاسف سوگند به صورت رايج در زندگي ما درآمده است. براي هر چيز بي مقدار و حتي در بعضي موارد دروغ، نام با عظمت حضرت حق را مي‌بريم... ائمه بزرگوار ما قسم را حتي در موارد حقيقت و صحت (كه جنبه مالي داشت) ايراد نمي فرمودند. و در قضيه استرداد «فدك» كه دراختيار خليفه غاصب بود، به دليل نبودن شاهد مي‌بايست سوگند ياد مي‌كرد و آن را تحويل مي‌گرفت، كه اين كار را نكرد و فرمود: من كار مكروه نمي كنم...

4- دروغ بدون اضطرار
دروغ گناهي كبيره است. در روايات از دروغ به صورت شوخي و جدي نهي شده است زيرا كليد همه بدهي‌هاست. دروغ سبب مي‌شود تا آدمي لذت عبادت را نچشد و ...

اما شارع مقدس در چند مورد دروغ گفتن را جايز شمرده است كه از آن جمله اصلاح ذات بين و در جائي كه شخص را مجبور به دروغ گفتن، مي‌كنند. اما امام (ع) در اين فراز روي سخن را به جايي برده كه هيچگونه اضطرار و اجباري براي دروغ گفتن نيست اما شخص گوينده به راحتي اين گناه كبيره را انجام مي‌دهد. بعضي دروغ‌ها براي بدست آوردن ماديات، بعضي ديگر براي مطرح كردن و بزرگنمايي خود و بعضي ديگر براي تمسخر و كوچك كردن ديگران است. ( و تكذبون من غير احراج) با شيوه دروغ در جامعه و بين انسان‌ها كم كم اعتماد و حسن ظن از بين مي‌رود و جاي خود را به سوءظن و بي اعتمادي مي‌سپارد...

5- اثرات وضعي
در چنين جامعه اي (با توجه به مشخصاتي كه ذكر شد) بلاها و حوادث گريبان همه را مي‌گيرد.
نه انسا‌هاي خوب در امان هستند و نه انسان‌هاي بد. (ذلك اذا عضكم البلاء كما يعض القتب غارب البعير)
امام علي(ع) تعبير ظريفي را ارائه مي‌فرمايد. ايشان عدم امنيت براي همه انسان‌ها را به پالان شتر تشبيه مي‌كند كه كوهان شتر را گاز مي‌گيرد. به عبارت ديگر، سختي‌ها و بلاها خوب و بد شما را گاز مي‌گيرد. همچنانكه پالان كوهان شتر را. زير پالان در اثر تماس مستمر با كوهان شتر رفته رفته آن را مجروح مي‌كند و جامعه اي كه به رذائل اخلاقي مبتلا شود رفته رفته به ورطه نابودي مي‌رسد. و از آتش لهيب حوادث درامان نيست.

امام (ع) زمان گسترش اين رذائل را طولاني مي‌داند و اميد رهايي از آن را بعيد (ما اطول هذاالعناء و ابعد هذا الرجاء) رهايي از اين فتنه‌ها و حوادث قبل از ظهور آقا امام زمان (عج) بسيار سخت است و مومن در چنين جامعه اي آسايش ندارد. روز به روز بر دامنه آن فتنه‌ها افزوده مي‌شود . مسلمانان در مسير حق و باطل سرگردان مي‌شوند. و واقعاً انتخاب يك فرقه حق از ميان هفتاد فرقه كاري دشوار و سخت است. خواص به تاراج رفته در بازار غرور و رياست و شهوت، نيز عاملي براي گسيختگي و انحراف جامعه خواهد بود...

6- راهكارهاي حضرت امير (ع)
امام (ع) تنها راه نجات جامعه و جلوگيري از سقوط آن را بالا آوردن فهم و درك جامعه توأم با كسب تقوي مي‌داند و از اين رو مي‌فرمايد:
1- 6- دوري از گناه:
امام علي (ع) اولين شرط تحقق يك جامعه پويا و زنده را دوري مردم از گناه مي‌داند. و همه مشكلات به وجود آمده را ناشي از تخلفات از فرامين الهي و اصول انساني مي‌داند و از اين رو مي‌فرمايد: كارهايي كه بواسطه انجام آن بر دوشتان سنگيني مي‌كنند رها كنيد (ترك گناه) (ايهاالناس، القوا هذه الازمه التي تحمل ظهورها الاثقال من ايدكم).
اگر گناه در جامعه گسترده شود و دامن خوب و بد را بگيرد و هر يك نسبت به وظائف و تكاليف خود بي اعتناء و يا كم اعتناباشد، جامعه رو به سقوط و ويراني مي‌گذارد.

2-6- پيروي از امام:
در جامعه اگر بي نظمي و بي انظباطي حاكم شد و مردم از رهبر و ولي امر خود اطاعت نكنند، آن جامعه هم سرانجامي جز سقوط نخواهد داشت. (ولاتصدعوا علي سلطانكم) اگر در اين جامعه دستورات حكيمانه رهبر مورد بي رغبتي قرار گيرد و رعيت ازانجام آن سرپيچي كند در آينده اي نه چندان دور از كرده خود پشيمان خواهند شد. (فتذمواغب فعالكم).

عاقبت سرپيچي از رهبري خردمند، غرق شدن در درياي پرتلاطم و طوفان زده حيله‌ها و نيرنگ‌ها و دغل بازي‌هاي روزگار است. آنان كه بي فرمانده طي طريق كنند سرانجامي جز گمراهي و به خطا رفتن ندارند و اگر تصادفاً در مسير اصلي حركت كنند( كه احتمال آن بسيار كم است) كار بدون علم و آگاهي بي ارزش خواهد بود...

3-6- خود را در فتنه نيندازيد
بعضي از آدم‌ها شجاعت احمقانه اي دارند. شجاعتي كه ريشه در نفهمي و كج انديشي داشته باشد علاوه بر آنكه ممدوح نيست، مذموم نيز هست. امام (ع) مي‌فرمايد: بي باكانه وارد آتش فتنه و خون ريزي‌هاي ناحق نشويد. آتشي كه از قبل براي خود مقدمات آن را فراهم كرده ايد (ولاتقتحموا ما استقبلتم من فورنار الفتنه) خود را در آتش و شعله اختلاف و آشوب به زور گرفتار نسازيد. و از فتنه‌ها، آشوب‌ها و اختلافات كناره گيري كنيد و راه آن را باز بگذاريد تا مدتش سرآيد و به اتمام برسد. (و اميطوا عن سننها و خلوا قصد السبيل لها) زيرا ابتلاي در آن سقوط و هلاكت فرد و جامعه را به همراه دارد.


 

لینک : آينده‌نگري در كلام امام علي(ع)

Professional News Site
نوشته شده در : یکشنبه 1385/02/10 - ساعت : 21:15 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: پیام حق |

هم‌زمان با فعاليت گشت ارشاد پليس در تهران و تذكرات به زنان كم‌حجاب و جوانان متلك‌گو، نيويوركي‌ها هم روش‌هاي تازه‌اي را براي جلوگيري از متلك‌پراني به زنان به كار گرفته‌اند.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «گاردين»، زناني كه در خيابان‌هاي نيويورك، مورد آزار و اذيت قرار مي‌گيرند، سايتي را تشكيل داده‌اند تا به اين وسيله، مردم‌آزاران را رسوا كنند.

چندي پيش، عكسي از مردي در اينترنت منتشر شد كه او را در حال انجام حركتي غيرمعقول و غيراخلاقي در ايستگاه مترو نشان مي‌داد. انتشار اين عكس باعث ايجاد يك توفان اينترنتي شد. اين عكس به عكس صفحه اول اكثر روزنامه‌ها تبديل شد و مرد 43 ساله به عنوان يك سابقه‌دار در زمينه‌هاي غيراخلاقي شناسايي و سپس محكوم به انجام حركات غيراخلاقي در انظار عموم شد.

اين‌گونه استفاده از تكنولوژي، باعث شد تا «لاون اسپيز» و شش نفر از دوستانش، سايتي را ايجاد كنند. اين سايت، از افرادي كه تحت آزارهاي خياباني، به ويژه در زمينه‌هاي جنسي قرار گرفته‌اند، دعوت مي‌كند تا از شخص آزاردهنده عكس گرفته و به سايت بفرستد تا به اين وسيله او را رسوا و شرمزده كنند.

افزايش محبوبيت روزافزون اين سايت كه هم‌اكنون به طور متوسط 1500 بيننده در روز دارد، باعث ايجاد بحث‌هاي زيادي از قبيل اين‌ شده كه آيا اصولا متلك‌گويي هم آزار مردم است؟

ظرف هشت ماه حدود صد عكس از تلفن‌هاي همراه دريافت شده بود كه حاوي متنها و نوشته‌هايي از ماجراي رخ داده نيز بودند. ماه بعد در انگليس و اروپا نيز سايت‌هايي با اين شعار به وجود آمد كه «اگر نمي‌توانيد آنان را متوقف كنيد، از آنان عكس بگيريد».

به گفته مسئولان سايت، بيشتر موارد كوچك و غيرجدي، آنچنان كه بايد و شايد گزارش نشده و پنهان مي‌مانند و تنها موارد بزرگ و شديد گزارش مي‌شود؛ بنابراين، اين‌گونه آزاررساني‌ها بسيار بيشتر از موارد منتشر شده است.

مثلا در مواردي كه مردي زني را جذاب خطاب مي‌كند، عده‌اي متلك‌هايي را مانند «سلام خانم خوشگله» را آزاردهنده نمي‌دانند و عده‌اي نيز مي‌دانند.

به خاطر داشته باشيد كه آزارها معمولا تنها به صورت شفاهي نبوده و گاه با حركاتي غيراخلاقي نيز همراه مي‌شود كه بيشتر موارد گزارش شده نيز جزو همين دسته است.

 

لینک : شيوه جالب نيويوركي‌ها براي مبارزه با متلك‌گويي به زنان

Professional News Site
نوشته شده در : یکشنبه 1385/02/10 - ساعت : 21:2 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: مسائل روز |

اسکناس 20000 ريالی

20kobsec.jpg
20krvsec.jpg
20k1sec.jpg

1- نخ امنيتی

نخ امنيتی اين اسکناس از نوع پنجره ای با روکش فلزی است و آرم بانک مرکزی نيز در زمينه آن به چشم می خورد ، اين نخ درون خميره کاغذ می باشد و فقط بخش هايی از آن در سطح کاغذ نمايان است.

20k2sec.jpg

2- ريزچاپ برجسته

ريزچاپ برجسته با نوشته " بانک مرکزی جمهوری اسلامی ايران " که با استفاده از وسايی بزرگ نمايی ( ذره بين ) به سادگی قابل رؤيت می باشد.

20k3sec.jpg

3- ريزحروف برجسته منفی، مثبت

ريزحروف برجسته جمله " جمهوری اسلامی ايران " بصورت مثبت و منفی در طرح گنجانده شده که با استفاده از ذره بين به سادگی قابل رؤيت می باشد.

20k4sec.jpg

4- نشانه برجسته برای تشخيص نابينايان

علامت مخصوص در گوشه اسکناس بطور برجسته برای شناسايی آن توسط افراد نابينا بصورت سه دايره که به آسانی قابل لمس می باشد.

20k5sec.jpg

5- واتر مارک

تصوير حضرت امام (ره) بصورت سه بعدی در خميره کاغذ وجود دارد که برای رؤيت آن بايد اسکناس را در مقابل تابش نور مستقيم قرار داد.

20k6sec.jpg

6- طرح زمينه خطی

کليه طرح های زمينه اين اسکناس بصورت خطی و با رنگ های متفاوت می باشد.

20k7sec.jpg

7- سيترو

اين قسمت از اسکناس در مقابل نور، نمايشگر عدد 20000 است.

20k8sec.jpg

8- ريزمتن برجسته

ريزمتن برجسته عدد 20000 روی گنبد که با ذره بين قابل رؤيت می باشد.

20k9sec.jpg

9- چاپ برجسته

بخش هايی از اين اسکناس دارای چاپ برجسته می باشد که برجستگی اين سطوح در مقايسه با چاپ های ديگر به سادگی بوسيله انگشتان دست قابل لمس است.

20k10sec.jpg

10- طرح مخفی

با تغيير زاويه اسکناس به نحوی که روی اسکناس بصورت افقی در مقابل چشم قرار گيرد در سمت چپ تصوير حضرت امام (ره) طرح مخفی بصورت عدد 20000 نمايان می گردد.

مرکب فلورسنت

20k12sec.jpg

با تابش نور ماورای بنفش به قسمت روی اسکناس :

  • رنگ امضاء وزير امور اقتصادی و دارايی و رئيس کل بانک مرکزی از مشکی به سبز فسفری تغيير می نمايد.
  • قسمت هايی از طرح متمرکز شده در وسط اسکناس به رنگ فسفری آبی و سبز تغيير می نمايد.
  • الياف نامرئی در خميره کاغذ نيز به رنگهای فسفری آبی ، قرمز ، سبز و زرد نمايان خواهند شد.
  • رنگ شماره سريال از قرمز به طلايی تغيير خواهد کرد.
20k12sec.jpg

با تابش نور ماورای بنفش به قسمت پشت اسکناس :

  • بخشهايی از بالای ميدان نقش جهان همچنين خطوط محوطه ميدان و گنبد مسجد به فيروزه ای فسفری تغيير رنگ خواهند داشت.

لینک : اسکناس 20000 ريالی

 

نوشته شده در : شنبه 1385/02/09 - ساعت : 20:33 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: مطالب |

اسکناس 2000 ريالی

2kobsec.jpg
2krvsec.jpg
2k1sec.jpg

1- چاپ برجسته

تصوير حضرت امام خمينی(ره) در سمت راست با چاپ برجسته.

2k2sec.jpg

2- واترمارك

طرح تصوير حضرت امام خمينی (ره) در سمت چپ و در خميره كاغذ (واترمارك) كه در مقابل نور از دو طرف قابل رويت است و همانند طرح تصوير واترمارك اسكناسهای سری قبل است.

2k3sec.jpg

3- نخ امنيتی

نخ امنيتی از نوع پلی‌استر با نوشته بانك مركزی جمهوری اسلامی ايران در درون كاغذ قرار گرفته است که در مقابل تابش اشعه ماوراء بنفش به رنگهای سبز و آبی و قرمز نمايان می‌گردد.

2k4sec.jpg

4- نشانه برجسته برای تشخيص نابينايان

سمت چپ و پايين دو نقطه به صورت برجسته برای سهولت شناسايی اين اسكناس توسط عزيزان روشندل در نظر گرفته شده است.

2k5sec.jpg

5- سيترو

سمت چپ و پايين (سمت راست مشخصه موضوع بند 4) بخشی از مبلغ اسمی اسكناس به صورت لاتين (2000) چاپ شده كه با چاپ قسمت مكمل آن در پشت اسكناس در مقابل نور قابل رويت مي‌باشد.( طرح SeeThrough)

2k6sec.jpg

6- تصوير مخفی

طرح تصوير مخفی در قسمت وسط و پايينی روی كتيبه قهوه‌ای رنگ مبلغ اسمی اسكناس به صورت لاتين(2000) به طور مخفی چاپ شده است كه با قرار دادن اسكناس در حالت افقی و در مقابل نور قابل رويت مي‌باشد.

2k7sec.jpg

7- ريزچاپ (ميکروپرينت)

عبارت «جمهوری اسلامی ايران» در مستطيل های کوچک بنفش رنگ در قسمت بالای اسکناس به صورت ريزچاپ (ميکروپرينت) درج گرديده است که با ذره‌بين قابل رويت است.

2k8sec.jpg

8- شماره سريال زير نور ماوراء بنفش

شماره سريال اسکناسها به رنگ قرمز در قسمت پايين سمت راست و بالای سمت چپ با استفاده از مرکب فلورسنت چاپ شده است که زير نور ماوراءبنفش به رنگ طلائی قابل رويت می‌باشد.

2k9sec.jpg

9- چاپ برجسته

بخش هايی از اين اسکناس دارای چاپ برجسته می باشد که برجستگی اين سطوح در مقايسه با چاپ های ديگر به سادگی بوسيله انگشتان دست قابل لمس است.

10- فيبرهای نامرئی فلورسنت

استفاده از فيبرهای نامرئی فلورسنت در خميره کاغذ به رنگهای سبز ، آبی ، قرمز و زرد در رو و پشت اسکناس که مقابل تابش اشعه ماوراءبنفش قابل رويت است.

11- مرکب فلورسنت

استفاده از مرکب فلورسنت در بخش اعظم سطح اسکناس و بخشی از پشت اسکناس که در زير نور ماوراءبنفش به رنگ سبز روشن ديده می‌شود.

 

 

لینک : اسکناس 2000 ريالی

 

 

نوشته شده در : شنبه 1385/02/09 - ساعت : 20:30 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: مطالب |

گنجه‌ها و برخی قطعات معروف

جواهرات و قطعات موجود در خزانه جواهرات ملی در قالب 37 گنجه دسته بندی شده‌اند. محتويات اين گنجه‌ها بسيار متنوع بوده و بطور عمده شامل انواع زيورآلات تزئينی، انواع تاج و نيمتاج، انواع جقه (پيش‌کلاه)، گلدان، سرپوش‌های غذا، قليان، آينه، تنگ‌های مينا، شمعدان، فيروزه، شمشير، خنجر، سپر، ساعت، قلمدان، انفيه‌دان، اشيای آراسته به ياقوت و لعل، تفنگ، عصا، مدال، تخت، سنجاق و گل سينه، مرواريد و... است.

در زير برخی قطعات معروف به همراه تصوير و شرح مختصر آنها آورده شده است.

Collections.jpg

الماس معروف به دريای نور

DariaNour.jpgشايد اين الماس در ميان جواهرات ملی ايران، مقام اول را دارا باشد. اين الماس معروف و الماس کوه نور، ظاهراً به علت قرابت نام، پيوسته يک زوج به شمار می‌آمده اند، در حالی که از نظر تراش و رنگ هيچ وجه مشترکی با يکديگر ندارند. هر دو گوهر از آن نادر شاه بود، اما الماس کوه نور، بعد از مرگ نادر شاه، توسط احمدشاه درانی به افغانستان برده شد. بعداز احمدشاه، به شاه شجاع منتقل شد و پس از شکست شاه شجاع به دست سردار هندی، ملقب به شير پنجاب، الماس مزبور به تصرف سردار نامبرده درآمد. اين گوهرها بعدها به دست کمپانی هند شرقی افتاد و بدان وسيله به دربار انگلستان راه جست و به ملکه ويکتوريا هديه گرديد. هم اکنون نيز اين گوهر در تاج ملکه اليزابت، مادر ملکه فعلی انگلستان، نصب است.
الماس دريای نور، پس از قتل نادرشاه، به نوه او شاهرخ ميرزا رسيد، سپس به دست اميرعلم خان خزيمه و بعداً به دست لطفعلی خان زند افتاد. هنگاميکه لطفعلی خان به دست آقا محمدخان قاجار شکست خورد، گوهر مذبور به گنجينه جواهرات قاجار منتقل گشت.
ناصرالدين شاه معتقد بود اين گوهر يکی از گوهرهای تاج کوروش بوده است و خود او بسيار به اين گوهر گرانبها علاقه داشت و زمانی آن را به کلاه و گاهی به سينه خود نصب می کرد و حتی توليت دريای نور را منصبی مخصوص قرار داد و اين افتخار مهم را به اعيان و بزرگان کشور محول می داشت.
دريای نور بعدها داخل موزه دولتی گرديد و اينک زينت بخش خزانه جواهرات ملی است. وزن دريای نور 182 قيراط است و رنگ  آن صورتی است که کمياب‌ترين رنگ الماس است.
در سال 1344، هنگام بررسی جواهرات ملی توسط دانشمندان کانادايی، درباره اين گوهر نکته بسيار جالب توجهی کشف شد:
تاورنيه، سياحتگر و جواهرشناس معروف فرانسوی، در کتاب خود از الماس صورتی رنگ به وزن 242 قيراط سخن می گويد و اشاره می کند در سال 1642 ميلادی آن را در شرق ديده است و نقشه و اندازه های آن را نيز در کتاب شرح می دهد و آن را Grand Table Diamante ( الماس يا لوح بزرگ ) می نامد. رنگ و شکل اين الماس توجه دانشمندان کانادايی را جلب کرد و ايشان معتقدند الماس دريای نور و نورالعين در اصل يک قطعه الماس بوده و بعداً آنرا به دو تکه قسمت نموده اند که تکه بزرگ آن دريای نور نام گرفته و تکه کوچک آن که به وزن 60 قيراط است، نورالعين ناميده شده و در حال حاضر در وسط نيم تاج شماره 2 گنجه 26 قرار دارد.

تاج پهلوی

PahlaviCrown.jpgتاج مورد استفاده رضاخان و محمدرضا پهلوی. اين تاج از طلا و نقره ساخته شده و آراسته به الماس های برليان بسيار اعلاء، تخمه های درشت زمرد، ياقوت کبود ومرواريد است. کلاه تاج ابره مخمل قرمز است و در قبه آن که تخمه زمرد خياره در چنگ نشانده، قرار دارد.
تاج، در چهار طرف، دارای چهار کنگره پله پله به شکل تاج های شاهنشاهان ساسانی است که در وسط و زير کنگره پيشين آن، خورشيدی زرين با شعاع های الماس نشان و تخمه الماس زرد درشت نصب شده است و در پشت همين کنگره، جقه پايه دار اسليمی و در پشت آن پر قو قرار دارد.
شمار گوهرهای نشانده شده بر تاج چنين است:  3380 قطعه الماس به وزن 1144 قيراط، 5 قطعه زمرد به وزن 199 قيراط  و 2 آنه، 2 قطعه ياقوت کبود به وزن 19 قيراط و 368 حبه مرواريد غلطان جور. وزن تاج از زر و گوهر و مخمل، با هم، 444 مثقال، يعنی در حدود دو کيلو و هشتاد گرم است.
تاجی که قبلاً در تاجگذاری های دوران قاجار، به کار می رفت، تاج کيانی بود، ولی رضاخان پهلوی مايل نبود در تاجگذاری خود از آن استفاده کند. از اين روی، در سال 1304 خورشيدی، گروهی از جواهرسازان ايرانی، زيرنظر سراج الدين جواهری، جواهرساز معروف قفقازی و جواهرساز امير بخارا که از روسيه به ايران مهاجرت کرده بود از گوهرهای منتخب، تاج مزبور را ساختند و رضاخان و محمدرضا پهلوی، برای تاجگذاری های خود از آن استفاده کرده اند.

جقه نادری

جقه نادری، آراسته به الماس و زمرد، که در وسط آن يک تخمه زمرد دامله درشت خوشرنگ نصب شده است. در زير جقه، سه آويز زمرد خوشرنگ امرودی آويخته شده است. قسمت بالای جقه، هفت شقه است و در دو طرف شقه ها نيز دو ريسه و برگ و گل الماس نشان ساخته اند و از نوک شقه های جقه، دو آويز زمرد بسيار اعلای سعيدی امرودی آويخته شده است. در بالای تخمه وسط، هلال الماس نشان و در پايين، در دو سو، شبيه درفش، طبل، لوله توپ و سرنيزه روی زه زين نصب شده است. پارچه درفش به سه رديف ياقوت، الماس و زمرد کمرنگ تقسيم شده است. تمام جقه، آراسته به الماس های فلامک خوش آب و درشت و ريز است. رضاخان پهلوی، از جقه مزبور گاهی استفاده می کرد. وزن جقه 33 مثقال و 16 نخود است.
( ساخت ايران، سده 12 ﻫ. ق. )

NadirAigrette.jpg

تاج کيانی

تاج فتحعلی شاه، معروف به تاج کيانی، که آراسته به الماس، زمرد، ياقوت و مرواريد است. اين تاج در زمان فتحعلی شاه ساخته شد و مورد استفاده سلاطين قاجاريه قرار گرفت.
اين تاج اولين تاجی است که پس از دوران شاهنشاهی ساسانی به اين صورت ساخته شده است.
( ساخت ايران، 1212 ﻫ. ق. )

KianiCrown.jpg

کره جواهرنشان

اين کره در سال 1291 هجری قمری، به دستور ناصرالدين شاه، توسط گروهی از جواهرسازان ايرانی به سرپرستی ابراهيم مسيحی از جواهرات پياده ای که در خزانه موجود بود، ساخته شد. وزن خالص طلای به کار رفته در اين کره  34 کيلوگرم و وزن جواهرات آن 3656 گرم است. تعداد کل جواهراتی که در روی کره نصب شده، بالغ بر 51366 قطعه است. پيدا کردن کشورهای مختلف در ميان برق سنگهای گوهرها کار مشکلی است، زيرا به نظر می آيد مهارت سازنده آن در جواهر سازی، بيش از نقشه کشی بوده است. درياهای روی کره به وسيله زمرد و خشکی ها به وسيله ياقوت نشان داده شده است. آسيای جنوب شرقی، ايران و انگلستان با الماس، هندوستان با ياقوت روشن و آفريقای مرکزی و جنوبی با ياقوت کبود مشخص شده است. خط استوا و ساير خطوط جغرافيايی با الماس نشان داده شده است. قطر کره تقريباً دو پا (66 سانتيمتر) است و روی پايه ای که تماماً از طلای آراسته به جواهرات است، قرار دارد.

GoldenGlobe.jpg

تخت طاووس (تخت جمشيد)

SunThrone.jpgبه فرمان فتحعلی شاه در سال 1216 هجری قمری، تختی عظيم و مجلل به مباشرت نظام الدوله محمدحسين خان صدر اصفهانی فرمانفرمای اصفهان با جواهر و طلای موجود در خزانه ساخته شد و به مناسبت نقش خورشيد مرصعی که در صدر تخت تعبيه شده است به نام تخت خورشيد معروف گرديد.
تخت خورشيد سالها به همان نام ناميده می شد تا اينکه فتحعلی شاه با طاووس تاج الدوله ازدواج نمود. از همان زمان به مناسبت نام او، تخت به نام طاووس مشهور شد. بعضی از ايرانيان می پنداشتند که تخت مذکور همان "تخت طاووس" هند است و با مقايسه و توصيفی که تاورنيه از تخت طاووس کرده و آنچه خود از تخت طاووس موجود ديده و استنباط کرده به اين نتيجه رسيده که ادعای مدعيان باطل است و برای اطمينان و تأييد نظر خود با ناصرالدين شاه مذاکره و از ايشان استفسار کرده و مطمئن شده است تخت طاووس به امر فتحعلی شاه ساخته شده و به نام همسر او طاووس خانم، تخت طاووس ناميده شده است. پس از درگذشت فتحعليشاه، سالها بعد ناصرالدين شاه که در ضبط و ربط جواهر و نفايس سلطنتی، عنايت خاص داشت دستور داد تا تخت ياد شده را تعمير کرده و تغييراتی جزئی در شکل ظاهر آن دادند از جمله اشعاری که مضمون آنها کيفيت تعمير تخت به امر ناصرالدين شاه است، در کتيبه اطراف تخت به خط نستعليق خوش در مصراعهای مجزا از يکديگر روی زمينه زر، به مينای لاجوردی نگاشته شده است. اين مصراع ها فعلاً مرتب و دنبال يکديگر نصب شده است و پيداست که در تعمير بعدی آنها در جای خود نشانده‌‌اند. تخت مذکور تا سال 1360 در تالار کاخ گلستان نگهداری می گرديد. در تاريخ 17/6/1360 به خزانه جواهرات بانک مرکزی جمهوری اسلامی ايران انتقال يافت تا همواره با توجه به تجانس اين تخت با جواهرات موجود در خزانه (موضوع قانون سال 1316 شمسی) نگهداری شود.

 

لینک : گنجه‌ها و برخی قطعات معروف

 

نوشته شده در : شنبه 1385/02/09 - ساعت : 20:27 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: پاینده ایران |
 

نویسنده : دوربرگردان م.ف

 

برخورد با بد حجابان از نوع سوم!

وقتي مجري فاكس، سخنگوي كاخ سفيد مي‌شود
يك مجري تلويزيوني، به عنوان سخنگوي كاخ سفيد انتخاب شد.
با توجه به قابليت‌هاي «توني اسنو»، احتمالا از اين به بعد، برنامه‌هاي كاخ سفيد و سياست‌هاي آمريكا به اين صورت اعلام شوند.

«بينندگان و شنوندگان عزيز، حضار محترم، صبح به خير، من، توني اسنو، سخنگوي كاخ سفيد، برنامه‌هاي امروز و امشب دولت آمريكا را به اطلاع شما مي‌رسانم [موسيقي كوتاه] اينجا واشنگتن است، صدا و تصوير ما را از كاخ سفيد مي‌شنويد و مي‌بينيد.

امروز صبح، ساعت 10 آقاي رئيس‌جمهور، هفتصدمين نطق خودشون را در مورد حمايت از حضور نظامي در عراق به طور زنده اجرا خواهند كرد. بعد از اون، يك رپرتاژ آگهي از وزارت دفاع داريم كه توصيه مي‌كنيم، هيچ‌كدوم رو از دست نديد. بعد از اون مسابقه‌ «حدس بزن و حمله كن» رو با اجراي دونالد رامسفلد داريم كه خيلي جذاب و اَكشِنه و امروز، مرحله نيمه‌نهايي اون برگزار مي‌شه.

بعد نوبت به فيلم سينماييِ «چه كسي مي‌خواد دنيا رو نابود كنه» مي‌رسه كه با تماشاي اين تريلرِ دلهره‌آور، شما متوجه مي‌شيد كه موجودي به نام احمدي‌نژاد با ايراني‌هاي همراهش، مي‌خوان دنيا رو نابود كنن. بعد دو ساعت پيام‌هاي بازرگاني داريم.

ساعت دو، اگه آقاي شارون مرده بود، فيلمِ از پيش تهيه‌شده‌اي با نام «فرشته مهربان صبرا و شتيلا» رو در مورد زندگي آقاي شارون خواهيد ديد، اما اگر ايشون همچنان نمرده بود، فيلم علمي، تخيليِ «اسرائيليِ مظلوم» رو به مدت يكصد و چهل و هشت دقيقه خواهيد ديد. قسمت بيستم از سري برنامه آموزش ژيمناستيك كاندوليزا رايس هم امشب، سر ساعت هميشگي پخش ميشه كه اين بخش هم به «پشتك وارو» مي‌پردازه. آخر شب هم بنا به تقاضاي شما، فيلم «چه كسي مي‌خواد دنيا رو نابود كنه» پخش مجدد ميشه كه با ديدن اون تا صبح‌، خواب‌هاي ترسناكي از شخصيت‌هاي فيلم خواهيد ديد. اگر برنامه‌ها تغيير كرد، بهتون خبر مي‌دم. روز خوش» [موسيقي]

ننه منو نجات بده!
باور كنيد، اين آقاي احمدي‌نژاد، اول مظلومِ رئيس‌جمهورهاي عالم است. انگار بنده خدا تعهد داده كه همه‌ا‌ش دستورهاي شداد و غلاظ صادر كند و از خودش چهره خشن و غيرموجه ارائه بدهد و اگر روزي خواست يك دستورِ لطيف و نسل سوم‌پسند از خودش صادر بكند، بايد قبلش با هزار نفر هماهنگ بكند.

به دنبال دستور رئيس‌جمهوري احمدي‌نژاد درباره آزادي حضور زنان در ورزشگاه‌ها، تقريبا تمام هواداران ايشان در مقابلش صف كشيدند. مهم‌تر از اين، آن‌كه برخي علماي قم هم موضع شديدي عليه اين دستور گرفتند و دكتر احمدي‌نژاد احتمالا براي اولين بار در عمرش، طعمِ تلخ «كوتاه آمدن» را تجربه خواهد كرد. از طرف ديگر، رئيس‌ سازمان تربيت بدني، آقاي علي‌آبادي، تمام قواي فكري‌اش را به كار انداخت تا مسئله را طوري رفع و رجوع كند كه «نه سيخ بسوزد و نه كباب» و از آنجايي كه «جوينده»، بالاخره چيزي را خواهد يافت، آقاي علي‌آبادي، پيشنهاد داد كه تنها زنان متأهل بتوانند وارد ورزشگاه شوند!

[گفت‌وگوي تلفني]
ـ الو... مامان‌بزرگ، چرا گوشي رو برنمي‌داشتي؟ ده بار زنگ زدم.
ـ ننه اين دكمه سبزرو نمي‌ديدم... الان هم دادم اين آقا كنار دستي‌م دكمه رو زد.

ـ خب مسابقه در چه وضعيه؟
ـ من كه خوب نمي‌بينم، فقط مي‌شنفم، يه عده هوار مي‌كشن.

ـ يعني چه كه خوب نمي‌بينم؟ قرار شد شما بري واسه ما تعريف كني.
ـ آخه ننه جون، من كه گفتم لااقل مامان خودت رو بفرست ورزشگاه كه فايده‌رِسون باشه، شماها زور كردين كه اون مي‌گه نمي‌رم تو بايد بري. اصلا چي مي‌شد زنِ پسرعموت مي‌شدي كه حالا خودت بتوني بياي؟

ـ برو بابا... شمام وقت گير آوردي ها... كاري نداري؟
ـ ننه بياي دنبالم ها! موقعِ تو آمدن از درِ ورزشگاه يه فشاري دادنم كه نزديك بود، دنده‌هام فرو بره، روم به ديوار ياد فشار شب اول قبر افتادم!

ـ حالت خوبه مامان‌بزرگ؟... اگه مي‌ذاشتن بيام توي ورزشگاه كه خودم مي‌رفتم مسابقه رو تماشا مي‌كردم، ديگه چه نيازي به شما بود؟
ـ اوا خدا مرگم... من كه نمي‌تونم به اين مرداي نامحرم بگم منو از درِ ورزشگاه ردم كنن.

ـ اين ديگه مشكل شماست. باي.
ـ نگفتي اين مووايل رو چجوري قطعش كنم، ننه!

اول بساز، بعد خراب كن
معاون اداري مالي دانشگاه تهران، اعلام كرد كه نه تنها بعضي از خوابگاه‌هاي قديمي و غيراستاندارد تخليه مي‌شوند، بلكه از سالِ تحصيلي آينده ششصد نفر هم به ظرفيت خوابگاهي پسران در تهران افزوده مي‌شود.
ما ضمن استقبال از اين خبر (يكي از وظايف ما در دوربرگردان، «استقبال» از اخبار است!) اميدواريم، وزارت علوم، اول خوابگاه‌هاي مورد نياز را بسازد و بعد خوابگاه‌هاي قديمي را تعطيل و ظرفيت‌ها را اضافه كند، هرچند كه تجربه نشان داده است كه مسئولان دولتي، عادت دارند اول به سرعت خراب كنند و بعد آرام‌آرام شروع كنند به ساختن.
[مكان ـ يك اتاق در خوابگاه دانشجويان پسر دانشگاه تهران، زمان ـ‌ اواخر مهر ماه 85]

حسن ـ آرش عينك منو نديدي؟
آرش ـ رو جاكتابي رو نيگاه كردي؟

حسن ـ من اگه مي‌تونستم ببينم كه ديگه عينك شماره 5/4 نمي‌زدم. بايد دست بكشم [روي جاكتابي را دست مي‌كشد، چيزي به دستش مي‌خورد] فكر كنم پيداش كردم.
نويد ـ ‌پامو ول‌كن حسن.

حسن ـ تو اين بالا چكار مي‌كني؟ برو روي تختت.
نويد ـ تختم دست مسعوده.

حسن ـ مسعود ديگه كيه؟
نويد ـ يه دانشجوي تازه وارده، زدن خوابگاهشونو خراب كردن، اومده اينجا.

حسن ـ خب برو رو تخت جعفر بخواب كه الان سرِ كلاسه.
آرش ـ تخت جعفر دستِ يكي از اين ورودي‌هاي جديده.

حسن ـ با اين وضعيت، فكر نكنم عينك من پيدا بشه، زودتر برم رو تختم تا كسي صاحاب نشده.
[صداي ناله يك نفر مي‌آيد] آخ... مگه كوري، پاتو از رو صورتم بردار.

حسن ـ ببخشيد شما؟
كيانوش ـ من كيانوشم. يكي از همون ششصد نفرم كه اضافه شده، فعلا قرار شده، توي اتاق شما «كف‌خواب» باشم.

حسن ـ سلام كيانوش، خوش اومدي. حالا ميشه بگي تخت من كدوم طرفه؟
كيانوش ـ كدوم تخت؟

حسن ـ‌ همونجا كه خاليه؟
كيانوش ـ هيچ تختي خالي نيست! رو بعضي‌ها هم دو نفرن!

حسن ـ [سعي مي‌كند، خودش را خونسرد نشان بدهد] بي‌خيال... بيا برام روزنامه بخون.
[كيانوش روزنامه را مي‌گيرد و شروع به خواندن تيتر اخبار مي‌كند] ديدار نهضت آزادي و هيأت مؤتلفه ـ معاون اداري مالي دانشگاه تهران: در صورت تأمين اعتبار،‌ خوابگاه‌هاي جديد را تا آغاز سال تحصيلي 86ـ87 خواهيم ساخت ـ مديرعامل ايران‌خودرو: پيكان وانت براي رشدِ درختان مفيد است...!

برخورد با بدحجابان از نوع سوم
طي يك هفته‌اي كه از برخورد عمليِ نيروي انتظامي با بدحجابان گذشت، واكنش‌هاي مختلفي از سوي احزاب و گروه‌‌هاي سياسي، نسبت به چگونگي اين برخوردها صورت گرفت. آن‌گونه كه شنيده مي‌شود (به من كه تا به حال تذكر نداده‌اند، پس مجبورم به شنيده‌ها استناد كنم! در راستاي اين طرح، برخي از افسران و درجه‌دارانِ زنِ نيروي انتظامي، به برخي افراد بدحجاب كه به حد تابلو شدن رسيده باشند، تذكر مي‌دهند و از آنان مي‌خواهند كه حداقل‌هاي حجاب اسلامي را رعايت كنند.

پس از اين‌كه مشخص شد، تقريبا هيچ‌كدام از احزاب و گروه‌هاي سياسي با چگونگي اجراي اين طرح موافق نيستند، خبرنگار محجوبِ دوربرگردان، طي تماس‌هايي با اين گروه‌ها از آنان خواست تا در مورد اجراي اين طرح، نظرات و پيشنهادهاي خود را بگويند.

ـ انصار حزب‌الله: نيروي انتظامي، خيلي شل برخورد مي‌كند. به نظر ما بايد هر قسمت از پاي دخترهاي بدحجاب كه ديده مي‌شود، رنگ بشود. برخوردها قاطع نيست.

ـ مشاركت: به نظر ما اين اقدام بايد فرهنگي باشد. مثلا مي‌توان با دخترخانم‌هايي كه شلوارك پوشيده‌اند، در مورد هنجارهاي جامعه، مردمسالاري ديني، مدرنيته، دوم خرداد، جبهه دمكراسي‌خواهي و اومانيسم، گفت‌وگوهايي را ترتيب داد، بلكه قانع شوند. البته ممكن است يك وقت آنان ما را قانع كنند كه شلوارك بپوشيم، كه ملالي نيست!

ـ كارگزاران: اين اقدام نيروي انتظامي برخلاف اقتصادِ خصوصي است. حالا ما اين دويست پارتي شلواركي را كه از دوبي وارد كرده‌ايم، كجا آب كنيم؟

ـ مؤتلفه: مگه زن‌ها توي خيابان هم مي‌آيند؟ خوشبختانه منازل ما كه حفاظ دارند!

ـ نهضت آزادي: عمر ما كه قد نمي‌دهد ولي اي بسا روزگاري بيايد كه پليس به افراد محجبه تذكر بدهد كه حجابشان را رفع كنند!

ـ آبادگران: البته با اين افراد فاسد بايد به شدت برخورد كرد، منتها چون بالاخره يك رأي هم يك رأي است، بايد فعلا مدارا كرد تا ببينيم انتخابات بعدي چطور مي‌شود.

ـ سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي: متذكر مي‌شويم كه حسن و قبح افعال ذاتي است و كيفيت ذاتِ هر چيز با بُعد و قُرب آن نسبت به شوراي مركزي سازمان تعيين مي‌شود! مشكل نيروي انتظامي به برخوردش نيست، بلكه در اين است كه دستِ ما نيست!

دست‌انداز
Essan: «آقا اين تصوير تمام قد از روزنامه شرق روز پنجشنبه، نشانه چه چيزي است؟ معمولا به ندرت اين روزنامه يك خبر را اين‌قدر تحويل مي‌گيرد؟ يعني چه؟».

م.ف: «ذوق‌زدگي!»

***

كيانوش از همدان: «آقا يا خانم م.ف. شما چرا بعضي از طنزهايت را در «بازتاب» با نام «م.ف» مي‌نويسي و بعضي‌ها را با اسامي ديگر يا بدون نام نويسنده؟
م.ف: همه طنزهاي من در «بازتاب» با اسم «م.ف» منتشر مي‌شود و ساير مطالب طنزآميزي كه با اسامي ديگر بر روي سايت «بازتاب» قرار مي‌گيرند، به من ربطي ندارند.

***

بي‌نام: «بد نيست بدونين كه روز سه‌شنبه، «ابرار» از قول آقاي احمدي‌نژاد تيتر زده بود: «با آمريكا گفت‌وگو مي‌كنيم»، اما همين روز روزنامه «اعتماد» از قول آقاي احمدي‌نژاد تيتر زده بود: «مذاكره با آمريكا منتفي است» و جالب اين‌كه هر دو خبر در مورد يك كنفرانسِ واحد بود!».
م.ف: «گفتم كه آقاي احمدي‌نژاد اول مظلوم در بين تمام رئيس‌جمهورهاست! شما زياد اين مسائل را تحويل نگير، مهم اين است كه بلافاصله پس از كنفرانس ايشان، شاخص كل سهام بورس تهران 5/2 واحد سقوط كرد!»

 

لینک : برخورد با بد حجابان از نوع سوم!

AlirezA24h
نوشته شده در : شنبه 1385/02/09 - ساعت : 16:14 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: دوربرگردان |

از نزديكي به كسي كه قادر به حفظ اسرار و رموز زندگي خود نيست پرهيز نما. افلاطون

خود پرست غيبت كسي را نمي كند تنها خوبي آن همين است. وسيل س. هارپر

خوبي شهرت در اين است که وقتي شما در يک ميهماني ديگران را کسل مي کنيد آنان تصور مي کنند که ايراد از خود آنهاست. هنري کيسينجر

مهم نیست مرگ کی و و کجا به سراغ من می آید، مهم این است که وقتی می آید من آنجا نباشم. وودی آلن

قانون احتمالات یادت نره، بلاخره یک نفر خواهد گفت بله. آنتونی رابینز

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند. مارکز

زنانی که می خواهند مرد باشند، زنانی هستند که نمی دانند زن هستند. الکساندر دوما

آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد، آزادی خود ماه است که او را پایبند می کند. تاگور

در درون جسارت، نبوغ و قدرت سحر آمیزی نهفته است. گوته

اگر کسی ترا آنطور که میخواهی دوست ندارد، به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد. مارکز

بدون تو، تحمل بهشت ممکن نیست و با تو، دوزخ دیگر مکانی جهنمی نیست. اسپارو

کسانی که هرگز وقت ندارند معمولاً آنهایی هستند که کمترکار می کنند. نمیشناسم

از رنگ خاکستری مو نمی شه عمر قلب را شناخت. بودا

رازهای ما از روحمان حق السکوت می گيرند. سهراب سپهری

مردم خود را با هر چيزي خسته مي كنند مگر با تفهيم و انديشه. نيچه

همه انسانها استعدادعجيبي در بدست اوردن چيزهايي دارند که برايشان مضر است. جی. کی. رولینگ

سعي کن اون چيزهايي که دوست داري بدست بياري وگرنه مجبوري اون چيزايي که داري رو دوست داشته باشي. گوته

زمانی که يک مرد به قدر کافی عاقل می‌شود که مواظب باشد پايش را هرجائی نگذارد، موقعی است که آنقدر پير شده که ديگر نمی‌تواند هيچ جايی برود. بيلی کريستال

نگران دوری جستن از وسوسه‌ها نباشيد. به مرور که سن‌تان بيشتر می‌شود، خود آنها از شما دوری می‌جويند. وينستون چرچيل

فايده خوشبختی چيست؟ خوشبختی که شما را پولدار نمی‌کند. هنی يانگ من

من آنقدر بدشانسم که اگر گورستان بخرم، مردم ديگر نمی ميرند. اد فورگل

زن من در حرف زدن مشکل دارد. به همين خاطر هر از گاهی مجبور است حرف زدنش را متوقف کند تا نفس بکشد. جيمی دورانت

برای ازدواج کردن لحظه‌ای درنگ نکنيد. اگر زن خوبی نصيبتان شود، خوشبخت می‌گرديد و اگر زن بدی گيرتان آمد فيلسوف می‌شويد. سقراط

بعضی وقتها، هنگامی که به فرزندانم نگاه می‌کنم به خودم می‌گويم: ليليان، تو بايد باکره باقی می‌ماندی. ليليان کارتر

هيچ چيز غرور مرد رابه اندازه ي شادي همسرش بالا نمي برد، چون هميشه آنرا مربوط به خودش مي داند. جانسون

من تنها با مردي ازدواج مي كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، براي او عزيزتر باشم. آگاتا كريستي

مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد. كارول بيكر

چنين است طبيعت زن: دوستت ندارد تا دوستش داري و چو دوستش نداري دوستت دارد. ميگوئل بوفلر

زنان اميال خود را بهتر از مردان پنهان ميكنند. اما مردان بهتر از زنان اميال خود را كنترل ميكنند. ريچارد استل

زن مخلوقي است كه عميقتر ميبيند و مرد مخلوقي است كه دورتر را ميبيند. عالم براي مرد يك قلب است و قلب براي زن عالمي است. گرابه

زنها مثل ماهي هستند. بدست آوردن آنها آسان و نگهداشتن آنها مشكل است. ولتر

زنان به خوبي مردان ميتوانند اسرار را حفظ كنند ولي به يكديگر ميگويند تا در حفظ آن شريك باشند. فئودور داستايوفسكي

در زندگي نكته ي بامزه اي هست، اگر چيزهاي متوسط را نپذيريد، اغلب اوقات بهترين ها نصيبتان خواهد شد. سامرست موآم

خود را بر ماسه ها بنويسيد و موفقيت هايتان را بر سنگ مرمر. پرمودا باترا

عاقل آنچه را كه مي داند، نمي گويد؛ ولي آنچه را كه مي گويد ، مي داند. ارسطو

آرامش خاطر درآن است كه موسيقيدان، آهنگ بسازد؛ نقاش، پرده بكشد وشاعر شعر بسرايد. آبراهام مزلو

انسان مجموعه اي ازآنچه دارد نيست، بلكه مجموعه اي است ازآنچه هنوز ندارد، اما ميتواند داشته باشد. ژان پل سارتر

محبت هزينه ای ندارد، مهربان باشيم. شامفور

آنقدر به تاريکی لعنت نفرستيد، شمعی روشن کنيد. کنفوسيوس

اشکال دنيا اينست که جاهلان مطمئن هستندو دانايان مردّد. برتراندراس

 

اینها باشه تا شاید بعدا باز هم فرستادم.

 

اما چیزی که هوراس میگه رو هیچوقت از یاد نبرید: مانند سايه ناپايداريم و مانند خاک بی مقدار از کجا بدانيم که تا فردا زنده خواهيم ماند.

نوشته شده در : شنبه 1385/02/09 - ساعت : 10:44 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: یادداشتها |

در حالي كه با نزديك شدن كنكور، رويكرد خانواده‌ها به مؤسسات آموزشي و تعليمي براي كنكور به شدت افزايش يافته، مماشات با برخي عوامل در شبكه آموزشگاه‌هاي كنكور، منجر به جري شدن آنان و گسترش سوءاستفاده از جوانان دانش‌آموخته شده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، عمده مؤسسات آموزشي كنكور كه در سال گذشته با اقدامات بازپرس طباطبايي و ضابطين دستگاه قضائي به علت تخلفات مالي و اخلاقي و نيز فروش سؤالات كنكور، پلمپ شده بودند، با روي كار آمدن مقامات جديد پرونده، مجددا آغاز به كار كرده و اقدام به كلاهبرداي و به دست آوردن اموال نامشروع و فسادهاي اخلاقي مي‌كنند، که از جمله اين آموزشگاه‌ها مي‌توان به موسسه «هـ» با مديريت آقاي «ش» که پس از فک پلمپ تغيير مکان داده و تخلفات خود را از سرگرفته، اشاره نمود.

گفتني است، مسئولان برخي از اين مؤسسات مسئله‌دار، همچون آقايان «و»، «ص»، «ا» و... كه هر كدام داراي آموزشگاه‌هاي زنجيره‌اي متعددي هستند، به علت تخلفات عديده اخلاقي فرهنگي مؤسسات خود، مدتي را در بازداشت بوده‌اند.

اين در حالي است كه تنها يكي از افراد، به هتك حريم ده‌ها تن از دختران مراجعه‌كننده، توسط خود و دبيران آموزشگاه، اعتراف و به كلاهبرداري از آنان اقرار كرده بودند.

اين گزارش مي‌افزايد: عوامل مذكور به دليل اين اتهامات و نيز فروش سؤالات كنكور و كلاهبرداري از اولياي دانش‌آموزان و تخلفاتي در لواي آموزشگاه‌هاي كنكور، مدتي را در بازداشت و محكوم نيز شده بودند، اما با آغاز به كار دوباره آنها به خاطر فك پلمپ مؤسساتشان، تحركات تازه‌اي را آغاز كرده‌اند.

گفتني است، اكنون شمار زيادي از مؤسسات آموزشي كنكور كه داراي تخلفات اين‌چنيني بوده‌اند، در سطح شهر تهران داراي فعاليت‌هاي آموزشي هستند كه لزوم هوشياري خانواده‌ها و اولياي دانش‌آموزان و مراجعه به مؤسسات مطمئن براي حفظ سلامت آموزشي فرزندانشان را ضروري مي‌نمايد.

 

لینک : نتايج تكان‌دهنده مماشات با اختاپوس آموزشگاه‌های كنكور

AlirezA24h

 

اعلام آمادگي دادستان كل كشور براي برخورد با اختاپوس آموزشگاه‌هاي كنكور

 

در پي انتشار گزارش «بازتاب» درباره نتايج تكان‌دهنده مماشات با اختاپوش آموزشگاه‌هاي كنكور، دادستاني كل كشور، از دستور دري نجف‌آبادي براي پيگيري جدي اين معضل و برخورد با متخلفان خبر داد.

دادستاني كل كشور در پيام الكترونيكي كه به «بازتاب» ارسال كرده، آورده است: پيرو گزارش‌ها و شکايات واصله از گستردگي و پراکندگي برخي مؤسسات آموزشي کنکور که علي رغم پيگيري‌هاي قضائي‌، مجدداً به صورت غير قانوني اقدام به فروش سؤالات امتحاني و نيز تخلفات مالي و اخلاقي نموده و مشکلات فراواني را براي جوانان و خانواده‌ها ايجاد کرده‌اند، دادستان کل کشور، دستور پيگيري اين قضيه و نظارت بر جريان اداره اين نوع مؤسسات را به شرح ذيل خطاب به مشاور حقوقي خود صادر نمود:

بسمه تعالي
برادر محترم جناب آقاي ذبحي
موضوع با جديت پيگيري شود.
نظارت بر حسن جريان امور مؤسسات يادشده و گزارش مراجع نظارتي و پاسخگويي ضروري است.
شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيز در اين رابطه، مسئوليت دارد و نيز شوراي عالي آموزش و پرورش.
در هر صورت پيگيري شود، ولو با تشکيل جلسات و نتيجه اعلان شود.
دري نجف‌آبادي
9/2/1385

در اين حال، يك كارشناس قضائي، با استقبال از دستور پيگيري دادستان كل كشور، گام نخست برخورد با مافياي آموزشگاه‌هاي كنكور را برخورد با عوامل اين جريان در دستگاه قضائي دانست.
وي افزود: علت اصلي ادامه يافتن تحركات اين عوامل كه زيان‌هاي جدي به خانواده‌ها و دانش‌آموزان در مقطع حساس كنكور وارد مي‌كند، اعمال خلاف قانون عده‌اي انگشت‌شمار در دستگاه قضائي است كه با دستور صريح دادستان كل كشور، اميد مي‌رود، برخورد قانوني با اين افراد انجام شود.

اين كارشناس، ضمن درخواست دستگيري كساني كه در رسانه‌ها از آنان باند سلطان فروش سؤالات كنكور ياد مي‌شود، اظهار داشت: پلمپ مؤسساتي كه بنا به اعتراضات مديران و دبيران آن مؤسسات، بسياري از اعمال مجرمانه و فسادهاي اخلاقي و تخلفات مالي در آنها رخ داده، از گام‌هاي بعدي است كه دادستاني كل كشور و عوامل آن در مقطع كنوني، مي‌توانند در آن بکوشند.

وي در پايان گفت: اميدواريم با اين دستور قاطع جناب آقاي دري، ديگر شاهد ادامه فعاليت كساني كه نسبت به هتك حرمت ده‌ها تن از دختران جوان اعتراف كرده‌اند، نباشيم.

 

لینک : اعلام آمادگي دادستان كل كشور براي برخورد با اختاپوس آموزشگاه‌هاي كنكور

Professional News Site
نوشته شده در : جمعه 1385/02/08 - ساعت : 17:24 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: مسائل روز |

تنها حمله واقعي آمريكا به خاك ايران

 

در شرايطي كه روزنامه‌هاي غربي هر روز گزارش‌هايي تخيلي در سبك‌هاي گوناگون از حمله نظامي احتمالي آمريكا به ايران منتشر مي‌كنند، «بازتاب» در گزارش مشروحي به بازخواني تنها حمله نظامي واقعي پنتاگون به خاك جمهوري اسلامي ايران مي‌پردازد.

اين حمله واقعي و موضعي تنها حدود يك سال پس از پيروزي انقلاب اسلامي و پيش از استقرار كامل قواي امنيتي و نيز در دوره‌اي تشكيل شد كه دولت مهندس بازرگان استعفا كرده و دولت بني‌صدر و شهيد رجايي هنوز زمام امور را به دست نگرفته بود و دولت شوراي انقلاب موقت مديريت كشور را در اختيار داشت.

اين گزارش كه برگرفته كه از تحقيقات مشروح گروهي در فصلنامه حضور (وابسته به مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره)) است، به برنامه‌ريزي‌هاي دقيق و پيچيده دولت ايالات متحده آمريكا اشاره شده و جزييات جالبي را با استفاده از منابع خود آنها به دست داده است.

پيشينه حمله

در نيمه دوم قرن بيستم، امپرياليسم آمريکا، ابرقدرتي بود که هيمنه اقتدارش را بر ذهن و دل ملت‌ها چيره ساخته بود و کسي را ياراي مقابله با آن نبود. آمريکا در نيمه دوم قرن بيستم، ژاپن، کره، ويتنام و... را به خاک و خون کشيده و با لشکرکشي به بسياري از کشورها، زهر چشم گرفته بود.

در آوريل 1980 ميلادي، مصمم شد، طرح‌هاي نظامي عليه ايران انقلابي را به اجرا درآورد. با وجود آن‌که ايرانيان با رهبري و هدايت‌هاي امام خميني(ره)، قاطعانه و بي هيچ قيد و شرطي، خواستار استرداد شاه، عذرخواهي آمريکا و بازگرداندن اموال بلوکه شده و اموالي که شاه از ايران خارج کرده بود، بودند اما آمريکايي‌ها براي رعايت اصول غافلگيري در عمليات نظامي همچنان تظاهر به تمايل براي حل مسالمت‌آميز مسئله مي‌کردند. «برژينسکي» و «هميلتون جردن» در يادداشت‌هاي خويش متذکر مي‌شوند که در روزهاي پيش از آغاز عمليات نجات، بار ديگر، باب مذاکره تازه‌اي را با ايراني‌ها گشودند تا آنها را اغفال کنند و ايراني‌ها احتمال ندهند که آمريکا قصد اجراي عمليات نظامي را دارد و هم‌زمان به آمريکايي‌هاي مقيم ايران از راه هاي مختلف توصيه مي‌کردند که ايران را ترک کنند.

طراحي حمله

«برژينسکي» مي‌نويسد: «طرح عمليات که پس از هفته‌ها بررسي و تحليل تهيه شده بود، جمعا دو روز (از 24 تا 26 آوريل 1980 برابر با 4 تا 6 ارديبهشت 1359) طول مي‌کشد. در شب اول، هشت هليکوپتر و سه هواپيماي «C-130» در عمق خاک ايران در وسط بيابان فرود مي‌آمدند. بالگردها پس از سوخت‌گيري شبانه به نقطه‌اي در نزديکي تهران پرواز مي‌کردند و تمام روز را در انتظار فرا رسيدن شب در اين نقطه توقف مي‌کردند. حمله به سوي سفارت که محل نگاهداري گروگان‌ها بود، در شب دوم با وسايط نقليه‌اي که پيشتر تدارک شده بود، انجام مي‌گرفت و يک گروه جداگانه هم براي نجات «بروس لينکن» کاردار سفارت و دو تن از همکارانش به محل وزارت خارجه ايران مي‌رفتند. برنامه دقيقي براي ورود به ساختمان سفارت و آزاد ساختن گروگان‌ها پيش‌بيني شده بود و گروگان‌ها پس از رهايي و شايد به همراه چند اسير از اشغال‌کنندگان سفارت به استاديومي که در نزديکي سفارت قرار داشت، منتقل مي‌شدند و با بالگرد ها به يک فرودگاه مجاور پرواز مي‌کردند. قرار بود، اين فرودگاه، شبانه به وسيله يک گروه کماندويي اشغال شود و گروگان‌ها و کماندوها با هواپيماي مستقر در فرودگاه به پرواز درآيند. تمام مراحل عمليات در تاريکي شب پيش‌بيني شده بود و با تمرين‌هاي مکرر براي اين عمليات به وسيله گروه ورزيده‌اي که داوطلب انجام اين مأموريت شده بودند، همه ما به نتيجه آن اميدوار بوديم».

قرار شد، عمليات توسط گروه رزمي مشترکي انجام شود که متشکل بود از گروه دلتا و بخش‌هايي از نيروي هوايي، دريايي و رنجرها.

نيروي دلتا که نيروي عمل‌کننده اصلي در زمين و يورش به سفارت بود و در عمليات به کار گرفته شد، از پيچيده‌ترين و سخت‌ترين آموزش‌ها و مهارت‌هاي نظري و عملي برخوردار بود، چنان که مي‌توان اعضاي آن را افراد استثنايي دانست که به ندرت، ديگران قادرند به چنين ظرفيت‌هايي برسند. نيروي دلتا آموزش ديده است که در پشت خطوط دشمن در جبهه جنگ يا در شهر، دست به عمليات ترور، از بين بردن نخبگان، تخريب، انفجار، شناسايي و نجات و ضدتروريسم بزند و تا آن زمان، نيروي دلتا همچون يک گروه سري براي مردم و حتي نيروهاي آمريکايي هم ناشناخته بود.

طرح عمليات

 نام رمز مأموريت براي آزاد کردن گروگان‌ها «پنجه عقاب» و طرح آن از اين قرار بود: سه هواپيماي «MC-130» حامل نيروها و سه هواپيماي «EC-130» حامل سوخت (جمعا شش هواپيما) جزيره مصيره، واقع در سواحل شيخ‌نشين عمان را ترک مي‌کنند و به سوي ايران به پرواز درمي‌‌آيند و در محلي در کوير طبس که «کوير يک» نامگذاري شده، فرود مي‌آيند و در آنجا منتظر ورود هشت بالگرد «R-H-53D» مي‌شوند.

بالگردها قرار بود، از عرشه ناو هواپيمابر «نيميتز» که در خليج عمان مستقر شده بود، به پرواز درآمده و در مسيري متفاوت حرکت کرده و تقريبا سي دقيقه پس از فرود آخرين هواپيما، وارد کوير شوند. بالگردها به محض ورود، سوختگيري کرده و نيروي يورش 118 نفري را سوار مي‌کنند. محاسبات چنان انجام شده بود که شش بالگرد، کمترين رقمي بود که براي بلند کردن وزن تيم يورش و تجهيزات آنها و گروگان‌ها لازم بود و دو بالگرد هم براي پشتيباني و يا زاپاس در صورت بروز اشکال فني يا آسيب ديدن يکي از شش بالگرد در اثر تيراندازي و غيره در نظر گرفته شده بود. هواپيماها به مصيره بازمي‌گردند و بالگردها، نيروي دلتا را سوار کرده و رهسپار تهران مي‌شوند، به نحوي که يک ساعت پيش از طلوع آفتاب به محل اختفاي خود در نزديکي تهران رسيده و با طلوع آفتاب، ساعات روز را در تپه‌هاي اطراف گرمسار پنهان مي‌شوند که همه اين محل‌ها از قبل به وسيله افرادي که داخل ايران شده بودند، شناسايي شده بود و در اين محل، تيم يورش با دو مأمور وزارت دفاع آمريکا که چندين روز پيش از عمليات وارد تهران شده بودند، ملاقات مي‌کنند.

پس از غروب آفتاب، دو مأمور وزارت دفاع با يک وانت داتسون و يک فولکس واگن مي‌آيند و يکي از اين وسايل نقليه، شش راننده و شش مترجمي را که با دلتا آمده‌ بودند، به انباري در حومه تهران مي‌برند که در آن شش کاميون مرسدس پارک شده و قرار است در هنگام عمليات، ديوار شرقي سفارت با بمب منفجر شود، به گونه‌اي که کاميون‌هاي هجده چرخ به راحتي عبور کرده و وارد محوطه سفارت شوند.

وسيله نقليه ديگر سرهنگ «چارلي بکويث»، فرمانده عمليات را براي شناسايي از محل اختفا تا سفارت مي‌برند و بکويث پس از وارسي مسير و محوطه اطراف سفارت به محل اختفا بازمي گردد. قرار است با فرارسيدن زمان يورش، شش کاميون افراد دلتا را که به عناصر قرمز، سفيد و آبي تقسيم شده و هر کدام وظايف خاصي در يورش دارند، سوار کرده و از گرمسار در طول جاده دماوند در ساعت 8:30 شب حرکت کنند و با جلوداري سرهنگ بکويث که پيشتر مسير را شناسايي کرده، به تهران بروند. اگر به دليلي کاميون‌ها متقوف شوند و مورد تفتيش قرار گيرند، مأموران بازرسي، دستگير و همراه دلتا برده مي‌شوند.

در مورد روش عبور کاميون‌ها در شهر تهران به شکل کاروان و يا به شکل سبقت‌گيري به نوبت از يکديگر توصيه‌هاي لازم انجام شده است.

يک تيم يورش سيزده نفري که وظيفه آنان، نجات سه گروگاني است که در ساختمان وزارت خارجه نگهداري مي‌شوند با يک اتومبيل فولکس واگن استيشن در مسيري متفاوت به سوي هدف خود حرکت مي‌کند.

بين ساعت يازده و نيم شب يک گروه برگزيده از افراد در يک وانت داتسون با اسلحه کمري با صداخفه‌کن پس از تصرف دو پست نگهباني، نگهباناني را که در طول خيابان روزولت کشيک مي‌دهند، دستگير مي‌کنند و افراد تيم يورش با استفاده از نردبان‌، از ديوار سفارت بالا مي‌روند. آن گاه سرگرد اسنافي (اسم مستعار) که به عنوان افسر هوايي دلتا عمل مي‌کند، به بالگردها که در اطراف گرمسار در حال آماده‌باش هستند، اطلاع مي‌دهد و آنها شروع به چرخيدن در شمال شهر مي‌کنند. با علامت او، بالگردها به نزديکي سفارت مي‌آيند و اگر همان طوري که انتظار مي‌رود تيرک‌هاي کار گذاشته شده در محوطه باز سفارت را (که پيشتر در عکس‌ها شناسايي شده بودند و احتمالا ايراني‌ها آنها را براي جلوگيري از امکان فرود بالگردها کار گذاشته بودند) بتوانيم برداريم، اولين بالگرد، مستقيما به داخل سفارت فرا خوانده مي‌شود و سپس، تمام گروگان‌هاي آزاد شده سوار اولين بالگرد مي‌شوند و دکترهاي دلتا آنها را معاينه مي‌کنند. در صورتي که امکان جابجا شدن تيرک‌ها وجود نداشت، طرح ديگر اجرا مي‌شود و گروگان‌ها به استاديوم امجديه برده مي‌شوند. پس از آنکه تمامي گروگان‌هاي آزادشده به وسيله بالگرد از محوطه دور شدند، عنصر قرمز و به دنبال آن عنصر آبي از شکافي که در ديوار ايجاد شده است، عقب‌نشيني مي‌کنند و با عبور از عرض خيابان روزولت (شهيد دکتر مفتح) به استاديوم مي‌روند و در آنجا به همراه عنصر سفيد سوار باقي مانده بالگرد مي‌شوند.

چنانکه گروگان‌هاي نگهداري شده در وزارت خارجه در خاطرات خود در کتاب «444 روز» گفته‌اند، در محل اقامت آنان، دايما ديپلمات‌هاي خارجي که براي ديدارهاي ديپلماتيک به وزارت خارجه مي‌رفتند، با آنها هم ديداري مي‌کردند و آمريکايي‌ها نيز از اين طريق، اطلاعات دقيق و جزيي در مورد نگهداري آنها در ساختمان وزارت خارجه ايران داشته‌اند.

قرار بود در حالي که عمليات در تهران ادامه دارد، در جنوب تهران در منظريه (نزديک شهر قم و بخشي از ميدان تمرين بمباران‌هاي هواپيماهاي جنگي که پيش از انقلاب مورد استفاده قرار مي‌گرفت و اوايل انقلاب متروکه شده و خالي از نيرو بود) يک واحد رنجر با هواپيما وارد شود و پس از تصرف فرودگاه آنجا، امنيت آن را تأمين کند و پس از رسيدن تمام گروگان‌ها، مترجمان، خلبانان، خدمه، مأموران وزارت دفاع و نيروي دلتا، همگي با هواپيماي «استارليفترسي ـ 141» ايران را ترک کرده و به پايگاه مصيره در عمان مي‌روند. قرار بود رنجرها پس از نابود کردن منظريه ايران را ترک کنند.

آمريکايي‌ها ادعا مي‌کنند که در اين عمليات، جمعا 132 نفر بودند که شامل دو ژنرال ايراني که پس از انقلاب به آمريکا رفته بودند و دوازده راننده و يک تيم دوازده نفري مترجم که نظارت بر جاده‌ها و امنيت کوير يک را به عهده داشتند و تيم مخصوص ضربت سيزده نفره و 93 تن از عمل‌کننده‌ها و ستاد دلتا که تيم ناظر با يکي از «C-130»ها به مصر بازمي‌گشت و 120 نفر سفر را تا مخفيگاه ادامه مي‌دادند که همگي داوطلبانه اين کار را قبول کرده بودند. «ترتيباتي هم براي پرواز دو بالگرد توپدار «AC-130EH» بر فراز شهر تهران اتخاذ شده بود.

به اين ترتيب، قرار شد يکي از آنها با پرواز بر فراز سفارت از نزديک شدن هر زره‌پوش به خيابان روزولت (شهيد دکترمفتح) جلوگيري کند و ديگري نيز بر فراز فرودگاه بين‌المللي مهرآباد که از قرار معلوم دو فانتوم «F-14» در باند آن در حال آماده‌باش بودند، دور بزند. هرگز قصد بمباران تهران در کار نبود و پرواز بالگردهاي توپدار بر فراز تهران فقط براي خنثي کردن هرگونه تهديدي بود که دلتا قدرت مقابله با آن را نداشت. بعضي از ما در ويتنام با اين بالگردها کار کرده بوديم و مي‌دانستيم که خمپاره‌انداز 105 ميليمتري و تفنگ کاتلينگ 20 ميليمتري آن مي‌تواند، در تهران به ما کمک کند. روحيه افراد بهتر شود. ديگر در اين حرفي نبود که دلتا قادر خواهد بود گروگان‌ها را خارج کند به خصوص آن زنگ خطر ذهني نيز از زنگ زدن باز ايستاد».

کشتن نيز جزو ضروري طرح عمليات نجات بود. در جلسه‌اي که در کاخ سفيد تشکيل شد تا آخرين نتايج طرح عمليات مورد بحث قرار گيرد و به سوالات و ابهامات رئيس‌جمهوري و ديگران پاسخ داده شود.
«هر ايراني مسلح در داخل ساختمان‌ها بايد کشته مي‌شد. ما نمي‌رفتيم که نبض آنها را بگيريم و ضربان قلبشان را بشماريم. ما آن قدر گلوله خرج آنها مي‌کرديم تا مسئله‌اي برايمان به وجود نياورند. وقتي که عمليات شروع شود، تعداد زيادي از ايراني‌ها براي آوردن کمک پا به فرار مي‌گذارند، دلتا وظيفه دارد که آنها را مثل آبکش سوراخ سوراخ کند؛ اين طرح بود».

در مورد فرود آمدن يک باند متروک در نزديکي يک شهر کوچک ايران، چارلي بکويث مي‌گويد: به نظر من، جاي چندان مناسبي نبود. اين بدان معني بود که عده‌اي از مردم احتمالا کشته مي‌شدند، کشتن مسئله‌اي نبود اين کار يکي از وظايف دلتا بود، اما کشتن غيرضروري مردم، احمقانه به نظر مي‌رسيد. البته احمقانه تلقي کردن آن هم از سوي چارلي به اين دليل بود که خود او مي‌افزايد: «همچنين يک درگيري مسلحانه خطر کشف شدن مأموريت را افزايش مي‌داد».

حال بايد دانست که آنها براي اجراي عمليات و درک اين‌که در وهله نخست به چه ساختمان‌هايي در سفارت بايد يورش ببرند و بنابراين چه تعداد نيرو و تجهيزات لازم دارند، علاوه بر استفاده از عکس‌هاي هوايي، عکسبرداري از محل سفارت به وسيله خبرنگاران مرتبط، استفاده از تصاوير تلويزيوني و اطلاعات افراد و جاسوسان و... از روانپزشکاني که به وسيله افسران اطلاعاتي گرد آورده شده بودند نيز استفاده کردند. آنان با استفاده از اين اصل بديهي که بايد به 53 گروگان منزل و غذا داده مي‌شد، آغاز کردند و دريافتند که: «دانشجويان مبارز تا آنجا که امکان دارد، نمي‌خواهند به گروگان‌ها آسيب برسانند؛ بنابراين، بايد ديد چه نوع تسهيلاتي در داخل سفارت وجود داشت که مي‌شد، از آنها براي مراقبت از گروگان‌ها استفاده کرد. با استفاده از منطق استقرايي، دو ساختمان از چهارده ساختمان موجود در سفارت، تقريبا بلافاصله از بحث خارج و حذف شدند، زيرا تسهيلات آشپزي در آنها وجود نداشت و سيستم‌هاي گرم‌کننده نيز در وضع خوبي نبودند». از اين ديدگاه در مورد تک تک ساختمان‌هاي اداري و موتوري و... در سفارت، بحث‌هاي مفصلي شد که ثابت شود کدام ساختمان، محل اقامت گروگان‌هاست و کدام نيست که در نهايت از چهارده ساختمان به شش و يا هشت ساختمان رسيدند و از آن پس بود که امکان تعيين ويژه و تعداد افراد مورد لزوم مشخص مي‌شد، البته در آخرين روزها تعداد ساختمان‌هاي مورد نظر به چهار تا رسيد.

در آن زمان در ايران کسي نمي‌دانست که تصاوير تلويزيوني که هر روز از تظاهرات مردم در مقابل سفارت آمريکا در تلويزيون پخش مي‌شد و روي ماهواره‌ها مي‌رفت، حاوي نکات اطلاعاتي بي‌شمار و مهمي براي طراحان عمليات است. کسي نمي‌دانست که آنان از روي نحوه نگهباني و در دست گرفتن سلاح و جابه‌جا کردن آن به ارزيابي کيفيت نيروها پرداخته و برآورد مي‌کنند که افراد مسلح داخل سفارت، چقدر آموزش ديده يا آماتور هستند. کسي نمي‌دانست که نحوه تردد مسافران در فرودگاه و کنترل و بررسي مدارک در فرودگاه و يا سفرهاي بين شهري و نوع کنترل‌هاي پليس بين شهري و نحوه رفت‌وآمدهاي عادي و روزمره مردم در شهر و ... با دقيق‌ترين اطلاعاتي که اصلا مهم به نظر نمي‌آيد، بايگاني شده و براي طراحي يک عمليات نظامي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

براي اجراي عمليات حتي افکار و تخيلات نگهبانان سفارت مطالعه شده بود، چون اين ترديد وجود داشت که هواپيماهاي «EC-130» که 300 گالن سوخت را در مخازن عظيم خود جاي مي‌دادند، بتوانند براي سوخت‌گيري بالگردها در کوير فرود آيند و احتمال آن مي‌رفت که پوسته خارجي زمين، نتواند وزن آنها را تحمل کند و در نتيجه، قادر به فرود يا پرواز مجدد نباشند، لذا يک هواپيما با همان وزن به کوير رفت و فرود آمد و محل را بررسي کرد، عکس گرفت و از خاک آنجا نمونه‌برداري کرد و در سي و يکم مارس با اطلاعات از لازم از کوير بازگشت. در اين پرواز آزمايشي، وقتي هواپيما فرود آمده بود، آنها چراغ‌هاي مخصوصي را که از قبل ساخته بودند در کوير کار گذاشتند. اين چراغ‌ها به گونه‌اي طراحي شده بود که از درون يک هواپيماي «C-130» مي‌شد، آنها را با کنترل از راه دور؛ يعني از فاصله دو يا سه مايلي روشن کرد. اين چراغ‌ها که منطقه فرود را مشخص مي‌کردند، حجم کوچکي داشتند.

افرادي که به تهران به منظور پيشقراول‌هاي جاسوسي فرستاده شدند، تحت آموزش‌هاي دقيق سرويس‌هاي اطلاعاتي قرار گرفتند که شامل ياد گرفتن رسوم، امور محرمانه، به خاطر سپردن خيابان‌ها و بلوارهاي تهران، مطالعه وضع و کيفيت حمل و نقل در تهران و ياد گرفتن مقدار لازمي از زبان فارسي و سيستم پولي ايران و ياد گرفتن زندگي مخفيانه و تبادل رمز و مکالمات رمزي و...

تمرين‌هاي مکرر

 اعضاي دلتا بارها و بارها عمليات را به طور آزمايشي تکرار و تمرين کردند. طراحي استاديوم فوتبال امجديه در نزديکي سفارت و تمرين عقب‌نشيني از سفارت براي سوار شدن به بالگردها در استاديوم، دست کم يکصد بار انجام شد، يکصد بار سفارت ساختگي در ميدان تير مورد حمله قرار گرفت و صدها و صدها بار افراد از ديوار 9 فوتي که ساخته شده بود، بالا رفته و پايين پريدند. طراحي ديوار سفارت و انفجار آن به نحوي که به آساني، کاميون‌ها از آن عبور کنند، بارها و بارها توسط يک متخصص انفجار انجام شد.

کساني که نقش پاسداران ايراني را بازي مي‌کردند، در حال گشت در اطراف ديوار ساختگي سفارت مورد حمله قرار گرفتند. افراد از ديوار بالا رفتند و به ساختمان‌هاي ساختگي حمله شد و آنجا خيلي زود پاکسازي شد و بالگردها فرود آمدند. رنجرها در يک منظريه ساختگي، باند فرودگاه را در اختيار داشتند و هواپيماهاي «C-141» با موفقيت همه را سوار کردند. تمرين براي هفتمين بار کاملا بدون اشکال انجام شد.

چارلي بکويث مي‌نويسد: در روزهاي آخر، روش باز کردن درها، محل کليدها و باز کردن قفل‌ها را مي‌دانستيم و تمرين‌هاي زيادي هم در اين مورد انجام شده بود و مي‌گويد، برنامه کار نگهبانان را در دست داشتيم و محل زندگي آنها را مي‌دانستيم.

همکاري کشورهاي خارجي
برژينسکي در کتاب خود مي‌نويسد: «در انجام اين عمليات ما از همکاري صميمانه يک کشور دوست و همکاري غيرمستقيم چند کشور ديگر منطقه که از چگونگي اين عمليات و هدف آن اطلاع نداشتند برخوردار شديم. بايد يادآوري کنم که چند کشور هم در تدارک اين عمليات در داخل ايران با ما همکاري کردند که ما از اين حيث مديون هستيم و بايد روزي آن را جبران کنيم».

به رغم همه پيش‌بيني‌ها، دقت‌ها، تمرين‌ها، محاسبات، کمک‌هاي خارجي و... عمليات نجات با وقوع يک رويداد بسيار ساده شکست خورد و نتايجي کاملا معکوس به بار آورد.

شکست عمليات نجات و فکر ادامه آن
هواپيماهاي «C-130» در کوير يک فرود آمدند. نيروهاي عملياتي، موتورسيکلت‌ها و جيپ چهار تني را از هواپيماها تخليه کردند. در اين حال، يک اتوبوس بنز حامل مسافر در جاده‌اي در آن نزديکي مي‌آمد، قبل از اين‌که گروه حفاظت از جاده به طور کامل مستقر شود، چارلي به لاستيک‌هاي اتوبوس شليک کرده و آن را متوقف مي‌کند و مسافران را پياده کرده و تحت مراقبت قرار دادند. در اين حال، يک تانکر بنزين هم نزديک شد که آن را هم با يک سلاح ضدتانک هدف قرار دادند و تانکر آتش گرفت. پس از آن کاميون کوچک تري از راه رسيد و به محض مشاهده وضع به سرعت دور زد و در تاريکي دور شد و در همين حال، راننده کاميون قبلي که خود را نجات داده بود نيز با آن گريخت.

چارلي بکويث مي‌نويسد: امکان اين‌که دو راننده کاميون ما را ديده باشند، دليل نمي‌شد که ما جل و پلاسمان را جمع کنيم و برگرديم و البته اين يک ريسکي بود که من آن را پذيرفتم.

بالگردها با يک ساعت و نيم تأخير رسيدند. اين تأخير براي عملياتي که همه لحظه‌ها در آن محاسبه شده بود، خيلي جانکاه بود. شش بالگرد، هر کدام از جهت متفاوتي آمدند، اما دو بالگرد هرگز نيامدند. بالگردها با طوفان شن مواجه شده بودند. پس از سوخت‌گيري يکي از آنها هم نقص فني پيدا کرد و تنها پنج بالگرد براي عمليات مانده بود.

«با خود گفتم يا عيسي مسيح، دستم به دامنت... ما فقط پنج بالگرد داريم که مي‌توانند، پرواز کنند... کاملا به ستوه آمده بودم. به جيم گفتم: وضع خراب است. آن خلبان‌هاي لعنتي مي دانند که ما نمي‌توانيم با پنج بالگرد پيش برويم. کايل و من نقشه را مرور کرديم. چطور اين بار لعنتي را سبک‌تر کنيم. اين بالگردها فقط قادرند مقدار معيني بار حمل کنند».

تصميم به لغو عمليات گرفته و با واشنگتن و مراکز فرماندهي هماهنگ مي‌شود. خلبانان «C-130» موتورهايشان را گرم مي‌کردند و گرد و غبار در اطراف پراکنده مي‌شد. ساعت تقريبا 2:40 دقيقه پس از نيمه شب بود. در ميان تندبادي (که وزيدن گرفت) يکي از بالگردها را ديدم که از زمين بلند و به سمت چپ کج شد و به آرامي به عقب خزيد سپس صداي مهيبي بلند شد، صداي انفجار بمب نبود، صداي شکستن نبود، صداي چيزي بود که با يک ضربه متلاشي شود؛ يک انفجار بنزين. گلوله آتشين آبي رنگ مثل بالون به هوا رفت. ظاهرا بالگرد سرگرد شافر به «EC-130» هواپيمايي که تازه عنصر آبي را سوار کرده بود، برخورد کرد. حرارت خيلي زياد بود. يکي ديگر از بالگردها که در فاصله نزديکي به محل انفجار بود، هر لحظه امکان داشت، آتش بگيرد... هوا مثل روز روشن شده بود... موشک‌هاي روي منفجر مي‌شدند.

افراد عنصر آبي طبق تعليماتي که ديده بودند، سريعا در همان لحظه اول از هواپيما خارج شده و بعضي مجروح شده و مسافران ايراني هم در نزديکي جاده محتاطانه ايستاده و نظاره‌گر بودند.
«در تمام راه بازگشت به مصيره، احساس پوچي و پژمردگي مي‌کردم. يأس بر وجودم سايه افکنده بود، گريه‌ام گرفت. اين موقعي بود که نشستم و با تمام وجود، گفتم يا عيسي مسيح، تو مي‌داني که چه گندي بالا آمده است. ما واقعا باعث شرمساري کشور خودمان شديم، خودم را بسيار حقير احساس مي‌کردم. نمي‌خواستم صحبت کنم يا هيچ کاري انجام دهم. فقط احساس مي‌کردم که ديگر آبرويي برايم نمانده بود».
در اين عمليات هشت تن از آمريکايي‌ها در کوير يک کشته شدند.

هاميلتون جردن در مورد شکست عمليات نجات مي‌نويسد: از صبح امروز (پنجشنبه 24 آوريل 1980 / 4 ارديبهشت 1359) نمي‌توانم هيجان خود را پنهان کنم. نزديک ظهر (که به وقت ايران نيمه شب بود) رئيس‌جمهوري من را احضار کرد و وقتي که وارد دفترش شدم، او را خيلي افسرده و ناراحت ديدم. پيش از اين‌که من سخن بگويم، خود او شروع به صحبت کرد و گفت، الان خبر بدي به من داده‌اند. دو بالگرد ما در شروع عمليات سقوط کرده است. از شنيدن خبرها گيج و مبهوت شدم... کارتر پشت ميز خود نشست و چند ثانيه سکوت برقرار شد، هر کسي در درون خود به عاقبت کار مي‌انديشيد و ياراي سخن گفتن نداشت. اين سکوت مرگبار را صداي زنگ تلفن شکست. کارتر گوشي را برداشت و گفت: ديويد (جونز) چه خبر؟

ما حرف‌هاي جونز را نمي‌شنيديم ولي حالت چهره کارتر و پريدگي رنگ او نشان مي‌داد که خبرهاي بدي مي‌شنود. کارتر لحظه‌اي چشمانش را بست و در حالي که به زحمت آب دهانش را قورت مي‌داد، پرسيد: آيا کسي هم مرده است؟ همه به دهان و چشمان او زل زده بوديم. گوشي تلفن را گذاشت، هيچ کس سوالي نکرد تا اين‌که خود کارتر پس از چند ثانيه سکوت گفت: مصيبت تازه‌اي پيش آمده، يکي از بالگردها به يک هواپيماي «C-130» خورده و آتش گرفته و احتمالا چند نفري هم کشته شده‌اند... .


تصور اين‌که گروهي از داوطلبان نجات گروگان‌ها خود جان باخته‌اند و در يک بيابان دور در آن سوي دنيا به خاک هلاکت افتاده‌اند، چون کابوسي بر فکر و روح من سنگيني مي‌کرد. از اتاق کابينه بيرون آمدم تا کمي در هواي آزاد کاخ قدم بزنم و افکارم را منظم کنم، ولي هواي خفه و مرطوب بيرون بيشتر ناراحتم کرد. با حال تهوع به داخل کاخ برگشتم... وقتي به اتاق کابينه برگشتم، هنوز حال عادي نداشتم. رئيس‌جمهوري از براون پرسيد: خبر کشته شدن مأموران عمليات را چگونه به اطلاع خانواده‌هاي آنان خواهيد رسانيد؟

جردن مي‌نويسد: در جلسه جمعه 25 آوريل 1980 (5 ارديبهشت 1359) همه ناراحت و مات مزده بودند و هيچ کس حرفي براي گفتن نداشت. او در جاي ديگر مي‌نويسد: حال مي‌بايست بين صبر و جنگ يکي را انتخاب کنيم.

حتي پس از عمليات نجات هم هنوز فکر ادامه عمليات وجود داشت. برژنسکي مي‌نويسد: به دستور رئيس‌جمهوري، صبح روز 26 آوريل من جلسه‌اي در دفتر خود تشکيل دادم تا امکانات دست زدن به عمليات ديگري را بررسي کنيم. با اين‌که هنوز اطلاع دقيقي از علل شکست مأموريت نجات به جز خارج شدن سه بالگرد از دور عمليات را نداشتيم، اين بار بيشتر انجام عمليات ساده و مستقيمي را مورد بررسي قرار داديم که مبتني بر اعزام نيروي بيشتري به تهران و تصرف يکي از فرودگاه‌ها و عمليات سريع نجات در پايتخت بود، ولي با پراکندن گروگان‌ها در نقاط مختلف ايران اين برنامه هم ديگر عملي نبود.

دانشجويان پيرو خط امام بلافاصله در پي شکست عمليات نجات، گروگان‌ها را در گروه‌هاي چند نفري در شهرهاي ايران در مراکزي به صورت محرمانه پراکنده و نگهداري کردند.
پس از شکست عمليات نجات مرحله دوم عمليات نظامي که حمله تخريبي و انتقام‌جويانه عليه ايران بود نيز خود به خود منتفي شد، زيرا منجر به کشته شدن گروگان‌ها و اثبات بي‌کفايتي حکومت آمريکا و واکنش‌هاي داخلي در آن کشور مي‌شد.

اهميت شکست

شکست نقشه‌اي چنان دقيق، فني و محاسبه‌شده که شرح آن گذشت به معناي شکست تمام سازمان‌هاي ذيربط و فنون آنها بود. براي درک اهميت و عظمت اين شکست، کافي است، تصور کنيد که اگر عمليات نجات پيروز مي‌شد چه اتفاقي مي‌افتاد؟ و براي ايران و انقلاب اسلامي و براي آمريکا چه ره‌آوردهايي داشت و چه تأثيراتي در معادلات جهاني بر جاي مي‌نهاد؟

 

لینک : تنها حمله واقعی آمریکا به خاک ایران

AlirezA24h
نوشته شده در : جمعه 1385/02/08 - ساعت : 17:22 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: مطالب |

با گذشت كمتر از يك هفته از فعاليت گشت‌هاي ارشاد پليس در خيابان‌هاي تهران، ديدگاه‌هاي متفاوتي درباره اين اقدام در جامعه مطرح شده است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، موضوع برخورد با بدحجابي، نقل مجلس صحبت زناني شده كه هر روز با اتوبوس به محل كار يا تحصيل خود مي‌روند. در حالي كه عده‌اي از زنان و دختران كه احتمال مي‌دهند، با تذكر يا برخورد همين گشت‌ها روبه‌رو شوند، از چنين طرح‌هايي گلايه مي‌كنند، گروهي ديگر كه بخشي از آنان در بين همين قشر هستند، حتي خواستار برخوردهاي قاطع‌تر از آنچه اكنون انجام مي‌شود، هستند. عده‌اي نيز با اشاره به سوابق اقدامات انجام شده، فعاليت جديد را نيز امري مقطعي و فصلي مي‌خوانند كه بايد براي چند روزي با آن كنار آمد.

شب گذشته، يك سروان مرد كه كنار الگانس خود در ميدان ونك ايستاده بود، از اقبال 70 درصدي مردم به طرح جديد سخن به ميان آورده و اين طرح را كه به گفته وي عاري از هر نوع برخورد فيزيكي و مواجهه خشن و خشك با مردم است، بسيار مثبت و تأثيرگذارتر از اقدامات گذشته دانست.

سروان «ص»، با توجه به واكنش‌هاي اين چند روز مردم اين طرح را در صورت تدوام و استمرار، براي ساماندهي شل‌حجابي جوابگو دانست و براي تأثيرگذاري بهتر در اين كار، همكاري نهادهاي فرهنگي و رسانه‌ها را نيز خواستار شد.

همراه با اين جناب سروان مرد، دو خانم پليس ديگر هم فعالانه مشغول گفت‌وگو و تذكر به برخي خانم‌هايي هستند كه از محوطه ميدان ونك عبور مي‌كنند. يكي از اين زنان پليس ارشاد، با انتقاد از پيش‌داوري‌هايي كه در اين زمينه صورت گرفته است، مي‌گويد: برخي از پسران و دختراني كه با برخورد دوستانه و بدون آمريت و خشونت ما روبه‌رو مي‌شوند، به ما مي‌گويند: به ما طوري القا شده بود كه گمان مي‌كرديم، دستان كساني كه آستين كوتاه بپوشند، رنگ مي‌زنيد و يا مثل سابق دستگير كرده و مجازات مي‌كنيد.

اين مأمور با بيان اين‌كه برنامه‌هاي ما در اين گشت‌ها، فقط برخورد با مانتوهاي تنگ، روسري‌هاي آشفته و شلوارهاي كوتاه است، اظهار اميدواري كرد كه بدحجابي مانند نداشتن كمربند ايمني، بي‌قانوني دانسته شود تا مردم متوجه شوند.
اما واكنش زنان و دختراني كه تذكر داده مي‌شود، چگونه است؟

يكي از دختراني كه به خاطر وضعيت پوشش خود، مورد تذكر قرار گرفته بود، با ابراز تشكر از برخورد خوب و آرام مأموران گفت: من به خاطر اين نصيحت دلسوزانه،‌ از اين به بعد از چنين لباس‌هايي استفاده نمي‌كنم. در مقابل شماري از دختران كه واكنش‌هايي مانند بالا دارند، عده ديگري از زنان و دختران هم مي‌گويند: مگر پوشش ما چه اشكالي دارد؟ آيا ما در كارهاي شخصي خودمان هم آزاد نيستيم؟

يك سرهنگ مسن‌تر پليس كه او نيز در حاشيه ميدان ونك مستقر شده، نظراتي مخالف نظريات ديگر مأموران دارد و مي‌گويد: در برخورهايي كه ما داشتيم، 70درصد ناراضي و مخالفند و 30 درصد، واكنش مثبتي نشان مي‌دهند كه آنان هم تنها به صورت مقطعي حجاب خود را اصلاح مي‌كنند.

وي مي‌افزايد: اين طرح حتي اگر هم ادامه پيدا كند، نوعي نقض غرض به شمار مي‌آيد، چون زنان و دختران پس از چند روزي كه با برخورد خوب و غيرفيزيكي ما روبه‌رو شدند، خيالشان راحت شده و با اطمينان از عدم برخورد و يا جريمه‌هاي قانوني، با پوششي زننده‌تر به بيرون از خانه مي‌آيند.

اين مأمور چنين كارهايي را وظيفه نهادهاي فرهنگي دانسته و كار نيروي انتظامي را ايجاد حاشيه‌اي امن براي چنين فعاليت‌هاي فرهنگي و اجتماعي مي‌داند و به خاطر مقطعي بودن، چنين برخوردهايي را، موجب به بار آمدن نتيجه عكس ارزيابي مي‌كند.

 

لینک : نگاه نزدیک به آغاز فعاليت گشت ارشاد در خيابان‌های تهران

AlirezA24h
نوشته شده در : جمعه 1385/02/08 - ساعت : 17:16 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: مسائل روز |

دزدي هويت، وحشت پنهان نهفته در اينترنت


خانم «كلراي ميلر» از سپتامبر گذشته با مشكلات زيادي روبه‌رو بوده است؛ تماس‌هاي تلفني و ايميل‌هاي پياپي با مضاميني غيراخلاقي و حتي مرداني كه شب‌ها ديروقت به درب منزل او مي‌آمدند و همه مدعي بودند با استفاده از تبليغ‌هاي اينترنتي به تلفن و نام و آدرس او دست يافته و به اين منظور با او تماس گرفته‌اند.

 

افزايش سرقت اطلاعات شخصي و هويت افراد توسط سايت‌هاي دوست‌يابي و پورنو در اينترنت، چنان امنيت اجتماعي زنان را در آمريكا مورد تهديد قرار داده كه قانونگذاران ايالتي درصددند تا با وضع قوانين جديد بر اين معضل فائق آيند.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، «نيويورك‌تايمز» در گزارشي نوشت: خانم «كلراي ميلر»، ناشر 44 ساله، به تازگي مجبور به برداشتن مشخصات خود از در ورودي آپارتماني شد كه يازده سال است در آنجا زندگي كند. او همچنين از مالك آپارتمان خواسته است تا زنگ خانه‌اش را قطع كرده و شماره تلفنش را نيز عوض كند.

او از سپتامبر گذشته با مشكلات زيادي روبه‌رو بوده است؛ تماس‌هاي تلفني و ايميل‌هاي پياپي با مضاميني غيراخلاقي و حتي مرداني كه شب‌ها ديروقت به درب منزل او مي‌آمدند و همه مدعي بودند با استفاده از تبليغ‌هاي اينترنتي به تلفن و نام و آدرس او دست يافته و به اين منظور با او تماس گرفته‌اند.

او قرباني تعبيري جديد از جرايم اينترنتي شده است. سيل جديدي كه به تازگي در قانونگذاري‌هاي ايالاتي هم در حال نفوذ است.

قانونگذاران ايالتي، حدود سال 1999، متوجه اين سيل به نسبت جديد جرايم اينترنتي معروف به دزدي‌هاي پنهان اينترنتي (Cyber stalking) شدند تا اين‌كه سه ماه پيش، بوش لايحه ضد دزدي‌هاي اينترنتي را امضا كرد. اما مواردي مثل پرونده خانم ميلر، نشان مي‌دهد كه اين امر، چندان راحت هم نيست.

يك فايل شخصي با نام كامل، آدرس و شماره تلفن خانم ميلر به يك سايت مستهجن فرستاده شده بود كه همراه با تقاضاي تماس از طرف ديگران بود. اين مشكل با توجه به قابليت دسترسي به اطلاعات در اينترنت و رشد عظيم شبكه‌هاي اجتماعي و سايت‌هاي آشنايي كه جذب‌كننده سرمايه‌گذاري شركت‌هاي بزرگي است، چند برابر شده است.

«پري آفتاب»، يكي از مديران اجرايي سايت «wiredsafety.org» كه در زمينه كنترل فضاي اينترنت و كمك به قربانيان اين‌گونه جرايم و پورنوگرافي اطفال فعاليت مي‌كند، مي‌گويد: «اين نوع دزدي پنهان، وحشت پنهان نهفته در اينترنت است. هيچ‌كس در اين‌باره صحبت نمي‌كند و گمان مي‌كنند كه بايد با آن كنار بيايند».

بايد گفت، هيچ آماري در مورد ميزان اين‌گونه جرايم وجود ندارد، ولي به گفته سازمان‌هاي مبارزه با اين امر، بسيار معمول شده است.
معمولا در بيشتر مسابقات فوتبال آنلاين و حراجي‌هاي eBay و ... يكي از طرفين مجرم از آب درمي‌آيد.

در سال 2000 پس از درخواست‌هاي «FBI» سازمان تلاش براي توقف تجاوزات اينترنتي، شروع به تحقيق در اين زمينه كرد. آنان كه هر هفته با حدود پنجاه مورد روبه‌رو بودند، از قربانيان خواستند تا پرسشنامه‌هايي را پر كرده و اطلاعات خود و مجرم را به آنان بدهند.

در بيش از نيمي از موارد، متجاوزان غريبه بوده و به احتمال زياد در ديگر موارد آشنا بوده‌اند. مثلا گاه دو نفري كه مدتي با هم دوست بوده‌اند، پس از جدايي يكي از آنان مشخصات طرف مقابل را به سايت‌هاي مخصوصي فرستاده و باعث ايجاد مشكلاتي براي طرفشان مي‌شدند.

آقاي «ريد ملوي»، روانشناس مي‌گويد: گروه مجرمان بسيار متفاوت است و با هر تكنولوژي جديدي كه مي‌‌آيد بايد سايه بزهكاري را در پي آن ديد.

«ماري فرانك»، مشاور خصوصي متخصص در بحث دزدي هويت، پرونده خانم ميلر را يك دزدي هويت به قصد انتقام مي‌داند. او مي‌گويد: سايت‌هاي آشنايي با حجم بالاي اطلاعات شخصي، بهترين محيط براي مجرمان هستند.
تاكنون حدود 45 ايالت قوانيني را در اين زمينه تصويب كرده‌اند كه دولت فدرال نيز در اين زمره قرار دارد. اما مشكلاتي نيز وجود دارد؛ از قبيل اين‌كه مجرم و قرباني در دو ايالت مختلف ساكن و شركت‌هاي اينترنتي داراي شواهد و مدارك در سراسر كشور يا دنيا پراكنده باشند.

خانم ميلر با يك مشكل ديگر نيز روبه‌رو شد. او با شعبه‌هاي مختلف سايت iwantu كه تبليغات وي را منتشر كرده بود در سياتل، كانادا، كاستاريكا و انگلستان تماس گرفته و از آنان خواسته بود تا اطلاعات شخص مرتبط با آنان را به وي بدهند، اما آنان طي ايميلي اعلام كرده‌اند كه نمي‌توانند اطلاعات اعضاي سايت را در اختيار كسي بگذارند.

خلاصه آن‌كه صنعتي كه هم‌اكنون در ميان مشتريان و ايمني و امنيت دست و پا مي‌زند، پيامدهاي بسيار حساس و ظريفي دارد. هم‌اكنون سايت‌هاي آشنايي بسيار كمي وجود دارند كه در مورد مشتريان و اعضايشان تحقيق كرده و پس از آگاهي از صحت موضوعات، اطلاعات را منتشر مي‌كنند.

 

لینک : دزدی هویت ، وحشت پنهان نهفته در اينترنت

AlirezA24h
نوشته شده در : جمعه 1385/02/08 - ساعت : 17:13 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: مطالب |

عشق

 

آنگاه الميترا گفت با ما از عشق سخن بگوی.

پيامبر سر برآورد و نگاهی به مردم انداخت، و سكوت و آرامش مردم را فراگرفته بود. سپس با صدایی ژرف و رسا گفت:

هر زمان كه عشق اشارتی به شما كرد در پی او بشتابيد،

هر چند راه او سخت و ناهموار باشد.

و هر زمان بالهای عشق شما را در برگرفت خود را به او سپاريد،

هر چند كه تيغهای پنهان در بال و پرش ممكن است شما را مجروح كند.

و هر زمان كه عشق با شما سخن گويد او را باور كنيد،

هر چند دعوت او روياهای شما را چون باد مغرب درهم كوبد و باغ شما را خزان كند.

زيرا عشق چنانكه شما را تاج بر سر می‌نهد به صليب نيز می كشد.

و چنانكه شما را می‌روياند شاخ و برگ شما را هرس می‌كند.

و چنانكه تا بلندای درخت وجودتان بالا می‌رود و ظريف‌ترين شاخه‌های شما را كه در آفتاب می‌رقصند نوازش می‌كند،

همچنين تا عميق‌ترين ريشه‌های شما پايين مي‌رود و آنها را كه به زمين چسبيده‌اند تكان می‌دهد.

عشق شما را چون خوشه‌های گندم دسته می‌كند.

آنگاه شما را به خرمن كوب از پرده خوشه بيرون می‌آورد.

و سپس به غربال باد دانه را از كاه می‌رهاند،

و به گردش آسياب می‌سپارد تا آرد سپيد از آن بيرون آيد.

سپس شما را خمير می‌كند تا نرم و انعطاف‌پذير شويد،

و بعد از آن شما را بر آتش مقدس می‌نهد تا برای ضيافت مقدس خداوند نان مقدس شويد.

عشق با شما چنين رفتارها می كند تا به اسرار قلب خود معرفت يابيد

و بدين معرفت با قلب زندگی پيوند كنيد و جزیی از آن شويد.

اما اگر از ترس بلا و آزمون، تنها طالب آرامش و لذتهای عشق باشيد،

خوشتر آنكه عريانی خود بپوشانيد

و از دم تيغ خرمن كوب عشق بگريزيد،

به دنيايي كه از گردش فصلها در آن نشانی نيست;

جايي كه شما می‌خنديد اما تمامی خنده خود را بر لب نمي‌آوريد

و می‌گرييد اما تمامی اشكهای خود را فرو نمی‌ريزيد.

عشق هديه‌ای نمي‌دهد مگر از گوهر ذات خويش.

و هديه‌ای نمي‌پذيرد مگر از گوهی ذات خويش.

عشق نه مالک است و نه مملوک،

زيرا عشق برای عشق كافی است.

وقتي كه عاشق مي‌شويد مگوييد «خداوند در قلب من است» بلكه بگوييد « من در قلب خداوند جای دارم».

و گمان مكنيد كه زمام عشق در دست شماست، بلكه اين عشق است كه اگر شما را شايسته بيند حركت شما را هدايت مي‌كند.

عشق را هيچ آرزو نيست مگر آنكه به ذات خويش در رسد.

اما اگر شما عاشقيد و آرزويی می‌جوييد،

آرزو كنيد كه ذوب شويد و همچون جويباری باشيد كه با شتاب می‌رود و برای شب آواز می‌خواند.

آرزو كنيد كه رنج بيش از حد مهربان بودن را تجربه كنيد.

آرزو كنيدكه زخم خورده فهم خود ازعشق باشيد و خون شما به رغبت و شادی بر خاك ريزد

آرزو كنيد سپيده دم برخيزيد و بالهای قلبتان را بگشاييد

و سپاس گوييد كه يك روز ديگر از حيات عشق به شما عطا شده است.

آرزو كنيد كه هنگام ظهر بياراميد و به وجد و هيجان عشق بيانديشيد،

آرزو كنيد كه شب هنگام با دلی حق شناس و پرسپاس به خانه باز آييد،

و به خواب رويد، با دعايی در دل برای معشوق و آوازی بر لب در ستايش او.

« جبران خليل جبران »

نوشته شده در : جمعه 1385/02/08 - ساعت : 14:18 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: عشق |

بوسه يعنی وصل شيرين دو لب
بوسه يعنی خلسه در اعماق شب
بوسه يعنی مستی از مشروب عشق
بوسه يعنی آتش و گرمای تب

بوسه يعنی لذت از دلدادگی
لذت از شب , لذت از ديوانگی
بوسه يعنی حس طعم خوب عشق
طعم شيرينی به رنگ سادگی

بوسه آغازی برای ما شدن
لحظه ای با دلبری تنها شدن
بوسه سرفصل کتاب عاشقی
بوسه رمز وارد دلها شدن

بوسه آتش می زند بر جسم و جان
بوسه يعنی عشق من , با من بمان
شرم در دلدادگی بی معنی است
بوسه بر می دارد اين شرم از ميان

طعم شيرين عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه ای يک بوسه است
بهترين هديه پس از يک انتظار
بشنويد از من فقط يک بوسه است

بوسه را تکرار می بايد نمود
بوسه يعنی عشق و آواز و سرود
بوسه يعنی وصل جانها از دولب
بوسه يعنی پر زدن , يعنی صعود

نوشته شده در : جمعه 1385/02/08 - ساعت : 14:13 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: شعر |
نوشته شده در : جمعه 1385/02/08 - ساعت : 14:1 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: عشق |
نوشته شده در : جمعه 1385/02/08 - ساعت : 14:0 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: عشق |
نوشته شده در : جمعه 1385/02/08 - ساعت : 13:58 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: عشق |
 
نوشته شده در : جمعه 1385/02/08 - ساعت : 13:57 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: طبیعت |
نوشته شده در : جمعه 1385/02/08 - ساعت : 13:56 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: عشق |
نوشته شده در : جمعه 1385/02/08 - ساعت : 13:56 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: عشق |
نوشته شده در : جمعه 1385/02/08 - ساعت : 13:55 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: طبیعت |
نوشته شده در : جمعه 1385/02/08 - ساعت : 13:53 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: عشق |
نوشته شده در : جمعه 1385/02/08 - ساعت : 13:51 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: عشق |
نوشته شده در : جمعه 1385/02/08 - ساعت : 13:48 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: عشق |
نوشته شده در : جمعه 1385/02/08 - ساعت : 13:46 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: عشق |
خانم ها مثل چی هستند ؟

خانم ها مثل راديو هستند .
هر چی می خواهند می گويند ولی هر چه بگويی نمی شنوند.

خانم ها مثل شبكه اينترنت هستند.
از هر موضوعی يک فايل اطلاعاتی دارند.

خانم هامثل چسب دوقلو هستند .
اگر دستشان با گوشی تلفن مخلوط شد ، ديگر بايد سيم را بريد.

خانم ها مثل موتور گازی هستند .
پر سر و صدا ، كم سرعت و كم طاقت .

خانم ها مثل رعد و برق هستند .
اول برق چشمهاشون می رسه , بعد رعد صداشون.

خانم ها مثل ليمو شيرين هستند .
اول شيرين و بعد تلخ می شوند.

خانم ها مثل موبايل هستند.
هر وقت كاری مهم پيش می آيد در دسترس نيستند.

خانم ها مثل گچ هستند .
اگر چند دقيقه مدارا كنيد آنچنان سخت می شوند كه هيچ شكلی نمی گيرند.

خانم ها مثل كنتو ر برق هستند.
هر از چند سالی يكبار سن آنها صفر می شود.

خانم مثل فلزياب هستند .
هرگاه از نزديكی طلافروشی رد می شوند عكس العمل نشان می دهند.

خانم ها خيلی زرنگ هستند.
آنقدر جنگيدند تا جايزه صلح را گرفتند .

نوشته شده در : جمعه 1385/02/08 - ساعت : 13:39 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: خواندنیها |

مرد ها مثل چی هستند ؟

:
مردها مثل « مخلوط كن » هستند.
.
در هر خانه يكی از آنها هست ولی نميدانيد به چه درد ميخورد.

:
مردها مثل « آگهی بازرگانی » هستند.
.
حتی یک كلمه از چيزهایی را كه ميگويند نميتوان باور كرد.

:
مردها مثل « كامپيوتر » هستند.
.
كاربری شان سخت است و هرگز حافظه ای قوی ندارند.

:
مردها مثل « سيمان » هستند.
.
وقتی جایی پهنشان ميكنی بايد با كلنگ آنها را از جا بكنی.

:
مردها مثل « طالع بينی مجلات » هستند.
.
هميشه به شما ميگويند كه چه بكنيد و معمولاً اشتباه می گويند.

:
مردها مثل « جای پارک » هستند.
خوب هايشان قبلا اشغال شده و آنهایی كه باقی مانده اند يا كوچک هستند يا جلوی درب منزل مردم.

:
مردها مثل « پاپ كورن » ( ذرت بو داده ) هستند.
.
بامزه هستند ولی جای غذا را نمی گيرند .

:
مردها مثل « باران بهاری » هستند.
.
هيچوقت نميدانيد كی مي آيند ، چقدر ادامه دارد و كی قطع ميشود.

:
مردها مثل « پيكان دست دوم » هستند.
.
ارزان هستند و غير قابل اطمينان .

:
مردها مثل « موز » هستند.
.
هرچه پيرتر ميشوند وارفته تر ميشوند.

:
مردها مثل « نوزاد » هستند.
در اولين نگاه شيرين و با مزه هستند اما خيلی زود از تميز كردن و مراقبت از آنها خسته می شويد.

نوشته شده در : جمعه 1385/02/08 - ساعت : 13:37 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: خواندنیها |
 

من مواعظ النبي صلى الله عليه وآله وسلّم:

خياركم أحسنكم أخلاقاً، الذين يَألفون ويُؤلفون.

(تحف العقول صفحه 45)


بهترين شما، كسانى هستند كه برخوردشان با مردم، از همه بهتر است. چهره‏اى گشاده دارند كه مردم رغبت مى‏كنند با آنان انس و الفت بگيرند.
معناى روايت، اين نيست كه اگر كسى پاى‏بندِ عمل به تكليف شرعى نيست ولى خوش‏برخورد است بر كسى كه وظائف دينى خود را انجام مى‏دهد ولى گشاده‏رو نيست، ترجيح دارد.
بلكه مراد اين است فرد مؤمنى كه وظائف خود را انجام مى‏دهد و حسن خلق هم دارد بر مؤمنى كه خوش اخلاق نيست برترى دارد.

جلسه بيست و سوم 23/8/78

 

با تشکر از : پایگاه اطلاع رسانی دفترحفظ ونشرآثارحضرت آيت الله العظمی سيدعلی خامنه ای (مدظله العالی)

نوشته شده در : جمعه 1385/02/08 - ساعت : 13:20 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: پیام حق |
 

من مواعظ النبي صلى الله عليه وآله وسلّم:

الحياءُ حياءان، حياءُ عقلٍ وحياء حُمْقٍ، وحياء العقل العلم وحياءُ الحُمقِ الجهل.

(تحف العقول صفحه 45)


حياءِ عقل آن است كه انسان از روى عقل احساس حياء كند، مثل حياء در هنگام ارتكاب گناه، و يا حياء در مقابل كسانى كه احترامشان لازم است و اين حياء، علم است يعنى رفتارى عالمانه مى‏باشد.
و حياء جهل آن است كه از پرسيدن و يادگرفتن يا از عبادت‏كردن و امثال آن، حياء كند (مثل كسانى كه در بعضى محيطها، از نماز خواندن، خجالت مى‏كشند) و اين حياء، رفتارى جاهلانه است.

جلسه بيست و دوم 18/8/78

 

با تشکر از : پایگاه اطلاع رسانی دفترحفظ ونشرآثارحضرت آيت الله العظمی سيدعلی خامنه ای (مدظله العالی)

نوشته شده در : جمعه 1385/02/08 - ساعت : 13:17 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: پیام حق |


چی می شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما بركت بده چرا كه ديروز ما وقت نكرديم از او تشكر كنيم.

چی می شد اگه خدا فردا ديگه ما را هدايت نمی كرد چون امروز اطاعتش نكرديم.

چی می شد اگه خدا امروز با ما همراه نبود چرا كه امروز قادر به دركش نبوديم.

چی می شد ديگه هرگز شكوفا شدن گلی را نمی ديديم چرا كه وقتی خدا بارون فرستاده بود گله كرديم.

چی می شد اگه خدا عشق و مراقبتش را از ما دريغ می كرد چرا كه ما از محبت ورزيدن به ديگران دريغ كرديم.

چی می شد اگه خدا فردا كتاب مقدسش را از ما می گرفت چرا كه امروز فرصت نكرديم آنرا بخوانيم.

چی می شد اگه خدا در خا نه اش را می بست چون ما در قلبهای خود را بسته ايم.

چی می شد اگه خدا امروز به حرفهايمان گوش نمی داد چون ديروز به دستوراتش خوب عمل نكرديم.

چی می شد اگه خدا خواسته هايمان را بی پاسخ می گذاشت چون فراموشش كرديم.

و چی می شد اگه ...

و چی می شه اگه ما از اين مطالب به سادگی بگذريم ؟

نوشته شده در : جمعه 1385/02/08 - ساعت : 13:15 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: عشق |

 

عکسها از : ایرنا

دشت "لاله‌های واژگون" در شهرستان كوهرنگ از توابع چهارمحال‌و بختياری و در ‪ ۸۵ ‬كيلومتری " شهركرد" مركز اين استان واقع شده است.

نوشته شده در : جمعه 1385/02/08 - ساعت : 13:6 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: پاینده ایران |

 

عکس از : ایرنا

نوشته شده در : جمعه 1385/02/08 - ساعت : 12:55 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: پاینده ایران |
 

نویسنده : دوربرگردان م.ف

 

به ورزشگاه خوش آمدي خواهرم!
دكتر احمدي‌نژاد، پس از فراغت و به سرانجام رساندن مسائل مهم مملكتي به سراغ مسائل مهم‌تر رفته و در نامه‌اي به رئيس سازمان تربيت بدني، خواستار حضور زنان در ورزشگاه‌ها شد.

رئيس‌جمهور به آقاي علي‌آبادي دستور داد تا با «برنامه‌ريزي صحيح و مقتضي شئون بانوان» جايگاه ويژه‌اي را در ورزشگاه‌ها به بانوان اختصاص دهند تا آنها هم بتوانند فريضه تماشاي مسابقات فوتبال در ورزشگاه را به جا بياورند.
از آنجايي كه رئيس‌جمهورِ اصولگرا بر «برنامه‌ريزي صحيح و متقضي شئون بانوان» تأكيد كرده است، با توجه به جو جاري حاكم بر ورزشگاه‌ها، مواردي از راهكارهاي صد درصد عملي و لازم‌الاجرا را در زير مي‌آوريم (بعيد هم نيست كه طبق مدِ تازه، رونوشتي از اين مطالب را براي مجلس شوراي اسلامي، نهاد رياست‌جمهوري و سازمان تربيت بدني بفرستيم!)

1ـ از آنجايي كه متأسفانه برخي از «تماشاگرنماها» در حين انجام مسابقات دائما الفاظ ز شت و ركيكي را نثار تيم مقابل، داور، دروازه‌بان خودي، طرفداران تيم مقابل و... مي‌كنند و معمولا تعداد اين افراد هم بسيار زياد است، به طوري كه صداي آنان به تمام جايگاه‌ها مي‌رسد، بايد براي جلوگيري از استماع اين الفاظ زشت توسط بانوان محترم، مقدار معتنابهي پنبه در گوش اين عزيزان چپانده شود.

2ـ از آنجايي كه تجربه نشان داده است كه باوقاترين افرادِ حاضر در ورزشگاه هم در هنگام گل‌ها و يا حركاتِ منجر به گل، از خود بي‌خود مي‌شوند و بسته به موقعيت تيمِ خود (كه آيا گل را زده يا خورده يا از دست داده يا گرفته) الفاظ مختلفي را فرياد مي‌زنند، حتما بايد مقداري چسب پُهن دمِ دهان خانم‌هاي حاضر در ورزشگاه چسبانده شود تا خداي ناكرده الفاظ و صداهايي كه در شأنِ ايشان نيست، از دهانشان خارج نشود.

3ـ تهاجم فرهنگي در سال‌هاي اخير در قالب حركاتي مثل موج مكزيكي به ورزشگاه‌هاي ما راه يافته است كه در كنار موارد بومي‌اي كه از قبل موجود بودند (مثل قر و قنبيل و مخلفات!) لازم مي‌دارد تا مسئولان مربوطه احتياط‌هاي لازم را لحاظ كنند. در اين راستا، پيشنهاد مي‌شود تا بانوان گرامي توسط طناب يا كمربندهاي ايمني در سر جاي خود محكم شوند و درست و پاهاي آنها هم به نحو متقضي بسته شوند!

4ـ متأسفانه انجام اعمال نمايشي زشت و توهين‌آميزي كه برخي از تماشاگرنماها از طريق انگشت شست، انگشت مياني، آرنج، زانو و...! انجام مي‌دهند، به همراه لخت شدن‌هاي گاه و بي‌گاه ورزشكاراني كه هيجان‌زده مي‌شوند، لازم مي‌دارد كه از چشم خواهران محترم در اين اماكن محافظت به عمل آيد، به همين دليل، استفاده از چشم‌بندهاي چندلايه و يا عينك مخصوص نابينايان ضروري مي‌نمايد.

ويزاي ابراهيم يزدي و بورسيه دكتراي يك جوان
افشاگري يك وبلاگ‌نويس اصلاح‌طلب در مورد علي افشاري (تحكيم وحدتي سابق و براندازِ لاحِق!) آتش اختلافات در اردوي اصلاح‌طلبان كه زيرِ خاكسترِ اتحاد در برابر دولت جديد، پنهان بود را شعله‌ور كرد. آقاي وبلاگ‌نويس، علي افشاري را به مزدوري آمريكا و وطن‌فروشي (و يك سري خرده‌ريزه‌هاي ديگر!) متهم كرده بود و متهم هم جوابيه داده بود و ضمنا گفته بود كه دليل حضورش در آمريكا، اين است كه او بورسيه دوره دكتري است.

آقا واقعا اين آمريكايي‌ها هر عيبي كه داشته باشند، خيلي دانش‌پرور و علم‌دوست هستند. فكرش را بكنيد، در اين قحطي ويزا كه حتي آقاي ابراهيم يزدي با سوابق روشن و دوستانه به خاطر چهار كلمه انتقاد ملايم از سياست‌هاي آمريكا، اجازه ورود به آمريكا حتي براي معالجات پزشكي هم پيدا نمي‌كند، آن‌وقت به جوان معصومي كه همه دوران دانشجويي‌اش يا در ميتينگ بوده يا جلسه يا سخنراني يا بازجويي و يا زندان، نه تنها ويزا مي‌دهند كه حتي بورسيه‌اش هم مي‌كنند! (و لابد بعد هم براي اين‌كه غريبي نكند و بتواند درسش را خوب بخواند، مي‌برندش كنگره تا در مورد براندازي حكومت ايران سخنراني كند!)

نكته جالب: در يادداشت‌ها و جوابيه‌هاي متعددي كه از طرف رفقاي اصلاح‌طلب در مورد اين افشاگري نوشته شده، نحوه دخالت در امور شخصي و خصوصي، به مطالب روزنامه «كيهان» تشبيه شده است. نكته جالب اين است كه در يادداشتِ مذكور، به «عروسي آنچناني» افشاري اشاره شده بود، اما در مطلبي كه در «كيهان» چاپ شده، اين بخش حذف شده است!

سؤال جالب: اين آقاي علي افشاري چطوري از ايران خارج شده؟ آيا وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ـ برخلاف ادعاهاي اپوزيسيون ـ هيچ دخالتي در تحديد آزادي‌هاي اجتماعي شهروندان ندارد و يا زبانم لال آقا با هماهنگي‌هاي مربوطه(!) رفته آن طرف تا نقشه‌هاي آمريكايي‌ها را نقش بر آب كند؟!
نتيجه‌گيري: آدم بهتر است زود قضاوت نكند!

پيك بادپاي عربي
ايرنا از قول مديرعامل پيك بادپاي شهرداري تهران خبر داد كه «پيك بادپا در دبي شعبه داير خواهد كرد».
«به: رياست محترم پيك بادپاي در شُرُفِ تأسيس دبي
از: مديرعامل پيك بادپاي شهرداري تهران
موضوع: نامه شماره 1/413 ب 27
با سلام
در پاسخ به نامه شماره 1/413 ب 27 كه در آن فهرستِ اقلام و خدماتِ مورد نياز براي تأسيس پيك بادپا در دبي درخواست شده بود، به اطلاع مي‌رساند كه بنا به نظر كارشناسان و همين‌طور نظرسنجي از موتورسواران شاغل، برخي اقلام مورد نياز به شرح زير اعلام مي‌شود:

1ـ موتورسيكلت‌هاي چيني، فاقد مرغوبيت، دودزا، پر سر و صدا و البته پرقدرت با توانايي حملِ حداقل يخچال سايدباي‌سايد به ميزان لازم
2ـ موتورسواران ماهر با توانايي‌هاي ويژه‌اي مثل ويراژهاي متناوب، عبور از چراغ خطر و راندن در معابرِ ورود ممنوع؛ به تعداد موتورها
3ـ لوازم ايمني از جمله كلاه كاسكت؛ اگر بود
4ـ پليس با باتوم و قبضِ جريمه و ماشين براي ضبط موتورسيكلت‌ها؛ هرچه بيشتر بهتر
5ـ خيابان‌هاي شلوغ، بسيار پرترافيك و باريك؛ به مقدار زياد
6ـ كاسب‌هاي خسيس؛ هرچه هست

در پايان لازم به ذكر است كه در صورتِ نياز، پيك بادپاي تهران آمادگي صدور تمام اقلام فوق را دارد».

تشويقِ مديرانِ سالم
رئيس سازمان بازرسي كل كشور اعلام كرد: «مديرانِ سالم تشويق مي‌شوند» (يكي از تيترهاي صفحه اول روزنامه «همشهري» 4/2/85)
[مكان: دفتر رئيس سازمان بازرسي كل كشور. يك آقاي شيك‌پوش با ته‌ريش، پيراهن يقه‌بسته و كت و شلوار پيرِگاردن وارد مي‌شود]

ـ سلام قربان من آمده‌ام تا در راستاي طرح «تشويق مديران سالم» تشويق بشوم.
رئيس دفتر: واقعا مطمئن هستيد كه سالميد؟

آقاي مدير: بله اين هم گواهي سلامت از مؤسسه «هيلث اند لايف» لندن
رئيس دفتر: انگليس تشريف داريد به سلامتي؟

آقاي مدير: نخير... به اتفاق منزل يك هفته‌اي آنجا بوديم تا آب و هوايي عوض كنيم. جايتان خالي.
رئيس دفتر: گواهي چشم‌پزشكي نداريد؟

آقاي مدير: چرا هست، منتها هنوز نرسيده، آخه مي‌دونيد، يك سر رفتم آلمان چشم‌هايم را ليزر كردم، حالا گواهي را هم بايد خودشان بفرستند، همين روزها مي‌رسه.

رئيس دفتر: دندان‌هايتان كه سالمند؟
آقاي مدير: اين يكي را اختيار داريد قربان!... فقط چهار ميليون تومان همين دو هفته پيش خرجشان كردم.

رئيس دفتر: احسنت، پس بفرماييد بنشينيد تا مراسم را شروع كنيم.
[رئيس دفتر و چند كارمندِ بازرسي كل كشور مي‌خوانند:]
آفرين، صد آفرين، مدير خوب و نازنين، فرشته روي زمين، رو صندليت محكم بشين، بپّا يه وقت نخوري زمين...
[كف حضار]

 

AlirezA24h
نوشته شده در : جمعه 1385/02/08 - ساعت : 12:53 | توسط : AlirezA24hلینک ثابت | موضوع: دوربرگردان |
آخرین اخبار
جدیدترین اخبار برگرفته از سایتهای خبری معتبر
منوی اصلی
به نام خدا

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
خلیج همیشه فارس

لا فتی الا علی و لا سیف الا ذوالفقار

(( نمایش همه منوها ))


درباره وبلاگ
ساعت و تقویم
امکانات

اين وبلاگ را صفحه خانگی خود كنید   تماس با نویسنده وبلاگ   اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها   لینک RSS   ماشین حساب     

تبلیغات

نکته
تقاضا
بازدید کننده گرامی
طیف مطالب منتشره در این وبلاگ گسترده بوده و در انتخاب و نشر آنها سعی بر این است که رضایت همه عزیزان با سلایق مختلف جلب شود.
لذا از شما سروران با توجه به اینکه چندین بار در روز مطالب جدید اضافه می شود و صفحه اصلی گنجایش همه را ندارد تقاضا دارد حتما به آرشیو موضوعی مراجعه نمایید.
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آرشیو موضوعی
نرم افزار
عشق
طبیعت
موبایل
اینترنت
یادداشتها
موسیقی
آوانماها
مطالب
پاینده ایران
پیام حق
دیدنیها
خواندنیها
دوربرگردان
مسائل روز
شعر
نویسندگان
پیوندها
بلاگرد
قرآن و فال حافظ
پیش بینی وضع هوا
آخرین تغییرات بورس
لوگوی ما
لوگو سایتها
دنیای ویروسها
نظر سنجی
خبرنامه
آن لاین هستم؟
گفتگو
جستجوی مطالب
شمارنده ها

This is my Google PageRank™ - SmE Rank free service Powered by Scriptme This is my Google PageRank™ - SmE Rank free service Powered by Scriptme
Search Engine Optimization


تعداد افراد حاضر در وبلاگ

درباره قالب
 


وضعیت و دمای هوای تهران





کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .

All Rights Reserved 1385-2006 © by alireza24h.blogfa.com
Best Viewed In IE 6.0 - 800x600 Or Better
High Speed Internet Connection Recommended